من ک مربیش گفت اصلا عجله ای نیست برای این کار مخصوصا ک بچه تو پروسه ترک شیر و ترک پوشک و ترک پستونک و این چیزا قرار میگیره اصلا این کار نکنین و مخصوصا تو این بهبهه ج.........نگ و این چیزا
بچه ها اين تجربه منه دختر بزرگم تا ٦ سالگي هر چقد باش حرف ميزدم جايزه هر چيييي ولي جدا نميشد خيلي سخت كذشت الانم شبايي ك همسرم سر كاره دوست داره بيشم ميخابه از تاريكي هم ميترسه جون تا نوزاد بود هميشه تو اتاق روشن ميخابيذ
ولي بناه از ١/٩ ماهكي رفت تو تخت خودش جون اتاق مشترك داشتن خيلي راحت قبولش كرد الانم وقتايي ك شلوغه خونه تو اتاق خودم ميخابونمش بعد ميبرمش تو تختش وقتي هم ك خيلي خسته و خوابش بياذ ميره تو تختش بتوشو ميكشه سرش
تجربه ميگه تا جايي ك ميشه زودتر جداش كنين
جدای جدا نه ولی یکم با فاصله میخوابیم قصد دارم جدا کنم ولی دلم نمیاد میگم بزرگ بشه دیگه هیچوقت کنارم نمیخوابه
من موند هر وخ خ ودش دوست داشت جدا بشه
اخی عزیزم🥲❤️جوجو های بامزه❤️
من هفت ماهگی پسرمو جدا کردم ولی قبل خواب براش قصه اینا میگم رو زمین اتاقش دراز میکشم اون توی تختش، وقتی خوابید میرم اتاق خودم دیگه، اونم عادت کرده، خودش هم میگه بریم اتاق خودم
آره دختر من خداروشکر جدا و تو تخت خودش میخوابه از ۲ سالو نیم جدا میخوابه
اصلا دوس ندارم جدا بخوابه ، تا وقتی ک خودش بزرگ شه و انتخاب کنه کجا بخوابه. الان ک پیشم میخوابه آرامشش بیشتره
دختر من۸سالشه من وسطشون میخوابم اگه بچه خدایی نکرده تب کرد چجور مادر میخاد متوجه شه من که اصلا فعلا قصد جدا کردن ندارم همینجوری راحتیم
چطور از پوشک کرفتید جطوری شروع کردید
از بهمن ماه جدا خوابوندمش تو اتاق خودش بعد جنگ شد باز اورذمش پیش خودمون الان ۱۰ روزی هست مجدد تو اتاق خودش میخوابه .جدا کردن خوابش با اینکه به شدت وابستست وولی راحت رفت تو اتاق و تختش صبح که بیدار میشه بهش گفتم نیاد خودش پایین چون نرده داره صدام میزنه.بعضی شبا امتحانش میکنم میگم بریم اتاق مامان بابا ؟
میگه نهههه تو اتاق خودم بخوابیم
کنارش میخوابم تا خوابش ببره
من هر بار جداش کردم یه چی شد
یه بار مریض شد دوباره اوردم پیش خودمون
یه بار نمیدونم چی شد یادم نیس😅
دفه بعد خودش علاقه نشون داد جنگ ۱۲ روزه شد
دوباره بعدش داشت عادت میکرد قشنگ
بازم جنگ شد
چون اتاقش پنجره داره تختشم دقیقا زیر پنجرست شوهرم نزاشت دیگه سرجاش بخوابه
ما رو تختمون میخابیم پسرم پایین تخت ما تشک میندازیم میخابه
قبلا بینمون میخوابید
ولی الان دو هفته اس ک روی تخت خودش میخوابه
هفته اول پایین تختش میخوابیدیم
الامم جلوی در اتاقش🥴
برای عادت و تشویق هم چراغ خواب جدید و کتاب غصه جرید براش گرفتم
البته خیلی قبلترش هم کتابای مربوط ب خوابیدن تو اتاق خودشون رو براش میخوندم
ذهنش آماده بود
من تز دوسالگی کم کم جداش کردم
اول از شیر گرفتمش بعد یه مدت با هم میخوابیدیم تا اینکه اصلا یاد بگیره بدون شیر بخوابه
بعد یه مدت بردمش اتاقش قصه میخوندم تشکمم پیش تختش مینداختم باهاش خیلی حرف میزدم قبول کرد تو تختش میخوابید ولی هی پامیشد منو چک میکرد شبا
بعد دیگه خونومونو عوض کردیم دیگه جا ننداختم تت اتاقش میشینم کنار تختش بوس و بغل و قصه و ... تا بخوابه بعد میدونه میام سرجام میخوابم هروقتم کارم داشته باشه صدام میزنه
جنگ شد باز پیش هم خوابیدیم الان که اروم شده باز بردمش اتاقش چون دیگه قبول کرده الحمدلله خداروشکر باز بدون مشکل رفت تو تختش
به نظرم هر چی سنشون بره بالاتر خیلی سخت تر میشه
خیلی با حرف بگید اول که باید جای خودش بخوابه بعد کم کم از موقعیت های مختلف استفاده کنید
من از۲ماهگی تو تخت خودش با یکم فاصله میزاشتم بعد از۸.۹ماهگی جدا کردمش کلا اتاق خودش میخوابید الانم خودش دیگه میره اتاقش میخابه
ما تو یه اتاقیم ولی با تخت جدا . پسرم رو تخت خودش میخابه ماهم رو تخت خودمون
گفتم بخاب تخت فرشته هاصب خوراکی میارن برات چن روزصب خوراکی گذاشتم
دیگ تختش میخوابه منم پایین تختش
حالاکم کم میخام برم جدابخابه
من دخترمو جدا کرده بودم همه چی اوکی بود تا اینکه جنگ 12 روزه شروع شد اووردمش پیش خودمون😮💨 فعلا تو فکرش نیستم تا اوضاع اروم بشه
منم دوست دارم مستقل بشه باباش دلش نمیاد🫤
یکی میخواد منو ازپسرم جدابخوابونه😁😄
کنارم میخوابه
بین منوباباش میخوابه🫤🥲
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.