۱۸ پاسخ

موجودات بی آزاری هستند ولی خب ترسناک ن متأسفانه
جاری من کاملا ریلکس میگیره دستش بوسشون‌ میکنه و ...یعنی این بشر از هیچی هیچی نمیترسه اصلا نمیدونه ترس یعنی چی😅

چسب موش بذار چند تا اون اطراف خیلی راحت میگیره

خیلی گوگولیه که ترس نداره عزیزم سوسک که بدتره🥴😂 ولی باید مراقب باشی چون این مارمولکا دم خودشونو موقع دفاع از خودشون میچینن و خودشون رو به مردگی میزنن بعد که یکم تکونشون میدی زنده میشن و با سرعت خدا کیلومتر یا میپرن یا فرار میکنن ، اینو گفتم که یهو اگه دیدیش غافلگیر نشی😬

نترس دیگه هوا گرم بشه سوسک و مارمولک هست دیگه البته من خودمم شدید میترسم اما ی دفعه از در بالکن توری هم داریم اومد تو الان دیگه پیداش نمیکنم دیگه یکسال از این ماجرا گذشته مطمئنا رفته از اتاق بیرون 😂

یه پتویی چیزی بذار زیر در به دخترت بگو دیگه نمیتونه بیاد عوض اینکه تو دخترتو‌اروم کنی یکی باید بیاد خودتو اروم کنه😂😂 بابا چیزی نیست که
حالا اگه جات بودم می.ریدم ولی خب🌝

گازوئیل بگیرید بریزید جلو در خونتون و چهارچوب ها و یسری جاهای دیگه که فکر می‌کنید زیادن

مارمولک که ترس نداره اونا از نسل دایناسورها هستن

مارمولک تو خونه نمیمونه میره بیرون نگران نباش

ما از ریر در ضد سرقتمون موش هم میاد تو🫤

دور تا دور در از این سم های کامن بگیر بزن

تارمار قوی بزن ازون‌قرمز رنگهاش

درسته ترسیدی ولی نشون نمیدادی بچه اینجوری بترسه 😕

تار و مار قوی بخرررر بزن از داخل و بیرون درررر رو سرامیکا و زمین اون ردش میمونه تا مدتها اگ بیادم میمیره

ینی میگی مارمولک از در ضد سرقت میترسه نمیاد؟؟
مگه تاثیری داره ضد سرقت بودن نبودن
نمیخاد بیاد دزدی که😐

و مایی که داخل روستا هستیم و باهاشون داریم زندگی می‌کنیم 😂 میدونی چندتاشون تو اتاق و سالن دیدم😂

بابا ترس نداره اون بچه ام ترسوندی

از این سم های که توبازاره اسپری سیاه رنگه اسمش کامن هس دورتادور در بزن هرچی بخواد وارد بشه در جا میمیره من همیشه میزنم واقعا جواب میده

احتمالا در باز و بسته کردید اومده داخل

سوال های مرتبط

مامان نینی مامان نینی ۲ ماهگی
خانما من دقیق ۸ روزه ک گوشم عفونت کرده بعد زده تو گلوم و بینیم گوش درد شدید دارم و گلو درد شدید اینقدر گلوم درد می‌کنه آب دهنم نمیتونم قورت بدم غذا نمیتونم بخورم تو این ۸ روز ۳ کیلو وزن کم کردم از بس حالم بده و بینیم کیپه بعد ۱۶ روز دیگه سزارینمه بعد دیگه مجبور شدم رفتم بیمارستان پیش دکتر داخلی بهم دوتا قرص داده گفت بخور گفتن اگه همینطور بمونی تا سزارینت ما عملت نمی‌کنیم بخاطر اینکه مریضی حالا من دیروز با امروز ک قرصه خوردم بچم خیلی تکون نمیخوره شاید از دیروز تا الان ۲/۳ بار تکون خورده باشه ام اس تی هم چند بار دادم مشکلی نبوده میگم شاید بخاطر قرص باشه ک بچه تکون نمیخوره الان من موندم ک چیکار کنم این دوتا قرص بخورم یان از زایشگاه پرسیدم از داروخونه و از دکتر پرسیدم همه شون گفتن مشکلی ندارع بخور ولی خودم میترسم بعد این گوشم ک عفونت کرده روز به روز دارع بدترم میشه بدجور زده تو گلوم ک دیگه آب هم نمی‌خورم و گوشام بشدت درد می‌کنه دیگه تحمل ندارم میخام ک زود خوب بشم از یطرف به زایمانم نزدیکم حالا موندم قرص بخورم یان ؟؟
بارداری بارداری بارداری بارداری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری بارداری بارداری بارداری بارداری فرزند پروری فرزند پروری
مامان جانان و ژوان مامان جانان و ژوان ۱۱ ماهگی
بعدم رفتم بخش و گان پوشیدم و با همسرم و مادرا خداحافظی کردم رفتم اتاق عمل
ساعت حدود هشت و ربع بود که رفتم داخل اتاق عمل خانم دکتر مهربونم هم بودن کلی خوش و بش کردن بعدم پروسه بی حسی انجام شد و ساعت هشت و پنجاه و پنج دقیقه دخترم به دنیا اومد که همسرم رو پیج کردن اومد بالا ناف رو برید و نی نی رو دید بعدم خون بند ناف رو گرفت و برد داد به نماینده رویان
بعد منو بردن ریکاوری تا اینجا همه چی تو بی درد ترین حالت ممکنه بود ولی تو ریکاوری که بی حسی رفت و ماساژ رحم دادن رفتم اون دنیا و اومدم از درد🥲🥲 بعد رفتیم بخش من اتاق خصوصی میخواستم که پر بود ولی از شانسم اتاقم دو تخته بود که اون شب کسی بستری نشد .
از،ساعت حدود ده تا سه دو سه بار باز اومدن ماساژ رحم که من هربار وفات پیدا میکردم😂 ساعت سه ساعت ملاقات بود که جانان اومد دیدن خواهرش😍 تو اون تایم یه خانمی اومد گفت من پزشک فیزیوتراپیم و در حد ۴_۵ دقیقه چهارتا ورزش گفت انجام بده تو دوران شیردهی و رفت بعد باز یکی دیگه اومد گفت من روانشناسم و پنج دقیقه در مورد افسردگی بعد از زایمان و برخورد با بچه اول و ... حرف زد رفت و در اخر هم متخصص داخلی همون دم در اومد گفت ازمایشا خوب بوده و رفت