سوال: تصمیم گرفتم آیراد به حال خودش رها کنم هر کاری کرد کرد هر چی شکوند خراب کرد هر چی دوس داشت بکنه !
من واقعا خسته شدم من دیگه نمیتونم خودم و اعصابم کنترل کنم تمام چیزایی که نذاشتم در روز خراب کنه یا دنبالش دوییدم الان باید پولش برای اعصاب و روانم خرج کنم دو فردا دیکه برای اعصاب روان خود آیراد خرج کنم !

یعنی حرف گوش نکن تر از. این بچه ندیدم !

تا الان نه تونست شیر شبش بگیرم نه شیر روزش بگیرم نه پوشکش بگیرم

پوشک یک هفته در آوردم دیدم نه اصلا اصلا همکاری نمیکنه هفته اول خوب بود بعد یک هفته شروع کرد تو شلوارش جیش میکنه هر چی میگم بریم دستشویی نمیاد جیغ میکشه گریه میکنه منم دوباره پوشوندمش دیگه چیکار کنم!!!
روزا نمیخوابه شب ها هر یک ساعت بیداره اینقد بیدار میمونم میچرخونمش میبرم ننو میخوابونم دیگه خسته میشم واقعا ساعت ۶ ۷ صبح مجبوری شیر میدم
شیر روز هم تلاش کردم کم کنم اما فقط گل لگد کردم دو هفته تمام تلاش کردم فقط صبح شیر میخورد شب شیر میخورد اما هیچ تاثیری نداشت حتی یه زره هم عادت نکرده بود هر روز همون بود تا مینشستم شیر میخورد فقط خودم روانی کردم اونم روانی کردم
به معنا واقعی خستم اینقد در روز دنبالش دوییدم گفتم آیراد نکن آیراد نکن آخه هیچی تاثیر نداره رو این بچه 😔😔😔 ه

۲۰ پاسخ

واقعا خدا به شما پسر دارا توان دوبرابر بده ایشالا😞

وای به من یه قرص اعصاب معرفی کنید 😭😭😭😭

خدا بهت صبر و طاقت و توان و سلامتی بده🙏 گوش شیطون کر، دختر من یک دهم شیطنت بچه هارو نداره اذیت نکرده بازم گاهی کلافه و خسته میشم... خدا بهت سلامتی و توان بده🙏❤️

بیچاره ها تقصیری ندارن کنجکاویشون رو میزاریم پای شیطنت...تو خونه کلی وسیله هست اینان کنجکاو میشن مثه قدیم نیست که به جز چهارتا پشتی و تلوزیون چیزی نبود

واسه پوشک که زوده بیخیالش شو فعلا...واسه شیر روزش دکتر به من گفت نصف شیر بریز نصف آب هی آبشو بیشتر کن تا دیگه کم کم بیخیالش بشه چون بی مزه میشه کلا براش...روزا الان طولانیه ببرش بیرون هر روز بچه ی منم شیطونه بعداز ظهر میبرم بیرون پیاده روی و پارک یا میریم نونوایی اینقدر راه می‌ره میاد خونه جونی واسه شیطنت نداره شام میخوره ده شب نشده میخوابه

عزیزم هم شیر و هم پوشکو خیلی زود خواستی بگیری اول هم از شیر بگیر که جیشش کمتر بشه بعد از پوشک از شیر هم خواستی بگیری زمانی بگیر که دورش شلوغ باشه من پسرمو همینجوری گرفتم رفتیم مسافرت انقدر بردمش دریا و بیرون اصلا غش میکرد دیگه از خستگی شیرشو یادش رفت بعد هر روز پارک ببرش کلاس مادرو کودک انرژیشونو تخلیه میکنه منم پسرم شیطون ترینه کلاسشه خیلی هم خستم میکنه ولی گناه دارن دیگه

شیر خودت رو میخوره عزیزم؟

واقعا منم برای شیر همینم بخدا ۲ هفته تلاش کردم نشد ک نشد فقط جیغ میزنه اذیتم میکنه بخدا حق داری منم خستم چیکار کنم ولی نمیدونم

