سوال های مرتبط

مامان قلب مامان مامان قلب مامان ۲ سالگی
با کودک نق نقو چه کنیم؟

اگر فرزندتان در این سن هنوز نمی تواند منظورش را به خوبی بیان کند و از این که او را نمی فهمید عصبانی می شود و نق می زند، اگر فرزندتان به تازگی مریض شده، یا نوزاد تازه ای به جمع شما پیوسته و روال عادی زندگی اش به هم خورده است. اول به یاد داشته باشید که او دچار یک بحران احساسی شده و نیازمند درک و توجه شماست. به او کمک کنید و را درست رسیدن به خواسته هایش را به او نشان بدهید. اما اگر نق زدن به یک اهرم فشار برای دلبندتان تبدیل شده، راه های زیر را امتحان کنید:
• اول آرامش خود را حفظ کنید، گرچه می دانیم ساده نیست!
• او را به آرامش دعوت کنید. ;به جای اینجوری حرف زدن، معمولی بگو چی می خواهی تا من متوجه بشم; اگر همچنان به نق زدن ادامه داد به کار خودتان مشغول شوید.
• وقت غذا، استراحت، تشنگی و ... او را بررسی کنید.
• گاهی نق زدن یعنی من در مرز انفجار احساسی هستم. احساساتی همانند خستگی زیاد، عجز، خشم، ناامیدی و ... نیاز به ابراز شدن دارند. اگر این احساسات بروز کرد آنها را خاموش نکنید و بگذارید خودش را خالی کند.
• به کودک توجه مثبت بدهید. کودکان نیاز دارند مدام به آنها نشان داده شود که تو مهمی تو برای من عزیزترینی، هرگز این توجهات را از دلبندتان دریغ نکنید.
مامان ابی مامان ابی ۲ سالگی
دوست داری روی آن نه ماه توی یک‌تن بودن و چهار پنج ماه روی سینه بودنش حساب باز کنی و همانطور که او برایت عزیزترین است، عزیز‌ترینش باشی اما حقیقت این است که به اندازه کافی برایش جذاب نیستی و تنها وقت‌هایی که کنار هم هستید برایش کتاب می‌خوانی و داستان می‌گویی و آدم‌های زیادی در زندگی‌اش هستند که کارهای متنوعی برایش می‌کنند. مثلا عمه‌اش با او بازی‌های هیجان‌انگیر می‌کند و از او فیلم مستند می‌گیرد یا مامان زهرایش روزها به هوای سبزی و شیر خشک به ددر می‌بردش. هنوز نمی‌دانی چه بازی‌هایی با دایی‌اش می‌کند که اسمش نقل زبانش است و چه خوابی می‌بیند که با صدای مامان‌زهرا مامان‌زهرا از خواب بیدار می‌شود.
حقیقت این است که آدم‌های دیگری هم در این کره خاکی هستند که به تو ترجیحشان می‌دهد و حقیقت این است که آن آدم‌ها همیشگی نیستند و در نهایت بخت پدر بچه شب‌ها با او یار نیست و این تو هستی که انتخاب می‌شوی تا ۱ ساعت بازی‌ات بدهد و بعد بخوابد و این اصلا منصفانه نیست که تو تنها گزینه برای لالایی شبانه باشی و آن هم منصفانه نیست که بچه‌ات روزهای زیادی را با مامان زهرا و مامان اکرم شب کند و تو فقط به برنامه‌های فشرده خانه‌بازی آخر هفته برسی و خودت را گول بزنی که در محیط کار جدید دغدغه مادرانگی داری که در نهایت کارمندی کارمندی است و آدم کارمند چقدر جان دارد که هم برای بچه‌اش جذاب باشد، هم دوست‌داشتنی، هم هیجان‎انگیز، هم امن و هم معمایی رازآلود؟
حقیقت این است که پذیرش حقیقت سخت است و اینکه عزیزترین عزیزترینت نباشی سخت‌تر!