«حتی جاهایی که باید نوعی نزدیکی با دیگران حس می‌کردم (کلاس‌های تازه مادرها، گروه‌های حمایتی) غریبه بودم. با دیدن تازه‌مادرهای شاد، مورمورم می‌شد. از من قبول کنید هیچ‌چیز نمی‌تواند سریع‌تر از این کلاس‌ها مادری افسرده را به قعر مارپیچ شرمندگی برساند؛ جمع مادرهای شیرده سرخوشی که شاد و خندان فنون آروغ‌گیری را با هم مقایسه می‌کنند و بی هیچ‌تردیدی، به خودشان می‌بالند و راضی‌اند که درست همان جایی‌اند که باید باشند و درست همان کاری را می‌کنند که باید بکنند.
حرف‌هایی از جنس حرف‌های من برای گپ‌وگفت درباره‌‎ی بچه‌داری چندان مناسب نیستند. این‌که حس می‌کنم نوزادم مثل تله‌ی پاگیری است که برای حیوان‌ها می‌گذارند و به سرم زده پای خودم را قطع کنم تا از شر این تله خلاص شوم.»
این پاراگراف از نوشته‌ی بانی همچنین نشان می‌دهد چگونه می‌توانید صدایی آن‌قدر گیرا بپرورانید که من مخاطب بخواهم هنگام گلاویزی‌تان با مسئله‌ی طرح‌شده در جستار پا به پای شما بیایم.
رها و ناهوشیار می‌نویسم.
آدر لارا

۴ پاسخ

میدونی من همین بودم با یه عالمه تناقض
روزای اول ترس و استرس و وحشت از این که نکنه نتونم از پسش بربیام یا طوریش بشه از اونور حس اینکه زندگیم ب فنا رفته و رابطم با هیشکی حتی شوهرم خوب نیس و باید بگم داغووونه
از اونور حس عشقی ک به بچم داشتم جوری ک میخاستم خودم نابود بشم فقط ی لحظه صدای گریش نیاد
خیلی بد بود خیلی
با گذشت زمان ک همه رفتن و تنها شدم حسه بدتر شد
اما...
بعد از گذشت این چن ماه با اینکه همچنان حسه برای خودم نبودن هست
وجودش انقد برام قشنگه ک اصن همه زندگیم فداش واقعا اگ هزاربارم برگردم عقب باز تصمیمم همینه واقعا مادری خیلی عجیبه خیلی

چقدر قشنگ بود..دقیقا حال منو گفتی💔

این متن از خودتون هست یا کتابی چیزی؟
ممنون میشم معرفی کنید اگر کتاب خاصی میشناسید...

تک ب تک این متن رو میفهمم و حس میکنم...😭

چقدر قشنگ توصیف کرده بود. حسی که من هنوز بعد از هشت ماه باهاش درگیرم. تله پاگیر......

سوال های مرتبط

مامان گل پسری مامان گل پسری ۲ سالگی
توجه توجه

🌀مغص (دل‌پیچه) اطفال (مشابه کولیک)

🔰علامت آن این است که کودک گریه می‌کند و از دل درد به خود می‌پیچد.

🔰این بیماری بیشتر در کودکان شیرخوار کم‌سن رخ می‌دهد و علت آن بادی است که در روده‌ها ایجاد می‌شود.

🔰البته باید توجه داشت که هر دل دردی در اطفال را نمی‌توان به کولیک نسبت داد و باید بیماری‌هایی از قبیل انواژیناسیون و... را نیز مد نظر داشت و کودک را مورد معاینه قرار داد و در صورت لزوم باید به مراکز تخصصی ارجاع شود.

🩺درمان مغص یا دل‌پیچه اطفال

🔑یکی از بهترین تدابیر این است که مادر طفل را روی شکم یا پای خود بخواباند؛ به طوری که شکم کودک روی شکم یا ران مادر قرار گیرد و آهسته آهسته کودک را تکان دهد.

🔑در کیسه‌ای آب گرم، روغن زیتون و کمی نمک را مخلوط کرده و بر شکم کودک بگذارید.

🔑زنیان را ساییده و با سفیده تخم‌مرغ مخلوط کرده، گرم کرده و بر شکم نوزاد بمالید.

🔑رازیانه، انیسون یا مصطکی را بکوبید و الک کنید، نیم گرم کرده و خشک بر شکم کودک ضماد کنید و یا با شیر گرم مخلوط کرده و بر شکم طفل بمالید.

