ارت هفدهم_معرفی آزمایشگاه کودکان و نوزادان
این آزمایشگاه رو من قبل از ب دنیا اومدن شاهکار جون از دکتر منشادی (فوق تخصص رشد و غدد کودکان )شنیده بودم و میدونستم که آزمایشگاه حرفه ایی هستش .
شاهکار جون که ب دنیا اومد چکاب اولیه ش که داخل بیمارستان انجام شد و به ما گفتن باید ی غربالگری بین ۳تا ۵ روزگیش انجام بدیم
تا اون تایم ما متخصص اطفالش رو انتخاب کرده بودیم و ایشون هم این آزمایشگاه رو معرفی کردن.
وقتی رفتیم برای انجام آزمایشات شاهکار جون خواب بود .منو زنداداشم هر دو از استرس بغض کرده بودیم و شاهکار از خواب بیدار نشد و ما نگران بودیم توو خواب بترسه.
وقتی نوبتمون شد ما داشتیم دعوا میکردیم که کی با بچه بره داخل که بچه رو گرفتن و اجازه ندادن هیچکدوم بریم 🙁
درهاش شیشه ایی بود و هر لحظه آماده بودم که با گریه ی بچه بزنم زیر گریه ،اما چند دقیقه بعد در باز شد و پسرم همچنان توو خواب بود
آنقدر مهارت بالایی داشتن که بچه حتی از خواب بیدار نشد ،این اتفاق توو چکاب مرحله ی دوم زردیش هم تکرار شد و نمونه گیرهای این آزمایشگاه بشدت مهارت دارن.
از بابت آنالیز آزمایش و دستگاه هایی که دارند هم مورد تایید اغلب پزشکان اطفال هستند .
من بخاطر حساسیت خودم ،چکاب کامل تری رو به نسبت چکاب هایی ک شبکه بهداشت مینویسه انجام دادم و از طرفی دیگه نیازی به نمونه گیری از کف پا و غیره نبود .
ضمن اینکه نمونه گیری برای زردیش هم بصورت وریدی بود و دقت بسیار بالاتری داشت.
(هزینه ی حدودی هم ۶میلیون توو دی ماه )

مامانی قشنگ
دارم توو صفحه م تمام تجربیات از قبل بارداری تا چهارماهگی پسرم رو میذارم دنبالم کن و برام کامنت بذار که مطمئنم کلی از تجربه هام به کارت میاد

آزمایش غربالگری چکاب زایمان زردی بیماری های کودکان

تصویر
۲ پاسخ

مرسی بابت معرفی
کجاست ازمایشگاه؟

مامانی که بچتون تازه به دنیا اومده اگه ایده ماه‌گرد. ندارین بیاین فقط اون یک وسط انگلیسی بزنین کانال روبیکاqwe1no
#شیرخشک#عکاسی#کولیک#رفلاکس#سینه‌مادر#پوشک

سوال های مرتبط

مامان شاهکار مامان شاهکار ۶ ماهگی
پارت نوزدهم_تجربه ی من از رفلاکس
تقریبا توو دو ماهگی بودیم که رفلاکس شدید شاهکار جون شروع شد.
علائم:بی قرار بود ،سینه ش خس خس می‌کرد توو بیداری مثل موقعی ک آدم سرماخورده باشه.
تو خواب هم همینطور خس خس و خرخر داشت.
اصلا خواب ممتد نداشت و مدام از خواب میپرید.
توو خواب ی حالتی داشت مثل ترش کردن معده که کاملا قیافه ش رو جمع می‌کرد .
و تا ما نوبت دکترمون بشه صداش گرفت و این توو گریه هاش کاملا مشخص بود.
مراقبت ها تا بهبود :تخت خوابی که پسرم داره تخت شیب دار هستش و شش درجه تنظیم شیب داره ما دقیقا درجه ی تخت رو شش به روی یک تنظیم میکردیم (یعنی شیب کامل)
شیردهی بصورت کاملا نشسته و حتی اواخر عمود روو سینه م میذاشتم و شیر میدادم .
بعد از شیر خوردن هر وعده حتی نصفه شب منو همسرم حتی یک وعده هم کوتاهی نمیکردیم و بیست دقیقه تا نیم ساعت کاملا عمود و ایستاده نگهش میداشتیم .
شیرخشکی که میدادم از ابتدا اپتامیل ۱ بود که بعدا مفصلا راجبش تاپیک میذارم
و دارویی که دکترش بهش تجویز کرد (پپسومید-فاموتدین )بود
و شکر خدا با مصرف یک شیشه دارو و مراقبت هایی که گفتم رفلاکس از گل پسرکم رخت بربست 🤗
البته بگم تقریبا ما چهارپنج روزه کاملا نتیجه گرفتیم
اما درمان و مراقبت ها رو تا یکماه ادامه دادیم
*عکس از یکماهگی پسرم که همزمان شد با اولین برف🥰
عکس شربتش رو هم توو کامنتا میذارم

