۴ پاسخ

الهی بحق عظمت خدا که این نی نی هارو بهمون هدیه داده اول ی دست برای خدا میزنیم چون خدا هست که به ما این حس قشنگ میده بعد افتخار می‌کنیم به خودمون چون زن هستیم این قدرت داریم که ی موجود زنده در دلمون پرورش میدیم خدایا هزاران بار شکرت بعد دعا میکنم همه مامانا به سلامتی خوشی شادی نی نی هاشون بغل کنن آمین

منم هم هفته شمام ولی چرا لگد نزده هنو🥺

چه قشنگ الهی بسلامتی و‌دل خوش بغلش بگیرید🩵

عزیزم چ قشنگ😍😍😍

سوال های مرتبط

مامان نورا 🌸🎀 مامان نورا 🌸🎀 ۷ ماهگی
چهار ماهگی بارداری🥲🌱
این چهار ماه خیلی عجیب گذشته. از روزی که فهمیدم تو به دنیا میای، همه‌چیز تغییر کرد. هر روز یه حس تازه داشتم، انگار هر لحظه یه اتفاق جدید برام می‌افتاد. وقتی به این چهار ماه فکر می‌کنم، فقط یاد میارم که چقدر منتظر بودم تا تو بیای و حالا هر روز بیشتر از قبل با وجودت پر از آرامش و عشق شدم.
توی دل من همیشه یه حس عجیب دارم. حس می‌کنم داری کم‌کم آماده می‌شی برای اینکه در آغوشم باشی، برای اینکه چشمای من رو ببینی و اولین لبخندت رو به من هدیه بدی. بعضی وقت‌ها که تکون‌های کوچکت رو احساس می‌کنم، قلبم پر از شوق می‌شه.🥹♥️🧿

می‌دونی؟ این چهار ماه برای من یعنی یک دنیای جدید، یعنی یک تغییر بزرگ که تو اون رو به من هدیه دادی. خیلی مشتاقم ببینمت، بغل کنم و با تمام وجودم ازت مراقبت کنم. تو یه دنیای جدیدی رو برای من به ارمغان آوردی که هیچ‌چیز توی دنیا شبیهش نیست.💗✨
خدایا این چندماه هم ب سلامتی بگذره 🥹💚
خیلی دوستت دارم، کوچولوی من. و هر روز بیشتر از قبل منتظرم تا با هم باشیم. 🤱🏻💚👼🏻
منو بابایی خیلی دوست داریم
خدایا شکرت بابت این هدیه 🧿♥️🥹
۱۴۰۴/۴/۷ :)
مامان جوجه رنگی🐣🩵 مامان جوجه رنگی🐣🩵 هفته بیست‌وهشتم بارداری
بلاخره منو پسرچه هم وارد شش ماهگی شدیم🩵🥹👼
راستش هر شب که دستم رو می‌ذارم روی شکمم، منتظر می‌مونم تا اون تکون‌های کوچیک و شیرینت رو حس کنم.
وقتی باهام حرف می‌زنی، وقتی با اون ضربه‌های ریزت بهم می‌فهمونی که اون تو هستی و داری رشد می‌کنی، دنیا برای چند لحظه برام وایمیسته.
انگار توی اون سکوت، داریم با هم یه عهدِ محکم می‌بندیم؛ عهدِ اینکه تا ابد کنار هم باشیم.
این ماه‌هایی که گذشت، پر از تغییر بود؛ از خستگی‌های بی‌هوا گرفته تا اون حسِ سنگینیِ شیرینی که حالا دیگه بخشی از وجودم شده.
ولی راستش رو بخوای، هر بار که به این فکر می‌کنم که چند ماه دیگه قراره اون صورتِ ماهت رو ببینم، بوی تنت رو حس کنم و بالاخره دست‌های کوچولوت رو توی دستم بگیرم، تمامِ سختی‌ها برام رنگ می‌بازه.
تو هنوز نیومده، شدی دلیلِ اصلیِ آرامشِ من
شدی هم‌سفرِ لحظه‌هایِ تنهام. تو داری یادم می‌دی که عشق، چقدر می‌تونه بزرگ و بی‌انتها باشه.
عزیزِ دلم، آرامِ جانِ مادر، حالا که رسیدیم به شش ماهگی، می‌خوام بدونی که چقدر بی‌صبرانه منتظرتم.
قول می‌دم وقتی اومدی، دنیا رو برات به جای قشنگ‌تری تبدیل کنم.
فعلاً همین‌جا، توی امن‌ترین جایِ جهان—یعنی کنارِ قلبم—بمون و با خیالِ راحت بزرگ شو.
من اینجا، هر روز، هر ساعت و هر ثانیه، با تمامِ وجودم مراقبِ این پیوندِ نازنینمون هستم.»🩵🫆💙
امیدوارم ماه ششم حداقل زودتر بگذره🥹🩵