۱۱ پاسخ

من یه دختر دارم ۲ساله پسرمم ۵ساله تازگی که بیرون میریم خیلی اذیت میکنن مخصوصا دخترم میگه دستمو ول کن خودم راه برم میرم تا مغازه هم دونفری تو خیابون میرن تو مغازه ها سرک میکشن دست میزنن به لباسا ینی قشنگگ کفرررم درمیاد این سری نشونم دادن که دیگه باخودم بازار نبرمشون بچه برا پارکه نه بازار مگه کمک دست داشته باشی

من دوتا زلزله دارم به نظرم دختر پسر نداره بسته به ژن داره متاسفانه ژن بچه های من حوریه که انگان روزی ۱۰۰ بار می‌خوام سر خودشون به بلایی بیارن که فقط خدا مواظبشونه دیونه شدمم😇

پسر منم دیگه دنیا رو برام تیره و تار کرده

خدارو شکر کن تنش سالمه پسر منم شیطونه تاحالا دقت کردی وقتی دورازجون سرما میخوره و بیحاله چقدر خونه تون سوت و کوره و نور و شادی نداره

دقیقا منم ی بچه رو میبینم قشنگ دست مامانش رو گرفته بدون غرغر دنبالش راه می‌ره کیف میکنم ...پسر من همش غرمیزنه هروی ببینه میگه بخر
فقط باید ب چیزی بخرم تا ساکت باشه

مث من پسرم از زیبای چیزی کم نداره ماشالله ولی پرخاشگر هرکی نازشم میکشه میپره بهش هرچی هم باهاش حرف میزنم بی فایده هس

اررره واقعا چی میشد آروم تر بودن من دیگه امونم بریده😭😭😭😭

من اخلاق ندارم چون واقعا داروی افسردگی و اعصاب میخورم
ولی وقتی میرم بیرون میبینم بقیه مامانا چطوری زفتار میکنن بابچهاشون واقعا برای خودم شرمنده میشم وتمام سعیمو میکنم بیشتر محبت کنم و برای وجودشون خدارو شکر

بچه آروم هم مگه داریم

پسرن دیگه آروم باشن میشن دختر😂ستاد التیام به مامانای پسر دار

پسر منم شیطونی میکنه ولی دگ چ میشه کرد

سوال های مرتبط

مامان celine مامان celine ۵ سالگی
فرزند پروری شیرخشک شیر محلی شیر مادر تغذیه کودک
بیاین حرف بزنیم دلم گرفته.....کسی هم نیست بهش بگم...از دیروز که تولد دخترم بود خونواده ی شوهرم با دایی شوهرم و خانومش اینا خونه ما بودن و تولد گرفتیم امروز صبح گفتن بریم بیرون ....رفتیم بیرون اونجا دخترم وسایل خواست گفتیم نه گریه کرد بعد راضیش کردم بریم بازی کنه گفت باشه مادر شوهرم هم هی می‌گفت یه کم بازی کن بریم با اونا بگردیم بسه بسه اینم گریه میکرد که نه بذار بازی کنم خلاصه از اونجا رفتیم جای دیگه و نمیدونم بهش چی گفت یهو جیغ زد سوار ون نمیشم گریه کرد ...یهو عموش برگشت گفت اونقدر بچه رو هیچ جا نمیبرن فقط گریه می‌کنه اینجوری می‌کنه...در حالی که همیشه همه جا بردیم منم زل زدم تو چشماش گفتم چرا اینجوری میگی این همه بیرون رفتیم حالا یه بار گریه کرده اینجوری می‌کنی ..منم ناراحت شدم چیز میز گرفت نمی‌خوردم چون اصلا انگار بغض داشتم ولی سعی میکردم معمولی نشون بدم خودمو ولی خیلی ناراحت شدم...همین که بچه گربه می‌کنه یه جوری گارد میگیرن رفتار میکنن که اه شروع کردی یاد گرفتی واسه همه چی گریه می‌کنی تورو نمیاریم ..واقعا ناراحت شدم
مامان اهورا مامان اهورا ۵ سالگی
روانی شدم از دست بچه هام کمکککگگگ
پسر بزرگم از صبح دیونه ام کرده یعنی هزار ادا در آورده تا برادرشو نخوابه یعنی تا میخوابونم می‌یاد بیدارش میکنه فرار میکنه رفته سرویس کل سرویس به گند کشیده یعنی یه ربع اونجا تمیز میکردم یکسره مسخره بازی در مییاره میخنده بیخودی از خودش فیلم میگیره ادا و اصول در مییاره میخنده میشینه فیلم های گرفته نگاه میکنه با صدای بلند میخنده دستش یکسره تو بینی بازی میده هرشب ۲ شب می‌خوابه ۱۲ ظهر بیدار میشه به زور بلند بلند حرف میزنه دوام درحال حرف زدنه حتی خودش با خودش،هرچی دعواش میکنم میزنم آروم با محبت میگم هیچ تاثیری نداره روانی شدم از دستش بچه چهار ماه مثل خودش کرده اینم الان بیدار شده نمی‌خوابد بهونه میگیره کاش یکی بود دوروز می بورد نگه میداشتش اعصابم آروم میشد یعنی عصری نشستم گریه کردم اصلا آروم وقرار نداره با همیچی کار داره وسایل اتاق آشپزخونه بچه رو صاف کرده از بس اذیتش میکنه تا باباش می‌یاد میگه بابا مامان منو زد حالا یکی باید جواب اونو بده کاش یه جا خودم تنها بودم یا اینا میرفتن خیلی خسته ام
مامان دوتا دخترم مامان دوتا دخترم ۵ سالگی