پارت نوزدهم_تجربه ی من از رفلاکس
تقریبا توو دو ماهگی بودیم که رفلاکس شدید شاهکار جون شروع شد.
علائم:بی قرار بود ،سینه ش خس خس می‌کرد توو بیداری مثل موقعی ک آدم سرماخورده باشه.
تو خواب هم همینطور خس خس و خرخر داشت.
اصلا خواب ممتد نداشت و مدام از خواب میپرید.
توو خواب ی حالتی داشت مثل ترش کردن معده که کاملا قیافه ش رو جمع می‌کرد .
و تا ما نوبت دکترمون بشه صداش گرفت و این توو گریه هاش کاملا مشخص بود.
مراقبت ها تا بهبود :تخت خوابی که پسرم داره تخت شیب دار هستش و شش درجه تنظیم شیب داره ما دقیقا درجه ی تخت رو شش به روی یک تنظیم میکردیم (یعنی شیب کامل)
شیردهی بصورت کاملا نشسته و حتی اواخر عمود روو سینه م میذاشتم و شیر میدادم .
بعد از شیر خوردن هر وعده حتی نصفه شب منو همسرم حتی یک وعده هم کوتاهی نمیکردیم و بیست دقیقه تا نیم ساعت کاملا عمود و ایستاده نگهش میداشتیم .
شیرخشکی که میدادم از ابتدا اپتامیل ۱ بود که بعدا مفصلا راجبش تاپیک میذارم
و دارویی که دکترش بهش تجویز کرد (پپسومید-فاموتدین )بود
و شکر خدا با مصرف یک شیشه دارو و مراقبت هایی که گفتم رفلاکس از گل پسرکم رخت بربست 🤗
البته بگم تقریبا ما چهارپنج روزه کاملا نتیجه گرفتیم
اما درمان و مراقبت ها رو تا یکماه ادامه دادیم
*عکس از یکماهگی پسرم که همزمان شد با اولین برف🥰
عکس شربتش رو هم توو کامنتا میذارم

مامانی قشنگ
دارم توو صفحه م تمام تجربیات از قبل بارداری تا چهارماهگی پسرم رو میذارم دنبالم کن و برام کامنت بذار که مطمئنم کلی از تجربه هام به کارت میاد

رفلاکس شیرخشک شیرمادر کولیک

تصویر
۴ پاسخ

ممنون از توضیحاتت بیشتر از رفلاکس بگو بهمون خیلی درگیرشم.دارو رو به چه صورت بهش میدادی؟دستورش؟

لطفا تجربه سیسمونی بذارید

ممنون عزیزم
منم بعد شیر ۲۰ دقیقه عمودی نگه میدارم
تختش هم شیب دار
آروغ هم میگیرم
حجم کم تو وعده زیاد میدم
دارو هم امپرازول میدم
ولی خب بی‌قراری وخس خس و گهگاهی بالا آوردن داره
ایشالا که نیلماه هم زود بشه راحت بشه بچم

عکس و بزا عزیزم

سوال های مرتبط

مامان شاهکار مامان شاهکار ۶ ماهگی
ارت هفدهم_معرفی آزمایشگاه کودکان و نوزادان
این آزمایشگاه رو من قبل از ب دنیا اومدن شاهکار جون از دکتر منشادی (فوق تخصص رشد و غدد کودکان )شنیده بودم و میدونستم که آزمایشگاه حرفه ایی هستش .
شاهکار جون که ب دنیا اومد چکاب اولیه ش که داخل بیمارستان انجام شد و به ما گفتن باید ی غربالگری بین ۳تا ۵ روزگیش انجام بدیم
تا اون تایم ما متخصص اطفالش رو انتخاب کرده بودیم و ایشون هم این آزمایشگاه رو معرفی کردن.
وقتی رفتیم برای انجام آزمایشات شاهکار جون خواب بود .منو زنداداشم هر دو از استرس بغض کرده بودیم و شاهکار از خواب بیدار نشد و ما نگران بودیم توو خواب بترسه.
وقتی نوبتمون شد ما داشتیم دعوا میکردیم که کی با بچه بره داخل که بچه رو گرفتن و اجازه ندادن هیچکدوم بریم 🙁
درهاش شیشه ایی بود و هر لحظه آماده بودم که با گریه ی بچه بزنم زیر گریه ،اما چند دقیقه بعد در باز شد و پسرم همچنان توو خواب بود
آنقدر مهارت بالایی داشتن که بچه حتی از خواب بیدار نشد ،این اتفاق توو چکاب مرحله ی دوم زردیش هم تکرار شد و نمونه گیرهای این آزمایشگاه بشدت مهارت دارن.
از بابت آنالیز آزمایش و دستگاه هایی که دارند هم مورد تایید اغلب پزشکان اطفال هستند .
من بخاطر حساسیت خودم ،چکاب کامل تری رو به نسبت چکاب هایی ک شبکه بهداشت مینویسه انجام دادم و از طرفی دیگه نیازی به نمونه گیری از کف پا و غیره نبود .
ضمن اینکه نمونه گیری برای زردیش هم بصورت وریدی بود و دقت بسیار بالاتری داشت.
(هزینه ی حدودی هم ۶میلیون توو دی ماه )

مامانی قشنگ
دارم توو صفحه م تمام تجربیات از قبل بارداری تا چهارماهگی پسرم رو میذارم دنبالم کن و برام کامنت بذار که مطمئنم کلی از تجربه هام به کارت میاد