مامانی قشنگ
دارم توو صفحه م تمام تجربیات از قبل بارداری تا چهارماهگی پسرم رو میذارم دنبالم کن و برام کامنت بذار که مطمئنم کلی از تجربه هام به کارت میاد

رفلاکس شیرخشک شیرمادر کولیک
مامان شاهکار مامان شاهکار ۶ ماهگی
پارت بیستم_هزینه ها و تجربه های من از بیمارستان نیکان اقدسیه تهران
راجع به بخش آزمایشگاه و سونوگرافیش توو تاپیک های جدا حتما صحبت میکنم
امروز فقط راجع به روز زایمان صحبت میکنم
ما ۳دی ساعت ۸صبح بیمارستان بودیم و شرایط من از دیشبش اورژانس شده بود و نوبت اصلی من برای بستری برای ۶دی بود
با وصف حال وقتی که برای پذیرش رفتیم خیلی سریع کارا پیش رفت و قبل از پذیرش گفتن باید تریاژ زنان بری که نامه ی بستری پزشکت رو تایید کنن
بعد دوباره اومدم و کارهای بستری انجام شد که همون لحظه دکتر شهامی اومدن و دیدمشون و کلی انرژی گرفتم و بعد ،پرستار همراه منو تا بخش بستری برد واونجا تحویل ی بهیار داد و تمام کارهای من مثل تعویض لباس و …رو انجام دادن
بعد از اون روو تخت موقت بستری شدم سرم گرفتم و Nsdو اومدن سوند وصل کنن که من جیغ و داد کردم 😂
گفتم تو رو خدا بعد بی حسی وصل کنید ،با پزشکم تماس گرفتن و ایشون موافقت کرد که توو اتاق عمل وصل کنن(کارها مدام پشت هم انجام می‌شد و لحظه ایی معطل نبودم و توو هر مرحله ی همراه داشتم یا ماما یا پرستار یا بهیار و ثانیه ایی تنها نبودم)

عکس لحظه ی پذیرش روز زایمان…
مامان شاهکار مامان شاهکار ۶ ماهگی
مامان شاهکار مامان شاهکار ۶ ماهگی
ادامه ی پارت بیست و یکم_نکات بعد بیحسی نخاعی

بغلم کردن بخوابم روو تخت و بعد گفت ‌پاهات رو بیار بالا ،وقتی دید نمیتونم خیالش راحت شد و خداحافظی کرد و منو به دستیارش سپرد
نکته ها :مهارت دکتر بی نهایت تاثیر گذار در درد حین و بعد از تزریق هستش
من ب محض اینکه دکتر بخیه هام رو زد و اومدم توو ریکاوری حس پاهام برگشت (در نتیجه دز مصرفی بسیار عالی و اندازه بوده چون از دوستان شنیده بودم که گاها تا چند ساعت بعد عمل حس پاهاشون برگشته )
به محض اینکه ممنوعیت خوردنم برداشته شد به پیشنهاد پزشک بیهوشی هایپ و قهوه و چای خوردم که شکرخدا اصلااااگردن درد و سردرد و کمردرد نگرفتم و پزشک بیهوشی بهم گفت بهت قول میدم هر کمردرد که داشته باشی ناشی از زایمان و بارداری و سزارین و غیره هستش و ربطی به تزریق نخاعی نداره و دقیقا هم همینطور بود
تجربه ی شیرین :من بارداری سختی رو داشتم و دوست ندارم اون مسیر رو دوباره برم اما دوست دارم هزار بار اون لحظه که بهوش بودم صدای شاهکارجونم رو شنیدم و صورت گرمش رو روی صورتم حس کنم برام تکرار بشه ،بینظیره و شک نکنید بین عوارض بیهوشی و بی حسی نخاعی حتما بی حسی رو انتخاب کنید
عکس از لحظه ی چکاب و اثر پا گرفتن در اتاق عمل
مامان نیلای و نلین مامان نیلای و نلین ۹ ماهگی
سزارین دوقلو
سلام
خانوما تجربه ام از سزارین رو میخوام بگم با سن ۱۸ اونم دوقلو
نی نی هام یکی ۱۹۰۰ وزنش بود و قل اول ۲۳۰۰ وزنش بود
و با این وزن احتمال اینکه برن دستگاه زیاد بود ولی من با انرژی و بدون هیچ ترسی آماده شدم
تقریبا دو هفته قبل از سزارین دکترم نامه داد برا ۳۱ م شهریور و گفت صبح ساعت ۵ بیمارستان باشم
انتخاب من بیمارستان خصوصی صولت بود (به خاطر دکترم )
صبح رفتیم دنبال مادرشوهرم و مادرم با هم رفتیم بیمارستان
و کار های پذیرش رو انجام دادیم از من برای پذیرش شناسنامه خودم و کارت ملی شناسنامه و کارت ملی همسرم پرونده پزشکی(تمام سونو وآزمایش های انجام شده بارداری )رو خواستن و ۲۰ ملیون هزینه قبل از عمل گرفتن تا تصویه حساب
(۱۵ملیون دستمزد دکتر جدا که قبلا گرفته بود)
بعد من رو به بخش بستری بردن و اتاقم رو نشون دادن آزمایش خون ازم گرفتن و یک سری سوال از من پرسیدن مثله حساسیت دارویی و اینا بعد هم سرم و این چیزا رو وصل کردن و گفتن لباس هایی که قراره به دنیا اومدن بپوشن رو به من بدید همراه پوشک و پتو دور پیچ
ادامه پارت دو
مامان پسرچه مامان پسرچه ۲ ماهگی
پارت ۱۵ تجربیات بارداری:
همه چی نرمال بود تا ۱۸ دی که بعد از شام که البته همراه با شور خورده بودم، یهو دیدم مج پای راستم ورم کرده🥹 میدونستم ورم یک طرف خوب نیست. ولی به شور که خورده بودم هم شک داشتم. دیگه کلی آب‌خوردم، پامو بالا نگه داشتم تا دو سه ساعت بعد که ورم کم شد.
فرداش تلاش کردم ویزیت انلاین بگیرم ( دوست خوب‌من در بارداری ویزیت انلاین😬) که نت ها قطع بود و نشد. دیگه خودم رفتم ازمایشگاه گفتم یه ازمایش ادرار بدم برای دفع پروتیین. جواب اومد و منفی بود.
ورم پام کم شده بود ولی کامل از بین نرفته بود. نتها قطره چکونی وصل شد و ویزیت انلاین گرفتم. دکتر برام یه سری ازمایش خون انزیم کبدی و کلیوی نوشت و تکرار ازمایش ادرار، بعد هم توضیح داد برای ورم یک طرف باید برم بیمارستان و یه سری کار دیگه انجام میدن چون ممکنه نشونه لخته خونه خدایی نکرده ولی با توجه به اینکه واسه من چند ساعت بعد کم شده من این مورد رو ندارم.
خلاصه جواب این ازمایش هم اومد و خوب بود.
دیگه با همینا رفتم پیش دکتر خودم که از همه چی راضی بود. و سونوی رشد رو برای هفته ۲۸ نوشت.