من از شیر گرفتم ولی نمیتونم از پوشک بگیرم همکاری نداره
خونه رو هم ول کردم به امان خدا ، یعنی یکاری با خونه کرده جای پا نیست انقد همه چیو میریزونه و میپاشونه 🤒🤕

فقط میتونم بگم خودت بهمون توان بده هر مادر یه جور سختی داره بچه‌ای من از شیر گرفتم طول روز یکی دوتا لیوان شیر پاستوریزه میدم اما حرف نمیزنن هر ده دقیقه دسته منو میگیرن میبرن آشپزخانه یه چیزی میخوان بعد از گرفتن شیر کلی سحر بیدارن ساعت ۶صبح کی می‌ره برای صبحانه من از صبح که بیدارم ماشاالله دوقلو پسر یک دقیقه نمیتونم بشینم . دعوا .هم دیگه رو میزنن .گاز .مو . هرچی دم دست باش پرتاب میکنن اصلا گفتنی نیست خواهر کاملا درک میکنم 🥹😫

عزیزم منم همسنم فقط من شیرخشکیه

منم همینم ... پستونکم تازه می خوره اشکال نداره هر بچه یه مدلیه مسواکم نمیزنه

منم به دخترم هم شیرشب میدم هم صب چون دکترگفته تادوسال بعدشم که برن ببینم چی میگه

برای پوشک یعنی اینکه امادگی نداره بس اسراری نکن

منو نگی. حرفم نمیاد

عزیزم برای پوشک و شیر خیلی زوده گلم دختر من تو این سن هنوز امادگی پوشک نداره شیر هم من یهویی ازش گرفتم و هربار که درخواست میکرد با یه خوراکی سرگرمش میکردم

ولی از چشاش شیطنت میباره خدا حفظش کنه ،به خودت استراحت بده زمان بده خیلی خسته ای احتیاج داری رها کنی واقعا

منم گاهی میگم بذارمش ب حال خودش
یکم بگذره میبینم نمیتونم
اونجوری بیشتر حرص میخورم
در کل اینا اومدن ک مارو پیر کنن
میگن ک بهشت زیر پای مادراست همینه

منم هرچی ب پسرم میگم نکن بدتر می‌کنه به وقتا میگم کارو بکن بکن انجام نمیده ینی کاملا میدونن که چی درسته چی غلط فقط میخوان مارو اذیت کنن اینجوری مثلا میخوان توجه کنیم بهشون ولی خیلی خیلی رو اعصابه این کاراشون

برا از پوشک گرفتن که زوده هنوز
منم دخترم هم شیر شب میخوره هم شیر روز میخوره و آخرسر که از شیر میگیریم زیاد حساس نباش
و برای حرف گوش نکنی اول اینکه پسره و نمیتونه یجا بند بشه
دوم اینکه همه همینیم والا من دخترم تو خونه خیلی شیطونه یجاهایی میره که میگم اگه بیفته ضربه مغزی میشه همش باهاشم
فقط خدا صبر بده این مراحلو گذر کنیم 🫂

خداقوت مامان عزیز
مگن بچه ها تا ۵سال تو دوران رشدن
هرچی بگی نکن بدتره سعی کن سرش گرم کنی
صحبت یا بازی کنی
کارای بدشو عین داستان توضیح بدی
چون من خودمم پسر دارم هرچی لج کنه بدتر میشه
باید صبر عیوب داشته باشی😆

سوال های مرتبط

مامان 🍒حلما🍒 مامان 🍒حلما🍒 ۳ سالگی
سلام سلام🤗

من اومدم با تجربه ی از شیر گرفتن حلما🤭
اول گفتم خیلی گذشته و نگم ولی باز گفتم شاید به درد کسی بخوره☺️

