۱۸ پاسخ

چ ک ص شعرا میگت

ربطی نداره من بارداری اولم تبریز بودم کلا خونواده شوهرم هم اونجا بود ولی اصلا نمیدیدیم شاید یه ماه یا بیشتر ولی بچه اولم شبیه همسرمه بیشتر ولی هر هفته میرفتم خونه مامانم

تن داروین و تو گور میلرزونن با این چرت و پرتا، بگو پس ژنتیک چیکارس اسکل

اره بخدا دوری دوستی وقتی خونه همدیگه میریم احترام همو داریم..

منکه خداشکر روستا زندگی میکنن هر ماه دوماهی یبار همو ببینیم زنگ بزنه میگه دخترمون چیکار میکنه تا حالا نشده بنده خدا حرفی بزنه

خوش بحال اونایی ک عقل ندارن راحت بی دغدغه زندگیشون میکنن..من سر پسرم شوهرم شب کار بود روزا هم خواب روزی دوساعت میدیدمش من بقال چقال از شوهرم بیشتر میدیدم پس باید پسرم شبیه اونا میشد...خدا صبرت بده عزیرم با همچی مادر شوهری ک داری

چه بیکارن 😐

بگو قرن ۲۱ ایم این دری‌وریا چیه میگین؟اصلا اهمیت نده بابا

حالا بچه های خودش شبیه پدرشونن؟
زنیکه بگیری یه گوله بزنی تو سرشون😂مادرشوهر من که هربار میاد میگه میخوای به پهلو بشی بشین دوباره پهلو شو بچه ده نشده بریم ختنه کنیم من میگم باش میبرم دکتر شخصی میگه نه چ کاریه ببریم درمانگاه دولتی دلم میخواد یکی بزنم تو دهنش بگم بچه منه تو چرا فاز مالکیت گرفتی😑😂

چه ربطی داره 😂😑
بگو ناراحتی اونجا میمونم یه چیز دیگه بگو علم و دکتر ژنتیکو زیر سوال نبر🤣

الان شوهر ما که سرکاره از کجا بیاریمش نگاش کنیم😂 مادرشوهرت عقل نداره خوش به حالش

خب نرو خونشون

خرافاته

بهش بگو چ فرقی میکنه شبیه کی باشه اقبالش بلند باشه و خوش روزی باشه.

چه حرفا اصلا ربطی نداره به حرفاش گوش نکن همش مزخرفه

چه ربطی داره یعنی چی

اگه ب اینه همش خونه مامانت باشع به خودتون بره😃😂

میگن..

سوال های مرتبط

مامان αунαη🩶👼🏻 مامان αунαη🩶👼🏻 ۳ ماهگی
میشه بیاید راهنماییم کنید دارم دیونه میشم....

ما شوشتر زندگی میکنیم.. بعد مادرشوهرم و خواهر شوهرم... شوهرمو سرکاری گذاشتن ک برید اصفهان اونجا کار خوب هست کار کنه پیش شوهر خواهر شوهرم..
19ام این ماه پایان قرار داد مونه.. باید از این خونه بریم..
مادرشوهرم شوهرمو سرکاری گذاشته ک کل خونتو جمع کن بیاید تو یکی از اتاقای ما.. تا ببینیم شرکت اصفهان کی نیرو میخواد ک ببرتت و هیچ معلوم نیست..
منم به شوهرم میگم نمیتونم با یه بچه کوچیک برم اصفهان شهر غریب کسی پیشم نیست و تجربه ای ندارم بچمو نمیتونم تنهایی بزرگ کنم.. چیزی بلد نیستم هنوز.. و راضی نیستم خونمو ببری پیش خونه بابات و فلان...
بعد میگن خونتو بیار پیش ما بذار... خودتم 40روز برو خونه بابات تا بچت 40روزش بشه..
من وسایل پخچالمو چیکار کنم!؟؟
بخوام قبول کنم.. مادرشوهرم طمع داره کل وسیله هامو میبره..
قبول نمیکنمم شوهرم از صب رفته الان اومده لج کرده هر جا من بخام برم باید باهام بیای
من گفتم نمیتونم خونمو ول کنم اینجا برم خونه بابام تا 40روز
چیکار کنم چ خاکی به سرم بریزم از دست اینا تو روخدا بگید چیکار کمم
40روز من چی ببرم خونه بابام.. وسیله ها خودمو ببرم بچمو ببرم بهداشت ببرم دکتر ببرم اینا نمیفهمن
من گفتم از این خونه تکون نمیخورم تا تکلیف منو روشن کنی نمیخام چیزامو بذارم خونه بابات و خودم یچا دیگه باشم
نمیتونم هر کی باشه نمیتونه خونشو ول کنه به امون خدا
یخچالام فردا خراب میشن
وسیله ها توش خراب میشن
من تا کی صبر کنم ببینم شرکت کی نیرو میخواد

بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری