خانما توروخدا راهنمایی کنید
من پسرم ۵ماه ونیم ۶ ماهه بود یه ۳/۴ماهی مجبور شدم بذارمش پیش مامانم نصف روز برم سرکار
پسرم به شددددددت ب مامانم وابستس
مشکلی با اینش ندارم
مشکلم نوع تربیت مادرم و رفتارش با پسرمه
به شددددددت لوسش کرده یه چیز عجیب غریب ینی وقتی میرم اونجا پنج دقیقه هم ارامش ندارم همش نق همش گریه دوسال و خورده‌ایشه الان ن میفهمه نه چیه نه میفهمه اره چیه
وقتی مامانم هست اصلا نه ب من ن شوهرم نگاهم نمیکنه دست بهش بزنم انقد جیغ و داد میکنه ک
اصن شده مسخره همه این موضوع هرکی از فامیل میرسه بهم میگه وای انگار ن انگار تو مامانشی وای اصلا تورونمیشناسه پااای اصلا تورونمیخاد وااای چقد بداخلاقه وااای فلانه
سر همین اخلاقای مامانم پسرم بد اخلاق شد بد خواب شد بی قانون شد بد غذا شد
بخدا دوسال و دوماهش بود به زور و گریه و دعوا با مامانم از شیر گرفتمش نمیذاشت غذا نمیخورد فقط شیر ضعیف شده بود دیگ
میدونم همش از دوست داشتنه ولی این دوستی خاله خرسه است
از اون طرف جز خونه مامانم هییییچ جارو ندارم ک برم خونه هامونم خیلی نزدیکه
از طرف دیگ امتحان کردم یه مدت نبردمش اونجا در حد یک هفته ده روز هیییییچ اثری نداشته
نمیدونم دیگه چیکار‌کنم هرچیم با مامانم حرف میزنم یک درصد هم قبول نمیکنه ک کارش درست نیست تازه منو مقصر میدونه



فرزندپروری پوشک بچه شیردهی شیرخشک زایمان طبیعی سزارین سیسمونی دولتی خصوصی بارداری زایمان

۷ پاسخ

اول اینکه بچه ها تا هفت سالی شغلشون لجبازی واذیت ونق نق کردنه مادر وپدرباید بارفتار درست تربیت درست روانجام بدن که زمان برهم هست،اگه خودتون نمیتونین ببرینش پیش رفتارشناس کودک باتوجه به اخلاق بچه راهنمایی میکنه،دوم اینکه مادرتون توبدترین شرایط دستتون رو گرفته واز بچه کوچیکتون نگهداری کرده هیچکس اینکارونمیکنه مخصوصا اینکه انقدرکوچیک باشه ،درعوض لطفش مواطب باشین دلش نشکنه بالاخره شیوه تربیت هرکس یه مدله وقتی ایرادمیزارید روتربیت کردن مادرتون خوب شماروهم اون بنده خداتربیت کرده دیگه

عزیزم مامانت مقصر نیست
بنظر من تربیت نسل قبلی با الان فرق داره
و از الان جلوی این ماجرا رو‌بگیر
تو سن کم زودتر میتونی جمعش کنی
خواهر شوهر منم چون دوتا پسر داشت و شیطون بودن یکی شو میاورد خونه ی کادر شوهرم
جوری ک کل تابستون اونجا میموند چهارشنبه ها از مدرسه میومد اونجا جمعه اخر شب برمیگشت
الانم از ۹ اسفند ک جنگ شده خونه ی مادر شوهرمه
ببین اون بچه الان میگه از پدر مادرم بدم میاد چون اونا بزرگم نکردن
از طرفی چون مادر شوهرم نازشو‌کشیده پر توقع شده و کلا سر به هواعه
الانم تو سن بلوغه نمیتونن اصلا جلوشو‌بگیرن
از یه طرفم پسر کوچیکه میبینه رفتارای اونو مثل همون شده و واقعا همرو اذیت میکنن
برای همین میگم اگه الان یکی دو هفته مدام خونه بمونی تا از این دو‌هوایی در بیاد خیلی بهتره تا بعدا به بچه ی یاغی بشه

عزیزم فقط بذار یه مهد معتبر تنها راهش همینه

بزارش مهد

حتما از مشاور‌کمک‌بگیر
مهدی بزار ک‌مربی روانشناسی خونده باشه

زمان میبره اما تغییر میکنه

و از زمانی ک بردی مهد خونه مامانت کمتر برو ،مدت زمان کوتاه بمون

بنظرم شوهرت باید کمک کنه تا بتونی روی تربیتش مسلط بشی چون بچها معمولا زیاد از مامانا حساب نمیبرن بیشتر حرف پدر رو میشنون یه جورایی انگار پیش مامانا بد اخلاق ترن کلا
(حالا باز هر بچه به جوریه)
از شوهرت کمک بخواه تا بتونی تربیتشو درست کنی چون هرچی بزرگتر بشه بیشتر لجبازی میکنه باهات
به مامانتم بگو یکم کمتر تحویلش بگیره یا وقتی کار اشتباهی میکنه بهش تذکر بده و رفتارشو باهاش یکم جدی تر کنه

کاریش نمیشع کرد دختر خاله منم دخترش میبرد پیش مامانش الان نمیگه مامانمه یان فحش از دهنش دربیاد هرچی میگع انقد خالم لوسش کرده دو شب بگه ببرین منو مغازه باید ببرن

بذار مهد

سوال های مرتبط