۱۰ پاسخ

من کارت ملیم رو پیدا نکردم بین دوتا کابینتام یه درز بود نگاه کردم اونجا بود البته عادی معلوم نمیشد نور گوشیو زدم دیدمش دیگه دراوردم
ببین جاهای جزئی رو بگرد مثلا پشت کشوها توی جیب لباس توی کیف یا کوله و...

برو ثبت احوال یه برگه بهت میدن حکم کارت ملیت رو داره تا اون بیاد کارتو راه میندازه این برگه ناراحتی نداره که

اگه خونست شاید گذاشتی تو کشو افتاده پشتش
بیشتر بگرد

موقع ج ن گ کوله ای کیفی جمع نکردی که گذاشته باشی اون تو؟

شناسنامه زود میاد .کارت ملیم بهت یه کاغذ پیگیری میدن دیگه همون میشه کارت ملیت

شناسنامه دو هفته ای میاد کارت ملی ممکنه طول بکشه که اونم بهت شماره پیگیری میدن تا وقتی بیاد با همون کارت راه میوفته اصلااااا نگران نباش
من قبلا صدور شناسنامه کار کردم اینقد مفقودی بود حتی نه یبار چند بار

مال منم ۳ ماه پیش گم کردم هنوز پیدا نشده اگر برای ثبت نام بری ۴ سال بعد میدن

فکر کن آخرین بار کجا همرات بوده برو شاید پیدا بشه..نشدم فدای سرت ناراحتی نداره درخواست بده بگیر دوباره..
من چند سال پیش مدارک پسرعموم‌ و زنش دستم بود میخواستم وام ازدواجشون بگیرم گمشون‌ کردم اینقد خجالت کشیدم ناراحتی کشیدم..میگم کاش مال خودم گم میشد نه مال مردم

مال منم باو۲ و خورده پول و فاکتور طلاهام گم‌شدن واقعا موندنمچی بگم و چیکار کنم

منو بگو مال دوتا دخترم گم شده

سوال های مرتبط

مامان آقا نویان مامان آقا نویان ۳ سالگی
سلام مامانای گل. خدا قوت. می دونم نق زدن اذیتتون می کنه ها، ولی واقعا کلافه شدم. پسرم تا خرداد ماه خیلی بهتر بود. حداقل نیم ساعت چهل دقیقه خودش بازی می کرد. از بعد سی ماهگی جونمو به لبم رسونده. روزی سه ساعت چهارساعتم باهاش بازی کنم، باز ولم نمی کنه بره ده دقیقه خودش بازی کنه. یه سره ازم اویزونه. با گریه بیدار می شه. با گریه غذا می خوره. تا از اسفند که شیرشو قطع کرده بودم تازه یه مقدار میل به غذا پیدا کرده بود. از اردیبهشت دیگه نمی ذاشت من بهش غذا بدم. انقد تمیز خودش می خورد کیف می کردم. الان دست به قاشق نمی زنه یک ماه و نیمه. تا سفره بیاد گریه آقا واسه نخوردن شروع می شه. خونه مامانم اینا میام بدتر می کنه. انقد بهشون بداخلاقی می کنه لگد می زنه دلم براشون می سوزه. انقد بهش محبت می کنن. نزدیکش نمی شن که غریبی نکنه. در صورتی که وقتی با اونا بود قبلا، اسم منو نمی آورد. با مامانم بازی می کرد. با بابام بازی می کرد. الان یا به من چسبیده یا در طی روز داره برا باباش گریه می کنه. باباشم که دیر وقت میاد. کلافه م. حتی وقتی دلم گرفته نمی تونم دو دقیقه بشینم گریه کنم. حتی دستشویی. انقد دستشویی نرفتم تنبلی مثانه شدید گرفتم ببخشید اصلا ادرارمو حس نمی کنم. نمی دونم چرا بزرگتر شد بدتر شد. انقدم پرخاشگر شده. اصلا هل دادن بلد نبود. لگد زدن بلد نبود‌ الان تو پارک هل می ده. کسی بخواد زودتر سوار سرسره شه لگد می زنه. پریروز که دستشو گرفتم گفتم چون اینکارو کردی باید بریم خونه. و رفتم از پارک. کتاب دست برا زدن نیست می خونم. داستان می گم که اینکارا خوب نیست. اصلا یه چالش عجیبی شده که تمومی نداره😭😭😭😭😭