🔑روغن‌مالی و ماساژ پشت کودک با روغن گل سرخ

🔑اگر دل درد با یبوست همراه بود، باید با روش‌های ذکر شده در درمان یبوست، آن را برطرف نمود.
مامان مهرسام🤍 مامان مهرسام🤍 ۲ سالگی
مامان قلب مامان مامان قلب مامان ۲ سالگی
چرا بچه من کتک می زند؟

نشان دادن هیجانات، عصبانیت، خشم و... همراه با کتک زدن برای کودک زیر دوسال که هنوز روش کنترل احساسات خود را یاد نگرفته چیز عجیبی نیست. آنها هنوز بسیار کوچک هستند، موجودات کوچکی که با احساساتی عمیق تلاش می کنند قوانین ما را بیاموزند. آنها روزانه با صدها موضوع مواجه می شوند که نتیجه آن ناامیدی و خشم و ... است. او می خواهد از بالای میز بپرد اما اجازه این کار را ندارد و خشمگین می شود و کتک می زند.
متاسفانه ما در برخورد با چنین شرایطی گاهی خشمگین شده، داد می زنیم و تنبیه می کنیم و در نهایت نه تنها چیزی را حل نکرده بلکه خشم بیشتری می آفرینیم و شرایط را بدتر می کنیم. گاهی راه مخالفت در پیش می گیریم، یا بغض می کنیم، گریه می کنیم، جای زدنش را نشان می دهیم تا کودک ناراحت شده و تکرار نکند اما غافل از این که او این بازی جدید را جذاب خواهد یافت. این کارها ممکن است در همان لحظه تاثیر داشته باشد اما در طولانی مدت، رفتار اشتباه را تشدید خواهد کرد. زیرا که کودک کاملا متوجه می شود که والدین کنترل خود را از دست داده اند و قدرت در دست او است.
مامان قلب مامان مامان قلب مامان ۲ سالگی
با کودک نق نقو چه کنیم؟

اگر فرزندتان در این سن هنوز نمی تواند منظورش را به خوبی بیان کند و از این که او را نمی فهمید عصبانی می شود و نق می زند، اگر فرزندتان به تازگی مریض شده، یا نوزاد تازه ای به جمع شما پیوسته و روال عادی زندگی اش به هم خورده است. اول به یاد داشته باشید که او دچار یک بحران احساسی شده و نیازمند درک و توجه شماست. به او کمک کنید و را درست رسیدن به خواسته هایش را به او نشان بدهید. اما اگر نق زدن به یک اهرم فشار برای دلبندتان تبدیل شده، راه های زیر را امتحان کنید:
• اول آرامش خود را حفظ کنید، گرچه می دانیم ساده نیست!
• او را به آرامش دعوت کنید. ;به جای اینجوری حرف زدن، معمولی بگو چی می خواهی تا من متوجه بشم; اگر همچنان به نق زدن ادامه داد به کار خودتان مشغول شوید.
• وقت غذا، استراحت، تشنگی و ... او را بررسی کنید.
• گاهی نق زدن یعنی من در مرز انفجار احساسی هستم. احساساتی همانند خستگی زیاد، عجز، خشم، ناامیدی و ... نیاز به ابراز شدن دارند. اگر این احساسات بروز کرد آنها را خاموش نکنید و بگذارید خودش را خالی کند.
• به کودک توجه مثبت بدهید. کودکان نیاز دارند مدام به آنها نشان داده شود که تو مهمی تو برای من عزیزترینی، هرگز این توجهات را از دلبندتان دریغ نکنید.
مامان پسرکم ودخترکم❤️ مامان پسرکم ودخترکم❤️ ۵ ماهگی
‍ #تغذیه_کمکی

♨️سوپ خوشمزه و مقوی برای کودکان♨️

(بالای هشت ماه)

🔰🍊مواد لازم:

♦️ران مرغ 2 عدد متوسط
♦️پیازچه تازه ی خرد شده 250 گرم
♦️هویج نگینی خرد شده یک فنجان
♦️پیاز خرد شده 1 عدد متوسط
♦️ماکارونی شکل دار 200 گرم
نمک و آبلیمو به میزان لازم(بالای یک سال)
♦️گوجه فرنگی خرد شده 2 عدد متوسط

🔰🔰طرز تهیه

💢ابتدا ران مرغ را با پیازو هویج به همراه یک لیوان آب درون قابلمه ریخته وبر روی حرارت قرار دهید.نمک را در همان ابتدا به مواد سوپ اضافه کنید پرا که خاصیت مرغ با نمک تثبیت می شود. بعد از اینکه مرغ و هویج نیم پز شدند پیازچه های خرد شده را به مواد سوپ بیافزایید .زمانی که همه ی مواد شما پخته و نرم شد ماکارونی را اضافه کرده و اجازه دهید تا مدت کوتاهی در مواد سوپ بپزد .بعد از آن گوجه فرنگی های خرد شده را به سوپ اضافه می کنیم و آبلیمو را هم زمان سرو به میزان دلخواه به مواد می افزاییم.
💢تنها نکته ای که در پخت این سوپ باید به آن دقت کنید زمان اضافه کردن ماکارونی است که بهترین زمان 10 دقیقه قبل از اینکه سوپ را از روی حرارت بردارید است.

