۱۰ پاسخ

بلاخره هر مادری یه جاهایی از کوره در میره انسانیم ربات که نیستیم هر مامانی گفت من تاحالا به بچه م تو نگفتم باور نکن
ولی به طور کلی من خودم موقع عصبانیت با بچه سعی میکنم برم تو اتاق یا جایی که نبینمش چند ثانیه دیگه میام خیلی بهتر میشم. نفس عمیق و ده ثانیه فکر هم نتیجش خوب بوده

گل من اصلاااااا خودت رو با کسی مقایسه نکن
همه ی مامان ها حق دارن خسته بشن کلافه بشن و....اونم با این همه مشکلاتی که داریم
اما فقط یادمون باشه اجازه نداریم به روح و روان و جسم کوچولوهامون آسیب بزنیم
میتونیمدمطالعه کنیم و آگاهی کسب کنیم که چطور رفتار کنیم و کارگاه های کنترل خشم شرکت کنیم
من خودم کارگاه های دکتر علوی نژاد رو شرکت کردم و واقعا راضیم

کتاب چگونه با کودکم رفتارکنم راهکارهای خوبی میده برای لجبازی و قانونمند کردن کودکان

میفرستم مهد چون واقعا کشش کل‌روز سر و کله زدن رو ندارم

بچه های من مخصوصا پسرم اصلا با ارامش هم حرف میزنم نمیفهمه لج میکنه انقدر اذیت میکنه که نگو و از دعواهاشون نگم که دیوونه شدم

عزیزن ما آدمیم خسته میشیم به خدا الان من یک هفتس بحث کردیم حوصله حرف زدن ندارم باورت میشه آدمی بودم اگه یه دیقه دهنم باز نمیشد میترسیدم اما الان ۱هفته خونمون تو سکوته وفقط به اهنگ پناه بردم وگریه اونایی که میبینی مادر خوبین همسرشون همه جوره همراهن اما اوناهم از کوره در میرن خواهرم نمیذاره کسی به بچه هاش از گل نازک‌تر بگه حتی خودش اما یهو میبینی کار بد کنن قاطی میکنه اونم باحرف ویکم صدای بلند پس همه مامانا آدمن وخسته میشن بعد مردا میرن سرکارو میان میخوابن تا فردا برن سر کار میگن چیکار کردی اینکه ساکته نمونش همسرم.

کتاب نیک سرشت بخون

منم اوایل خیلی صبور تر بودم
با وجود چالش های بیشتر
ولی الان آستانه تحملم کم شده
بخاطر شرایط هم هست و سن بچه ها
که همش مخوان مخالفت کنن 😵‍💫

من چون مادرم جیغ جیغو بود ،کوچکترین اشتباهی عصبانی میشد ،یا کتک میزد و اصلا مهلت نمیداد ما بفهمیم یا جواب بدیم،و الویتش در زندگی اول بابام بود بعد پسر بعد دختر به گفته خودش،من متنفرم که شبیه مادرم باشم،و همین نفرت باعث شده اصلا نمیتونم برای دخترم از کوره در برم یا داد بزنم یا دعوا کنم،دقیقا عکس مادرمم، البته برای غریبه ها جالبه که چطور یوقتها خیلی اذیت میکنه ولی من خونسردم و همیشه با روی خوش جواب میدم ،علتش اینه که تا دخترم دنیا دنیا زندست منو با عشق بیاد بیاره ..

منم مثل شمام

سوال های مرتبط

مامان علی‌جون🌹 مامان علی‌جون🌹 ۵ سالگی
سلام شبتون بخیر 🌹 میگم پسر من انرژیش خیلی بالاس مدام درحال جنب و جوش و جیغ و داده حالا این رفتاراش ک طبیعیه و بچه باید اینجوری باشه ولی مشکلم اینه صداش خیلی بالاس حرف زدنش با داده 😐 مثلا تو خونه باشیم صداش میره سر کوچه ها عادت کرده انگاری... شنوایش هم عالیه ها اما خب😐 🥴
موندم چیکار کنم هرچی میگم بچه جون یواش تر صحبت کن نمیشه
بعضیا بهم تیکه میندازن میگن جتما خودتون تو خونه اینطوری با صدای بلند و دعوا کنان صحبت می‌کنید میگم نه بخدا،،،
کلا منو شوهرم ارومیم
ببرمش دکتر یا خوب میشه؟ میترسم این اخلاقش بمونه باهاش

متاسفانه یه اخلاق بد دیگه ای هم داره این بچه بد دهنه 😐 😐 😐 کلا تو هر حرفش یه فوهشی هست
از اینور و اونور یاد گرفته ولی خب هرچی میگم فوهش نده زشته متوجه نمیشه.... نمیدونم بچه ها تو این سن اینجوری میکنن یا نه متوجه میشن ک کار و حرف زشتیه نباید زد.... الان گاهی بچه ها باهاش بازی نمیکنن میگم علی فوهش میده
امروز اعصابم بهم ریخت از کوره در رفتم یکی زدم تو دهنش ( نگید چرا این کارو کردی واقعا عصبی شدم 😔)
الان موندم این رفتار نشانه دور از جون نادنونی این بچه اس؟ یعنی عقلش نسبت ب سنش کمتر آیا؟ چیکار کنم خب
خییلی باهوشه اما لجبازه و یک دندنه اس آخه

میگم نکنه این رفتاراش نشانه اوتیسم آره؟ دکتر لازمه بچم یانه
مامان شکوفه های سیب🌸 مامان شکوفه های سیب🌸 ۵ سالگی
توی کتابی راجع ب فرزند پروری می‌خوندم که : ما هیچوقت نمی‌تونیم بچهامون رو تغییر بدیم و شخصیت شون رو عوض کنیم ، بچه‌ های ما مطابق ذات مزاج ،شخصیت و به طور کلی ژنتیک خودشون رفتار میکنن ، ما فقط می‌توانیم رفتار بچها رو تعدیل بکنیم ، این جمله واقعیتش کمی منو ناراحت کرد
چون پسر من که الان پنج ساله هست بشدت پر تحرک ، پرخاشگر ، اغلب زودرنج و حساس هستش ، بسیار کم خوراک هست و از نوزادی همینطور بود ،‌بشدددددت باهوش ، دلسوز و مهربان هستش ، ولی من واقعا دلم میخواست پسرم شخصیتی آروم ، مودب ، و متعادل داشته باشه ، و بخصوص عاشق پسر بچه های تمیز هستم ولی پسر من توی اوج بازی و شلوغی دیگه ب نظافت اهمیت نمیده با دستهای توپی و آلوده شیرینی میخوره😵‍💫 بستنی رو که میخوره کل صورت و هیکلش رو چسبناک می‌کنه ،
غذا خوردنش آنقدر شلخته ست که باید تا دو متر اونطرف ترش رو من جاروبرقی بکشم ،
من احساس میکنم انتظاراتم از پسرم زیاده ،
چرا فکر میکردم بچه ای ک توی شکم منه و قراره ب دنیا بیاد باید همه چی تموم باشه؟
ولی خب این ویژگی های پسرم زیادی ناجور نیست؟