۴ پاسخ

منم تمام اینارو تجربه کردم

🥲🥲درکت میکنم عزیزم منم سزارین اورژانسی بیمارستان قائم شدم پسرم مشکل تنفسی داشت قائم شلوغ بود ان ای سیوبچه روفرستادن بیمارستان شمش الشموس خیلی اذیت شدم تاپسرم مرخص شد

با تمام وجود درک میکنم .. من فقط ۵ روز اونجا بودم از وقتی اومدیم خونه یادم ب ان ای سیو ک میوفته هنوز گریه میکنم خیلی سخت گذشت

خدا به شما و کوچولوتون سلامتی بده قدمش مبارک و پراز خیرو برکت
چند هفته زایمان کردین

سوال های مرتبط

مامان نفس مامان نفس روزهای ابتدایی تولد
خیلی حاله دلم بده
امروز نفس ۱۴ روزشه ۴ روزش که بود مجبور شدیم برای زردی بالا بذاریم توی دستگاه توی خونه، گرسنه میموند چون خیلی آب از دست میداد منم بهش شیر خشک دادم اول با سرنگ و قطره چکان ولی بعد دیدم نمیشه با شیشه شیر. چون زمان زیادی رو نمیشد بیرون نگهداریمش منم مجبور شدم ادامه بدم. از اول یه سینه منو خوب می‌گرفت ولی یه سینمو نمی‌گرفت و اذیت میکرد خودشو پرت میکرد عقب. منم شیرافزا خودت بودم از اولین شبی که اومدم خونه. شیر من زیاد شد با دوشیدن و نفس امتناع میکرد از گرفتن و خوردن سینه من برای مدت زیاد، مثلاً ۵ دقیقه به زور مک میزد و بعد گریه میکرد.
شوهرم همش میگفتم چقدر بهش شیر میدی فلان ساعت ۶۰ تا شیر خشک دادی الآنم داری شیر خودتو میدی بچه دل درد میشه و از این جور حرفا.
بعد چند بار بعد از خوردن شیر من بالا آورد. من اینطوری شیر میدادم بهش ۶۰ سی سی میدادم بعدش ۱ ساعت و نیم بعد که احساس گرسنگی میکرد سینه خودمو میدادم ولی سیر نمیشد و گریه میکرد مک نمیزد زیاد.
یه روز گفتم بالا بره پایین بیاد باید فقط سینه منو بخوره شیرم زیاد شده داره میچکه، گرسنه نگهداشتمش سینه منو بازم اینطوری که باید نخورد و گریه گریه گریه. دیگه اونجا تصمیم گرفتم شیر خشک بدم بهش و شیر خودمو خشک کنم.
الان سه روز شد که شیر خودمو بهش ندادم و دارم قرص میخورم ولی حالم خوب نیست همش فکر میکنم میشد و من کم کاری کردم که شیر خودمو نخوره