۱۲ پاسخ

منظورت از بادداشتن چیه همون گ و ز هست ثامن اشتباه متوجه شدم؟؟؟
اصلا چیکارش داری توداری کارخونه ات روانجام میدی منم شوهرم نه بوسی نه خداحافظی البته تا بچه نداشتم خوب بودبعدش که بچه دار شدیم دیگه از اینا خبری نیست من که کارخونه ام روبالاخره باید انجام بدم پس کاری به کارش ندارم دیگه به این چیزا فکر نمیکنم بشین زندگیت روکن عزیزم خداروشکرمشکلی مالی همدگفتی نداری

بنظرم انقد محبت کردی و همه چی براش اماده بوده که با خودش فک کرده چه تحفه ایه که اینقدر زنم هوامو داره
و چون دیده چه محل بده چه نده بازم همه چی براش محیاست هیچ تلاشی برا خوب بودن نمیکنه
رو خودت کار کن و اعتماد بنفستو ببر بالا
خودتو سر تر از اون ببین و همیشه تو ذهنت بگو اون کارش دست من گیره
اگه هر روز هفته ناهار درست میکنی این هفته یه بار ناهارو بپیچون بگو بگیره
شامم همینطور
درسته مردا از قدردانی خوششون میاد ولی وقتی اون ازت تشکر نمیکنه توام کمتر ازش تشکر کن
لازم نیس برا هرچیز کوچیکی کلی تشکر کنی
برا هرچیزی به اندازه خودش
س ک س رو ولی نمیگم دوری کن چون ممکنه مشکل ساز بشه اونو بذار به صلاحدید خودت
و سعی کن براش دست نیافتنی باشی و اون برا جلب توجه تو تلاش کنه نه اون
اوایلم ممکنه هنوز همونجوری باد دار باشه
باید اونقدی رو خودت کار کنی که کاراش بهمت نریزه

کم محلیش کن خودتو براش بگیر تو بیشتر لپاتو براش باد کن و قیافه بگیر جواب حرفاشو یک کلمه ای بده
تا می تونی به خودت برس و خوشکل کن
کم کم از توهم خود بزرگ بینی بیرون میاد و آدم میشه

خیلی لی لی به لالا ش میزاری

کاملا درکت میکنم میدونم چی میگی شوهر منم اینجوریه گاهی من بهش بگم مودی دو روز خوبه یه هفته چس میکنه
من دیگ عادت کردم به مدت فکر جدایی افتاده بود سرم ولی فعلا بیخیال شدم بخاطر بچم
بالاخره خانما ب محبت کلامی هم نیاز دارن
عن آقاها نمیدونم چ مرگشونه 😏

زیاد بهش سرویس دادی پررو شده
شوهر منم اینطوری بود هیچ وقت نه نمی گفتم بعد از بچه دیگه به ناچار نتونستم مثل قبل باشم داره کم کم می‌فهمه که من زیاد بهش لطف کردم قبلا .

عزیزم خیلی چیزها رو باید از خودت یاد بگیره، متاسفانه این جیزها رو نه پدررمادر آموزش میدن نه توی مدرسه و دانشگاه
خودت پیش قدم بشو، موقع بدرقه و موقعی که برمیگرده ببوسش و محبت کن، اونم یاد میگیره
بعدشم این که یک نفر صبح ها باد داره به احتمال خیلی زیاد بخاطر نوع شخصیتش، من خودمم همینطوری بودم صبح ها که بیدار میشدم تا یکی دوساعت حوصله هیچ جیز و هیچکسی و نداشتم.از کسی هم ناراحت و عصبانی نبودم،اخلاقم همین بود
شمام به خودت نگیر

خب بشین باهاش صحبت کن ببین مشکلش چیه

ی مدت توهم مثل خودش رفتار کن ببین چیکار میکنه

چون زیادی همه چی اماده و حاظره براش اینجوری شده
ظرفیت نداره

خوشی زیادحالشون روخراب کرده‌توم بادداشته باش

شاید به خاطر شرایط اقتصادیه؟؟؟؟؟

سوال های مرتبط

مامان فندق🥺🍼 مامان فندق🥺🍼 ۱۷ ماهگی
تایپک موقت جهت درد دل و گفتن نظرات شما ک چیکار کنم ؟










شوهرم خیلی باهام سرد شده از جا خواب بگم ک همون اول ک بچه به دنبا آمد تا حالا جدا می‌خوابه فقط وقتی تیر آهنش بلند میشه میاد یا من میکنه نه بوسی ن محبتی وقتی خونس داعم خوابه قبلا میرفت سر کار بوسم میکرد و میرف الان مثل گاو میره پیش خودم میگم شاید مشکل از منه وقتی از کار میاد میپرم بغلش بوسش میکنم ولی اون بی تفاوت ک خوابم میاد شام بده بخورم بخوابم
گوشیشم چک کردم اصلا اهل خیانت نیست ولی واقعا نمیدونم چشه
اون روزا زنگ میزد آخرش میگفت مواضب خودت باش الان نمیگه منم ک میگم بهش در جوابم میگه خدافظ 😒😒
به نظرتون من مثل خودش بشم ؟
یا بیشتر برم سمتش ؟
چیکار کنم دارم دیوونه میشم








فرزندپروری شیرخشک شیرمادر رفلاکس شیرخشک تب سرماخوردگی شربت فرزندپروری رفلاکس شیرخشک تب سرماخوردگی شربت فرزندپروری رفلاکس شیرخشک تب سرماخوردگی شربت فرزندپروری رفلاکس شیرخشک تب سرماخوردگی شربت فرزندپروری رفلاکس شیرخشک تب سرماخوردگی شربت فرزندپروری رفلاکس شیرخشک تب