پروسه ی از شیر گرفتن حلما خیلی طولانی بود چون خودم طولش دادم وگرنه حلما واقعا خیلی خوب همکاری کرد
من از بهمن شروع کردم وعده های حلما رو قطع کردم
اولین کاری که کردم نگاه کردم ببینم حلما چند وعده در روز شیر میخوره
دختره من ۵ وعده در روز شیر میخورد من برای شروع اول یکی از وعده های صبحشو قطع کردم
《داخل پرانتز بگم من شیر شب حلما رو از ۶ ماهگی قطع کردم》
بعد ۳ روزیکی از وعده های عصر و قطع کردم یه هفته وقت دادم تا عادت کنه دوباره ۱ وعده ی دیگه به همون روش قطع کردم حلما برای شیر تو تایمی که وعده هاشو قطع میکردم بهونه نمیگرفت پس چیزه خاصی نمیدادم فقط باهاش بازی میکردم و بیرون میرفتیم.
من قبل خواب ظهر و شب به حلما شیر میدادم یعنی عادت داشت با سینه بخوابه،من از اسفند پروسه قطع شیر و عقب انداختم دیدم دخترم همکاری میکنه پس گفتم گناه داره انقد زود بگیرم و گفتم اون دو وعده بمونه،دیگه دنبالش نبودم تا اردیبهشت
اول وعده قبل خواب ظهر و قطع کردم برای خوابوندنش توی تاب ریلکسیش میزاشتمش که بخوابه اینجا هم اذیت نشدم نه من نه حلما یه هفته تایم دادم که به این حالت عادت کنه نمیگم اصلا یادش نمیومد چون موقع خواب شیر میخورد میومد شیر میخواست و منم میخوابوندمش تو تابش چیزی نمیگفت تنها امیدش به شب قبله خوابش بود😂،واسه شبم تو همون تاب میخوابوندمش میخوابیدا ولی چند شبی دنبال شیر بود که باهاش صحبت کردم و قانع شد که شیری دیگه درکار نیست و تمام نه خودم اذیت شدم که شیر تو سینم جمع شه و درد بکشم نه حلما اذیت شد
سوالیم هست در خدمتم💛
مامان محیا مامان محیا ۲ سالگی
همیشه دوس دارم هر تجربه ای رو کسب کردم باهاتون در میون بزارم .شاید به درد یک نفر خورد
برای گرفتن شیر خشک از محیا اول خیلی دغدغه داشتم .چون محیااوایل خیلی خوب بود شیر شب نمی‌خورد. اما بعد ۱۵ ماهگی بیشتر وابسته شد .در شب چند بار بیدار میشد.اگه نمیدادم چنان جیغ میزد .دیگه خیلی کم آورده بودم ...شروع کردم در روز ازش گرفتن.. یکدفعه تو یه روز .جایگزین شیر کاکائو دادم .با درصد خیلی پایین.پسته .بستنی .فرینی باغذاهای اصلی .یک هفته بعد شروع کردم شب رو شیرش رو مقدارش رو کم کردن .بجای ۱۵۰ کردم ۱۲۰ .مقدار شیر رو کمتر ریختن.بجای ۴ تا دو تا و نیم .و هی اون رو هم کردم ..(ممکنه بعضی ها بگن نباید مقدار روتغییر داد.اما باید بگم این برای بچه هایی که فقط شیر خشک میخورن و کوچیکترن برای این سن هیچ اتفاق نمیفته در تجربه من که نیفتاد حداقل )محیا بار اول فهمید .اما دفعه بعد تو خواب دادم و یکم بهونه میگرفت اما خودم رو میزدم به اون راه .براش هی تکون میدادم .و میزاشتم دهنش.که مثلا خوب بهم نخورده بود .بعد خودش کم کم تقاضای و دفعاتش کم شد .شد ۶۰ تا با نیم پیمانه .اونم یک هفته ادامه داد و دیگه دید مزه نمیده .نخواست .تو این وسط شد که حتی یبار بیدار شد منو کلافه کرد اما شیر ندادم و رفتم فرینی درست کردم .میخوام بگم اصلا نباید کم بیارین و تغییر بدین رویه رو...ان شا الله موفق باشین.
و اینکه بعد شیر خیلی بهتر غذا می‌خوره و وقتی شیر می‌خورد اصلا غذا نمی‌خورد. منم بجای به غذا متوسل شدن به میان وعده ها متوسل شدم که براش جذاب بود