۲۱ پاسخ

نه واقعی برای خودشون فقط هایلین مال خودمههههه

از بچچم که به هیچ عنوان دست نمیکشم ولی دلم پیش بچه ی واقعیمم میمونه واقعا کجاس؟ چیکار میکنه؟ شرایطش خوبه؟ بهش محبت میکنن؟ اگه دست خودم باشه دوتاشم میارم نگه میدارم

هر دوتا رو خودم نگه میدارم🤣
یا رفت و آمد میکنم که از حال هردو باخبر باشم

دلا نیمه ی منه نیمه ی باباش وجودمه نه راستش اینقدر کپ پدرشه که یک اپسیلون درصد هم شک نمیکنم ......ننه فدای موهای فرفری دخترکم بشم من

آرره منم همینطور اصلی رو نمیخوام

شاید باورت نشه ولی من چند بار بهش فکر کردم چه ذهن مریضی😂😂😂

والا جیگرمو که عمرا بدم تازه میرم اون‌یکیم میارم باهم بزرگ میکنم میکشم کسیو که بچه هامو ازم بگیره

امیدوارم برای هیچکس اتفاق نیوفته فکر کردن بهش هم بده😵‍💫 ولی من میرم سراغش که ببینم تو چه خانواده ایه

منم بهش فکر کردم. چون پسرم سفید و بورو خوشکله به منو باباش نرفته ( البته سمت شوهرم ژن بوری رو دارن کمابیش.)
گاهی فکر میکنم اگر بگن این بچت نیست یه بچه ی زشت بیارن چی😂
آخه هرکی میبینه میگه اصلا به شما نرفته😒

والا منم چن وقت پیش بهش فک کردم و به مامانم و داداشم میگفتم هیچ وقت حاضر نیستم عوض کنم اون تو شکمم بوده ولی اینو بزرگش کردم هر ثانیش برام خاطره هست و واقعا عاشقشم
ولی در کل عوض نشده چون همون لحظه سزارین که از شکمم بیرون آورد دکتر آورد بوسیدمش نگاش کردم همون بچه خودمه کپی باباشه و مادر شوهرم
موقعی که بچه از شکمم آورد بیرون گفت فاطمه بچت به کی رفته قدرلند و سفیده منم نگاش کردم گفتم این خو کپی مادر شوهرمه😂😂😂😂 بخدا انگار یکی هستن آخه شوهرم کپی مامانشه 😂😂

فکرشم دیوونه کنندس

مورد داشتیم ت آشناهاموت پسر بود بعد ۱۳ سالگیشون فهمیدن ازمایش دی ان ای دادن اینی ک طرف ما بود کپ مامان واقعیش بود اونم ک اون طرف بزرگ شده بود کپ طرف ما ، الان ک ۲۳ سالشونه رفت و آمد میکنن دو خانواده و پسرا میرن و میان 🥲

ن ای خدا بچه خودمه خودم بزرگش کردم نمیدمش ب کسی😾

پسر من کوی پدرشوهرم شده خیالم راحته راحته مال خودمونه🤣

نه نمیدم با اینکه از همون اول تولد بچه اذیت کنی بود خیلی گریه میکرد الانم خیلی شلوغه و عصبیم میکنه ولی نه نمیدم آردا تمام عمر منه

