تا ماه ۵ حتی آب هم نمیتونستم بخورم
آب خوردن یکی از حسرت هام شده بود
چون تا آب میخوردم حالم بهم میخورد
استراحت مطلق بودم تا ماه ۵.
و تا ماه ۷ هم همش شیاف استفاده میکردم .
بهترین دوران حاملگی من فقط ۳ ماه اخر حاملگیم بود.
پیاده روی برام منع بود و هفته اخرم دوساعت پیاده روی کردم و ۳۹هفتهو ۶ روز دخترم بدنیا اومد .
تا سه ما که اصن نمیدونستم باردارم بعد سه ماه حالت تهوع شدید داشتم
که اون موقعه فهمیدم باردارم
بعدش تا 40 هفته خبری از درد زایمان نبود که خودم با پای خودم رفتم بیمارستان بستری شدم و ی دختر ناز خدا بهم داد
من از بارداریم متنفر بودم، استراحت مطلق و اینا هم نبودما، ولی از پروسه ی بارداری همیشه بدم میومده.
زایمانم ولی عالی بود و خاطره ی خیلی خوبی برام موند
من خیلی بارداری خوبی داشتم صبح ها هم اصلا حالت تهوع نداشتم پامیشدم صبحونمو کامل میخوردم در طول بارداریم به بار بالا آوردم خودمم زایمان طبیعی میخواستم پسرم تو شکمم بریچ بود سزارین اورژانسی شدم دکترمم خیلی مهربون بود من همیشه ازش تعریف میکنم دکتر طناز محمود پور
حالت تهوع تا روز عمل بالا آوردم
جفت سرراهی خونریزی .خارش شدید
خداروشکر همه چی خوب ولی امان از حالت تهوع های سه ماه اول هر روز صبح ک بیدار میشدم تهوع داشتم
بعد از سه ماه اوکی شد تااا ۹ ماهگی همه چی خوب بود تا اینکه اول ۹ ماهگی خارش شدید شکم و دست و پا گرفتم ک دکترم هرچقدر آزمایش نوشت مشخص نشد ازچیه با دارو و پماد هم آروم نمیشدم نزدیک ۲۰ روز هرشب تا صبح تو حموم زیر دوش بودم ک خارشم کمتر بشه شبا نمیتونستم بخوابم
تا اینکه هفته ۳۷ ینی یک هفته زودتر با نظر پزشکم در بیمارستان تخصصی تهرانپارس زایمان کردم خدا یک دختر خوشگل و ناز بهم هدیه داد❤️دست دکترمم درد نکنه عالی بود خانم دکتر پیمانه مضفریان🙏
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.