👇
مامان رادین مامان رادین ۳ سالگی
ادامه مقاله خانم دکتر بکی کندی در مورد ترک پوشک(قسمت پنجم)

پیشگیری از اضطراب در مورد مدفوع:

ابتدا، بیایید بفهمیم چه چیزی ممکن است پشت ترس کودک از مدفوع کردن در دستشویی باشد:
• ترس از کثیفی:
برای کمک به این موضوع، سعی کنید درباره‌ی مدفوع به عنوان چیزی «چندش‌آور» یا «بدبو» صحبت نکنید. به‌طور کلی، نگاه خانواده‌تان به نظم، «نگه‌داشتن همه‌چیز» و پرهیز از کثیفی را بررسی کنید.
• ترس از دست دادن:
کودکان در این سن به حفظ بدنشان و اجزای آن بسیار توجه دارند. گاهی نگران می‌شوند که مدفوع بخشی از بدنشان است، و نمی‌دانند آیا با بیرون دادن آن بدنشان هنوز کامل خواهد بود یا نه. (مثلاً به همان شکلی که از خراش‌های کوچک هم ناراحت می‌شوند، چون درک کاملی از پایداری بدن ندارند.)
• سردرگمی:
بسیاری از بچه‌ها دقیقاً نمی‌دانند مدفوع چیست، که همین موضوع باعث افزایش اضطراب می‌شود.



سپس، بیایید راهکارهایی را در کنار این درک قرار دهیم:
• برای کودک توضیح دهید مدفوع و ادرار چیست:
• ادرار: مایعی اضافی است که بدن ما آن را خارج می‌کند.
• مدفوع: وقتی غذا می‌خوریم، بدن ما آن را به انرژی تبدیل می‌کند. آن بخش‌هایی از غذا که بدن نیاز ندارد، تبدیل به مدفوع می‌شوند.
• داستان «شنا کردن مدفوع با دوستانش» را تعریف کنید:
هنگام فلاش کردن مدفوع، یا زمانی که کودکتان می‌بیند شما مدفوع می‌کنید، بگویید:
«خداحافظ مدفوع، برو خوش بگذره با دوستات توی آب!»
بچه‌ها معمولاً از این داستان خوششان می‌آید؛ چون برایشان معنا و بازی را هم‌زمان دارد که هر دو به کاهش اضطراب کمک می‌کند.
• هرگز مدفوع را «چندش‌آور» یا «بدبو» خطاب نکنید:
این کار باعث می‌شود کودک فکر کند چیزی اشتباه درون اوست یا ازداشتن مدفوع حس شرمندگی داشته باشد.
مامان رستان مامان رستان ۲ سالگی
دوست داری روی آن نه ماه توی یک‌تن بودن و چهار پنج ماه روی سینه بودنش حساب باز کنی و همانطور که او برایت عزیزترین است، عزیز‌ترینش باشی اما حقیقت این است که به اندازه کافی برایش جذاب نیستی و تنها وقت‌هایی که کنار هم هستید برایش کتاب می‌خوانی و داستان می‌گویی و آدم‌های زیادی در زندگی‌اش هستند که کارهای متنوعی برایش می‌کنند. مثلا عمه‌اش با او بازی‌های هیجان‌انگیر می‌کند و از او فیلم مستند می‌گیرد یا مامان زهرایش روزها به هوای سبزی و شیر خشک به ددر می‌بردش. هنوز نمی‌دانی چه بازی‌هایی با دایی‌اش می‌کند که اسمش نقل زبانش است و چه خوابی می‌بیند که با صدای مامان‌زهرا مامان‌زهرا از خواب بیدار می‌شود.
حقیقت این است که آدم‌های دیگری هم در این کره خاکی هستند که به تو ترجیحشان می‌دهد و حقیقت این است که آن آدم‌ها همیشگی نیستند و در نهایت بخت پدر بچه شب‌ها با او یار نیست و این تو هستی که انتخاب می‌شوی تا ۱ ساعت بازی‌ات بدهد و بعد بخوابد و این اصلا منصفانه نیست که تو تنها گزینه برای لالایی شبانه باشی و آن هم منصفانه نیست که بچه‌ات روزهای زیادی را با مامان زهرا و مامان اکرم شب کند و تو فقط به برنامه‌های فشرده خانه‌بازی آخر هفته برسی و خودت را گول بزنی که در محیط کار جدید دغدغه مادرانگی داری که در نهایت کارمندی کارمندی است و آدم کارمند چقدر جان دارد که هم برای بچه‌اش جذاب باشد، هم دوست‌داشتنی، هم هیجان‎انگیز، هم امن و هم معمایی رازآلود؟
حقیقت این است که پذیرش حقیقت سخت است و اینکه عزیزترین عزیزترینت نباشی سخت‌تر!