دیشب پسرم همش تو خواب نق میزد هی بیدار میشد شدید میزد زیر گریه
منم طبق معمول فکر کردم از دندونه
صبح بیدار شد دیدم کف پاهاش داغه
هی گذشت دیدم سرش گرم شده
شقیقه هاش گرم‌تر شده بود
بهش پاراکید دادم‌
بهتر شد بعد دوسه ساعت دیدم دوباره پیشونیش داغ شد ازونجایی که لثه بالا و پایین باهم ورم کرده من فکر کردم دندونه
خلاصه غروب شد گذاشتم رو تابش یه چرتی بزنه یهو چناااااان استفراغ زد کل تاب و فرش و لباساش افتضاح شد اونجا فهمیدم بجه ویروس جدید لعنتی رو گرفته بردمش حموم بشورم دیدم بدنش از تب داره میسوزه
خلاصه سریع شستم لباس پوشوندم بردیمش دکتر ازونجایی که ساعت ۹ بود و مطب باز نبود بردیمش کلینیک اطفال تو رشت
بهش شیاف زدن گفت یکساعت باید بمونه تبش کنترل بشه
خداروشکر تبش اومد پایین
ماهم تازه رسیدیم خونه از گرسنگی و بی‌خوابی سرم داره میترکه
خواستم بگم این روزها بیشتر مراقب کوچولو هاتون باشین
این ویروس لعنتی با تب شروع میشه
امیدوارم هیچ بچه ای مریض نشه🥲🥺واقعا لحظات سختی برای پدر مادر

۱۳ پاسخ

فک‌نکنم حموم موقع تب کار درستی باشه باعث‌تشنج میشه.خداروشکر که الان حالش بهتره❤️

ای جانم آراد قشنگم الهی زود خوب بشی خاله
☹️❤️

الهی بگردم ایشالا زود خوب بشه جوجه 🥺

الهی خدا بهت قوت بده و به اراد سلامتی،تا بیان جون بگیرن یهو به چیز جدید در میاد،کرشمه هم از تب عرق کرده چسبیده بهم،ببین علائم دیگه هم نشون میده که ببرمش دکتر

عزیزم ایشالا زودتر خوب بشه،واقعا مربض شدن بچه خیلی سخته

بلا بدور عزیزم...

دقیقا عین بچه های من، همراه با اسهال 😔😔

ایشالله آقا آراد هم زودی خوبشه جوجه کوچولو 🧡

عزیزم الهییییی، سلامت باشی کوچولو

عکس پروفایلت چه نازه 🍑😁👌🏻💘

پسر منم گرفت دو هفته پیش تا ۵ روز تب و بالا میاورد

الهی قربونش
ایشالله زودی خوب بشه🥲🥺
دیارم ی شب اینجوری شد 2روز قبل تولدش بردیمش 17 شهریوررشت🥲🥲
بچها خیلی گناه دارن کاش دردو مریضیشون میومد تو جون ما

ای خدا😭😭
استرس گرفتمم

سوال های مرتبط

مامان مامان بچه هام 🩵🩷 مامان مامان بچه هام 🩵🩷 ۱۴ ماهگی
مارال بدون هیچ مریضی از دیروز یهو تب کرد و رسید ب ۳۹و دیشب ساعت ۱شب بردمش بیمارستان با گریه چون تا حالا نشده بود ب ۳۹برسه و من ب شدت از تب میترسم و استرس میگیرم
بردیمش دارو داد آوردمش اوکی شده بود ۴قبل خواب شیاف گزاشتم ۸بیدار شدم دیدم تب داره فوری پاشویه کردمش شیر دادمش خب شد تبش بعد نیم ساعت ب طرز عجیبی تبش اومد روی ۴۰و دیدم دست و پاش کبود شده لباش کبود شد و بچه حال نداره جیغ زدم گریه میکردم هول کردم زنگ زدم اوژانس گفتن علائم تشنج نتونستم یه ثانیه بمونم فوری با ماشین خودمون بردیمش کلینک بهبد اونجا شیاف قوی گزاشتن براش و همونجا گفتن ببرش تو یه اتاق فقط آب بزن ب بدنش و بعد دوباره یه شیاف دگ باز گزاشتن و تبش اومد پایین
دکتر بهش باز دارو داد و وقتی تبش شد ۳۶اومدیم خونه و الان حالش خیلی بهتره خداروشکر اما نمیدونم هنوزم از چیه حتی دکترم نگفت چون حتی سرماخوردگیم نداره 🥹فقط میتونم اینو بگم مادر بودن خیلی سخته خیلی خیلی زیاد وقتی یه چیز کوچیک ب بچت میشه انگار دارن قلبتو از جاش برمیدارن خدایا هیچ بچه ایو مریض نکن الهی آمین♥️