پسر من کپپپ باباشه مطمئنم عوض نشده 😂

من باور نمیکنم 😂😂

من که مطمنم بچه خودمه قیافش کپ شوهر و مادر شوهرمه

وای حتی فک کردن بهش هم وحشتناکهههه

خخخخخ منم مثل تو

ههههه من شاید برم اونم بیارم

سوال های مرتبط

مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
پشت پرده لجبازی:
چی می‌خواستیم و چی شد
چرا از هدف و آرزومون در فرزند پروری فاصله گرفتیم
در مورد بچه ها چه چیزهایی رو باید بدونیم که اگر لجباز شدن بتونیم واکنش درستی نشون بدیم
موضوع:چرا بچه ها لجبازی میکنن
تمرین :چه چیزهایی دلتون میخواد در فرزند پروری
مثلا من دلم میخواسته مامانی بشم که سر بچم داد نزنم مهربون باشم و رابطه خیلی خوبی داشته باشم و بگیم چقدر از هدف و آرزومون دور شدیم
مثلا دلم میخواست لباس خوشگل تنش کنم و ببرمش پارک ولی الان انقدر اذیتم میکنه دلم نمیخواد جایی برم اصلا چی فکر میکردم و چی شد یا خیلیا میگن در مورد غذا خوردن دارن اذیت میشن بچتون همراهی نمیکنه
یه مادری گفته بود همش فکر میکردم چه غذاهایی درست میکنم اوقات خوشی سر سفره داریم ولی انقدر بد غذایی کرده و نه گفته که اصلا اسم غذا میاد استرس میگیرم
که وای دوباره به این فکر کنم این بچه خورد نخورد چیکار کنم و یه جمله دردناک اینکه من نمیخوام مثل مامان و بابام بشم و بد رفتار کنم بچمو تحقیر نکنم سرش داد نزنم تنبیهش نکنم اما دقیقا همون کارهارو دارم با بچم انجام میدم این شکاف بسیار دردناکه
شکاف بین آرزویی که داشتید و اون چیزی که هستید
و حتی یه مادر گفته بود من اگر میدونستم قراره همچین مادری بشم هیچوقت بچه دار نمیشدم
ممکنه خیلی هاتون حتی فکر کردید بهش
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
ادامه پشت پرده لجبازی
حالا میریم سراغ اینکه چرا تکنیک هایی اینستا نشون میده یا تو کتاب میگه رو بعضی بچه ها جواب نمیده؟
مثلا بگید بچه من مشکلش جدیه اینا برای بچه های آروم و رو به راه هست
کلید این مشکل رسیدن به ذهنیت درمانگر هست
ما تو حل مشکلات بچه ها دو دسته راهکار داریم:
راهکار کوتاه مدت که در کوتاه مدت جواب میده
یکی هم بلند مدت
کوتاه مدت برای اینه که در لحظه جواب بده
مثل اینکه غذا داره میسوزه زیرش رو خاموش کنی ،این خاموش کردن به این نیست که دفعات بعدی دیگه خوب باشه و دیگه نسوزه
مثل اینه که شما میخواید آتیش خشم بچه رو خاموش کنید می‌آید همدلی میکنید بغلش میکنید از اون موقعیت دورش میکنید بعد دوباره فرداش هم انجام میده
میگید اااا چرا این بچه پرخاشگره
خب این کار برای همون لحظه بوده و برای یه سری بچه ها هم همدلی کردن و جایگزین کردن هم جواب نمیده برای اینه که این تکنیک ها مخصوص بچه شما مناسب سازی نشده با توجه به ذهنیت درمانگر طراحی نشده اثرات بلند مدت نداره
مامان امیر حسین مامان امیر حسین ۳ سالگی
یه سوال چرا بعضی ها به خودشون اجازه میدن هر جور دلشون میخواد با بچه ات رفتار کنن 😐
رفتیم مهمونی چند تا بچه قد و نیم قد نوه های جاریم و با ما خونه ابجیم دعوت بودیم یه جوری قربون صدقه بچه هاشون میرن که انگار ناف آسمون باز شده فقط بچه اینا اومده پایین خدایی بچه هاشون مهربون و تو دل برو هستن دوست شون دارم ولی نه اینکه بخوام قربون صدقه بچه هاشون برم نیازی به محبت اونا برای بچه خودم ندارم ولی از عمد دختر جاریم جلو همه میگه به پسرش که ببین عمو مصطفی چقدر دوستت داره ( منظورش شوهر من که عموی خودش میشه ) ببین میگه چه پسر خوبی هستی ، با ادبی موهاش چقدر خوشگله قشنگ دو تا هندونه میزاره زیر بغل شوهرم که یعنی قربون صدقه اش بره بعد همیشه خدا ادعای عقل کلی و با سوادش میشه با پسرش سر گوشی من که دست پسرش بود بحث داشتن بعد یکی دو بار به پسرش گفت مامان گوشی مامانش هست بهش بده پسر منم دو سال کوچک تره نمیتونه حرف بزنه جیغ میکشید یدفعه برگشته به پسرش گفت بهش بده صدا شو در نیار منظورش بچه من بود اصلا من هیچی نگفتم اگر من این حرف و میزدم خدا شاهده جاریم و دخترش می پریدن به من چرا کسی به خودش اجازه این حرفا میده به بچه هاش بزنه یا اینکه خواهر خودم و دامادمون جلو اونا و بچه هاشون بچه من و دعوا میکردن که جیغ نزن یا فلان چیز و بهشون بده برای اینکه نخوان به اونا چیزی بگن اونا هم دو تا پسر داشتن یکیش سه سالش هست اصلا بچه من متوجه نیست به یه بهونه پسرمو صدا میزدم کسی به خودش اجازه نده چیزی به بچه ام بگه