آزمایش غربالگری چکاب زایمان زردی بیماری های کودکان
مامان شاهکار مامان شاهکار ۶ ماهگی
پارت بیستم_هزینه ها و تجربه های من از بیمارستان نیکان اقدسیه تهران
راجع به بخش آزمایشگاه و سونوگرافیش توو تاپیک های جدا حتما صحبت میکنم
امروز فقط راجع به روز زایمان صحبت میکنم
ما ۳دی ساعت ۸صبح بیمارستان بودیم و شرایط من از دیشبش اورژانس شده بود و نوبت اصلی من برای بستری برای ۶دی بود
با وصف حال وقتی که برای پذیرش رفتیم خیلی سریع کارا پیش رفت و قبل از پذیرش گفتن باید تریاژ زنان بری که نامه ی بستری پزشکت رو تایید کنن
بعد دوباره اومدم و کارهای بستری انجام شد که همون لحظه دکتر شهامی اومدن و دیدمشون و کلی انرژی گرفتم و بعد ،پرستار همراه منو تا بخش بستری برد واونجا تحویل ی بهیار داد و تمام کارهای من مثل تعویض لباس و …رو انجام دادن
بعد از اون روو تخت موقت بستری شدم سرم گرفتم و Nsdو اومدن سوند وصل کنن که من جیغ و داد کردم 😂
گفتم تو رو خدا بعد بی حسی وصل کنید ،با پزشکم تماس گرفتن و ایشون موافقت کرد که توو اتاق عمل وصل کنن(کارها مدام پشت هم انجام می‌شد و لحظه ایی معطل نبودم و توو هر مرحله ی همراه داشتم یا ماما یا پرستار یا بهیار و ثانیه ایی تنها نبودم)

عکس لحظه ی پذیرش روز زایمان…
مامان شهریار و همایون مامان شهریار و همایون ۱۲ ماهگی
قسمت دوم تجربیات پسر اولم :
بعد از زایمان :
کاچی میخوردم با روغن گاوی و زردچوبه و اصلا زعفرون و روغن دیگه استفاده نمیکردم. کاچی کاملا رقیق و خوشمزه . اصلا هم زردی نداشت پسرم. زردی علتش تفاوت گروه خونه مادر و فرزنده .
من b+ . پسرم o+ شد .
۹ روزگی نافش افتاد. ۱۶ روزگی بردیم‌ختنه پیش بذرافشان . شربت هیدروکسی زین که برای زیر یک سال ممنوعه گفت بدین .ما هم ناشی. رفتیم سریع خریدیم دادیم . بعد ختنه با اینکه شکل ظاهری ختنه هاش خوبه ، بچه م کبود شد نفسش بند اومد . بردیم سریع همونجا نشونش دادیم ، شکمشو چنگ زد یهو نفس بچه باز شد و نیم ساعت یکسره بچه گریه کرد . شبش تا ۵صبح میپرید از خواب و خیلی شب بدی بود . اولین جیشش هم اذیت نشد . همش گیج بود و میپرید . از اون شب به بعد خواب بچه فاتحه ش خونده شد و ۵-۶ صبح میخوابید تا همین یک سال پیش که ۵ سالش بود 🙃
بعدا دکتر دیگه بردم و سرچ کردم فهمیدم شربت هیدروکسی زین برای زیر یک سال ممنوعه کاملا !!!
ختنه ش با رو حلقه بود و از نفس عملش و شکلش راضی بودم .
مامان پسرچه مامان پسرچه ۲ ماهگی
پارت اخر تجربیات بعد از زایمان
من تا روز دوم بعد از عمل برای بلند شدن از تخت احتیاج داشتم یکی دستمو بگیره و کمکک کنه، ولی برای بقیه موارد مثل بغل کردن نی نی و اینا خودم اکی بودم.
همون روزی که از بیمارستان اومدیم دو تا پای من شروع کرد به ورم کردن. تو بیمارستان گفته بودن ورم یک طرف خطرناکه. منم سعی میکردم پامو بالا نگه دارم و مایعات بخورم.
روز دوم نی نی رو بردیم برای چک زردی و به دکترش گفتم پامو که بهم یه قرص داد که معجزه بود و تا روز سوم بعد از مصرف کامل ورمم رفت.
زردی پسر هم ۸ بود که دکتر گفت برای روز دوم زیاده و باید ۴۸ ساعت بمونه دستگاه. من شیر نداشتم اصلا و اجبارا به نی نی شیر خشک نان دادیم که دکتر گفت همون خوبه ولی برای شیر خودت هم تلاش کن. از روز ۵ با فشار سینه م قطره قطره شیر میاد پسرم دو تا میک می زنه بهش ولی فایده ای نداره و ۹۵ درصد تغذیه ش شیر خشکه.
دو روز دستگاه گرفتیم تو خونه و به توصیه دکتر به جز وقتی که شیر میخورد یا تعویض میشد کلا تو دستگاه بود، یه قطره هم داده بود بهش که همونو مرتب بهش دادیم.
روز ۴ دوباره بردیم چک شد و خدا رو صدهزار مرتبه شکر شده بود ۴. و دستگاه رو پس دادیم. حالا باز برای اطمینان فردا هم می بریم که یه بار دیگه چک بشه.
خلاصه این بود تجربه ی من از زایمان. بعد زایمان هم اوضاع خیلی پیچیده س ، ادم تحت تاثیر هورمون هاس، کم خوابه، خودش زخم و بخیه داره، فکر میکنه از پس کارهای بچه راحت برنمیاد. ما و احتمالا خیلی از زوج ها سر کارهای بچه اختلاف نظر داریم. همسر من خیلی همراه هست و کمک میکنه ولی تزهای عجیب هم زیاد میده. فقط امیدوارم با گذشت زمان بتونم یکمی مسلط تر بشم به اوضاع و بهترین رسیدگی رو به بچه داشته باشم ❤️
مامان شاهکار مامان شاهکار ۶ ماهگی