۱۳ پاسخ

منم به این فکر میکنم ولی به نظرم بچه هاشون اروم و بی چالشن زیاد دیدم ازینجور بجه ها، گریه خیلی کم میکنن نق نمیزنن خوابشون مستقله خودشون با خودشون بازی میکنن….اینجوری میشه ک طرف به دومی فکر میکنه😅

کمکی خواهر من کمکی دارن،مادرشوهری ،مادری،خواهری...من که هیشکیو نزدیک ندارم،به بچه به تمام معنا زر زرووووو،بد خواب بد غذا،فکر بچه دوم منو میترسونه

شاید بچه ی اولشون خیلی بچه ی آروم و خوش قلقی بوده..تو اطرافیانم داشتیم همچین موردی خودش میگفت بچه ی اولم همه چیش خیلی راحت بود خوابش منظم بود غذا خوردنش خوب بود خودش خیلی ساکت بود و همین باعث شد به بچه ی دوم خیلی زود فکر کنم..ولی بچه ی دوم برعکس از آب درومده و تلافیه بچه ی اولو در آورده😂😂😂😂😂

من دخترم شدیدا وابسته شدیدا نق نق و بیست وچهاری گریه و مث کوالا چسبیده بود ب من تو ۹ ماهگیش نگو باردار شدم با جلو گیری ایودی داشتم و ۹ هفته بود ک فهمیدم افسردگی حال خراب شب و روز گریه زاری اعصاب خوردی تا روز زایمان بارداریمم پر خطر بود و پر ریسک و نارس دنیا اومد الات پسرم ۳ ماهشه چالش زیاد داشتیم و داریم و خستگی های فراوان و بی خوابی های زیاد ولی خب چاره چیه شکر توکل برخدا وضع مالی نسبتا خوبی داریم و الحمدالله فکر تامین بچه ها نیستم ....من میخواستم بچه ی دوم ولی ۵ سالگی دخترم ...ولی زود تر شد باهم بزرگ میشن و تموم میکنم میره دیگه کاسه کوزه ام رو جمع میکنم 😂

من یه همسایه داشتم سه تا بچه پشت سرهم آورده
انقد این زن بیخیال که نگو
ما طبقه بالا هستیم درواحدشون باز بودبچه چهار دست و پا میرفت سمت پله ها من میگرفتمش که نیفته
اون زمان من بچه نداشتم الان حتی برایک دقیقه نمیذارم دخترم بدون من بره توی حیاط
خونه اش بشدت نامرتب و کثیف بود میگفت چون شیرمیدم توان ندارم
بچه هاش بشدت کثیف بودن میگفت اشکال نداره بچه کثیفی براش لازم
درسال دوبارم مسافرت میرفت با بچه کوچیک یا کلی مهمونی میداد رییییلکس ریلکس

بعضی وقتا نمیخای خودت ولی خدا میخاد
خدایا شکر به حکمتت
افسردگی رو اکثرا میگیرن یا دارن خودم درگیرشم
اصلا نمیدونم چی میخام تو زندگی
متاسفانه خیلی کمال‌گرام ولی این منو اذیت میکنه

بگم میترسم برعکس بشم🤣
اینجا هرچی میگی فرداض برعکس همون میشی🤣

بیشتر خانما تو این مرحله افسرده هستن حالا هر کدوم یه جور یکی پنهان یکی اشکار

من خودم مچ درد خیلی شدید داشتم تا ده ماهگی دخترم ی دکتر گفت افسردگی بعد زایمان داری من گفتم ن مشکلی ندارم گفت من دارم میگم داری ولی از نوع پنهان چند جلسه حرف زدم باهاش یکم تفریح و سرگرمی مچ دستم اوکی شد

بنظرم مامانایی که بچه کوچیک دارن ودوباره باردارن خیلی صبورن چون من خودم به شخصه اصلابه فکردومی نیستم همین یدونه روخداواسم نگه داره بسمه ازبس شیطون وکنجکاوه میترسم ب دومی فک کنم..خیلی صبروحوصله میخادجدای ازایناازنظرمالی هم نمیتونیم ب دومی فک کنیم چون خیلی اوضاع خیته..به قدیمیابگی میگن بچه روزی روباخودش میاره چجوری اخه ؟شرایط خیلی سخت میشه بچه هاپرتوقع ترشدن نسبت ب بچه های قدیم واینکه نمیشه همش بهشون نه بگی

خب مگ بارداری
اگر نیستی حالا چرا اسرار داری به بچه دوم و.... اینا فک کنی

تاب و توان هر کس فرق داره دیگه یکی صبر و تحملش زیاده یکی توانایی مدیریت کردن چند تا چیز باهم داره و میتونه خودشو جمع و جور کنه

من حتی فکر بچه دوم باعث میشه روانم بهم بریزه تازه روزای خوبم رسیدن خداشکر
حالا فکر کن دوباره برگردی به نوزادی😖

هر کی یجوره دیگه همه که مث هم نیستن

سوال های مرتبط