عزیزم باهاش صحبت کن نزارید مسائل و مشکلات بینتون ریشه کنه بگو دلم میخواد کنارت بخوابم بغلم کنی نیاز به محبت از سمت تو دارم دخترت بزار پایین تخت بخوابه خودت با شوهرت رو تخت کنار دخترت دراز بکش خوابش برد برو پیش همسرت بعد یه مدت یه کنارش خوابیدی مرتب بگو بدون تو خوابم نمیبره اینقدر بگو تا ملکه ذهنش شه که زن و شوهر جدا نباید بخوابن
عزیزانی که ربط دادین ب بچه و مشکل در بدخوابیدن
موضوع این نیست موضوع اینه ک همسر ایشون محبت و احساس نداره و براش مهم نیست
درد منم هست دلم میخواد جفت هم بخوابیم حتی دخترم گاهی میگه من میرم مثلا اون طرف بابا
یااون طرف مامان شما جفت بشین
ولی ایشون اصلا تمایل نداره
کلا سرش نمیشه احساس نداره
فقط زمان رابطه بمن نزدیک میشه این خیلی بده
منم همینم جاشو خیلی وقته جدا کزده تو یه اتاقم نیستیم به هردری زدم نشد وآرزوی یه خواب کنارش قبل مرگم آرزومه
حالا من بر عکس همه ک از شوهرشون میگن من خودم شب شوهرمو خواب میکنم از دستش فرار میکنم اون طرف باز بیدار میشه میاد منو میبره اون طرف تا صب این کارشه واقعا اذیت میشم دوست دارم تنها بخوابم اصلا هم ربطی ب دوست داشتن و احساس نداره فقط ادم اینطور احساس راحتی میکنه
بچه که میادسردی زن وشوهرشروع میشه
اگر واست انقدر مهمه باهاش صحبت کن یا ببین پسرت چه جوری راضی میشه زودتر مستقل بخوابه کهوشوهرت بیاد روی تخت کنار هم بخوابین. دیگه باید هر ترفندی فکر میکنی امتحان کنی شاید شوهرتم از چیزی ناراحته که بفهمی. حالا روی روابط بینتون واقعا تاثیر گذاشته یعنی توی روز یا وقتی بچه ها خوابن رابطه ندارین. منو شوهرم که چهار ساله کنار هم نخوابیدیم اما نه اون مشکل داره نه من راحت ترم هستیم چون خوابامون نصف نیمس یا اون بخاطر بچه ها بیدار میشه یا من بعد یه بار یکیمون دیرتر خوابش میبره یکی زودتر و..ولی توی روز و.. خوبیم با هم
ناراحتی نداره منم کنار شوهرم نمیخابم چون به شدت بد خواب هستم و دیر خوابم میبره میگم گناه داره بخاطر من نتونه بخوابه همین که میبینم اون خوابش برده من میرم جای بچه هاممیخابم شوهرمم چند بار بهمگفته که نرو اما دیگه واسش طبیعی شده
منم شوهرم همبنه از اول بچع هم نداشتیم میکفت رو تخت نمیتونم بخابم
باز من رو زمین
یا میرفتم میخلبیدم کنارش چند شب بهانه گرمه هوا میکرد میرفت جلو کولر
الانم منو دخترم رو تخت اون رو زمین از خداشم هست تنها باسه
اولا خیلی ناراحت بودم اما بغل کردن و محبت بنظرم زوری نمیشه
مام همینطوریم بااین تفاوت ک اون تو اتاقه من و پسرم تو حال
به اینکه دخترت خابید برو بخاب پیش شوهرت
چند روز اول سخت میشه بعد عادت میکنید
ما از روزی ك پسرم دنیا اومد جآمون رو جدا کردیم
اون تو اتاق پسرم می خوابه
من و پسرمم تو اتاق خودمون رو تخت می خوابیدم
کلا تو ی اتاق هم نیستیم
شما الان از نخوابیدن همسرت کنارت ناراحتی
نمیدونم چرا هم گفتن ما بچمون پیشمون میخوابه چرا ربطشو نمیفهممم الان شما مشکلت که این نبود اینه که همسرت پیشت نمیخوابههههه خودااااااااا😑
خب باهاش حرف بزن ببین دلیلش چیه بهش بگو دوست دارم کنارت بخوابم بگو تا بغلم نکنی خوابم نمیبره یجوری ببین دلیلش چیه
یه تخت نوجوان خریدیم چسبوندیم به تخت خودمون بچه ها اونجا میخوابن
پسرمم ی شب پیش باباش میخابه ی شب پیش من یا وسطمون 😐😐😐
دخترم پایین تخت ما روی تخت میخوابیم
تا سه سالگی دخترمون چون تو پذیرایی میخوابیدیم دخترم بین ما میخوابید
ولی الان یک سالی رو تخت خودش میخوابه چون خونمون یک خوابه تخت ها کنارهم هستن ما رو تخت خودمون و دخترم رو تخت خودش
اذیتی نداره خیلی از مامانا بخاطر بچههاشون همین شرایطو دارن . منم پسرام کوچیکن قبول نمیکنن برن تو اتاق خودشون تا قبل بدنیا اومدن پسر کوچیکم منو شوهرم کنار هم میخوابیدیم من وسط شوهرم و پسرم بودم اما الان ۱سال شوهرم دو تخت میخوابه من وسط بچههام مجبوریم تحمل کنیم تا بچهها بزرگتر بشن و مستقل
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.