۱۰ پاسخ

از همین الان نزار اینجوری جلوت واسته بعدا پدرت در میاد.من اصلا و ابدا اجازه همچین خودسری هایی رو بهشون نمیدم.حتی پسرعمه پسرعموش میان خونه مادربزرگش طبقه پایین بخان بیارنشون بالا باید از من اجازه بگیرن.هم من هم باباش بهشون گفتیم فقط مامان و بابا بقیه رو دعوت میکنن بچه ها بخان باید قبلش اجازه بگیرن شاید ما امادگیش رو نداشته باشیم

چقد به بچه هاتون بها دادین که براتون تصمیم میگیره اینقد اختیار داره
بچه من بیرون از خونه بدون اجازه من هیچ کاری نمیکنه

من دنبال اینم دوست شه شما دنبال اینی زودی دخترخاله نشه واقعا همون از دست این وروجکا یجوری داستان داریم
مثلا تو قصه براش بگو که ممکنه پدر اون بچه ناراحت شه یا مثلا کسی رو نمیشماسیم بیاریم خونمون ممکنه چه عواقبی داشته باشه اما تو داستان با شخصیت خیالی
مرتب هم زوم نکنا مثلا چند شب یه بار
و به همسرت بگو یه بار جلو دخترت بگه که اره فلان رفیقم دخترش رفته خونه همسایه رفیقم ناراحت شده و این چیزا ( مثلا به در بگید دیوار بشنوه)

فردا که خواست بره بازی کنه بگو نه اجازه نداری بری اگه گفت چرا بگو چون بچه هارو بدون اجازه میاری خونه بعد ک اصرار کرد بگو باید قول بدی این کارو نمیکنی وگرنه دیگه اجازه نمیدم بری سفت سر حرفت واستا دو روز گریه کنه بهتره ازینکه کلا تربیتش از دستت در بره.ولی در کل من با این کارتم مخالفم که میزاری بره توی کوچه دوره زمونه خیلی خراب شده کارت خطرناکه

تنبیهش کن و گریه کرد اصلا محل نده یاد میگیره دیگه بدون اجازت نیاره

پسر من برای جیش کردن و رفتن به دستشویی هم اول از من اجازه میگیره روزی چندین بار که مامان اجازه هست برم دستشویی
دیگه حساب کن برای هرکاری اجاره میگیره و تامن اجازه ندم نمیره وانجام نمیده
اجازه گرفتنش حتی برای چیزایی ساده ایه که برای بعضیا تعجبه که کلا اجازه نیاز ندارن

به خاطر تنهاييشونه🥺 دختر منم همينه يا ميگه دوستم بياد حونمون يا ما بريم خونشون😬

برعکس کچی من ناهله بینه ژوره پی خوشه فقط له کوچه به

دقیقا دختر منم همینه بچه ها رو میاره هر چی خوراکی داره بهشون میده تمام اسباب بازیا رو میتره ویط سالن . اصلا بیرون بتزی نمیکنه . تازه خودشم جایی نمیره

دقیقا انگار پسر منو گفتی

سوال های مرتبط

مامان آسناو آرتین مامان آسناو آرتین ۵ سالگی
بعد از یک سال و نیم کاردرمانی و گفتار درمانی و انواع و اقسام دکتر و دارو. به این نتیجه رسیدم که واقعا دخترم اتیسم داره به هر دری زدم به هر ریسمانی چنگ انداختم که دخترم بهتر بشه نمیخواستم اصلا قبول کنم دخترم اتیسمه اما انگار واقعا همینطوره چون همه علایمشو داره بچه هایی بودن که وضعشون از دختر من خیلی بدتر بود اما با کاردرمانی و گفتار درمانی بهتر شدن اما دختر من لاک‌پشتی داره پیشرفت میکنه الان اونا کاملا خوب شدن اما دختر خیلی باهاشون فرق داره یه مدته کلاسلس خلاقیت و مادر و کودکم میبرم. اما فرق خاصی نکرده میبینم نه دخترم خیلی با بقیه فرق داره. ارتباطش ضعیفه. دوس داره تنها بازی کنه اصلا نمیتونه با کسی دوست بشه یا بازی کنه. کلام رو داره اماحرف زدنش با بقیه فرق داره نمیتونه چیزی رو تعریف کنه. احساسات رو درک نمیکنه و خیلی از مشکلات ریز و درشت دیگه. امروز تو کلاس بازی یخ کنی انجام میدادن کن به زور یکم دخترم رو بردم که بازی کنه اما باز فرار رد رفت سراغ کار خودش. اصلاً بازی کردن بلد نیس انقد دخترم رو بردم و آوردم کلاسای مختلف تو جمع. اما امروز دیدم چقدر خسته شدم. فهمیدم بیخود دارم درجا میزنم انگار دخترم قرار نیس دیگه یه بچه عادی باشه باید اینو قبول کنم اما چ کنم نمیتونم جیگرم کبابه. اگه خدایی نکرده زبونم لال دخترم رو از دست میدادم هم همینقدر ناراحت میشدم. با تمام وجودم خستم از زندگی. هیچوقت حتی یه درصد هم فک نمیکردم یه روزی برسه خدا منو با بچم امتحان کنه. منی که انقد ضعیفم تو این مورد گاهی میگم کاش هیچ وقت بچه دار نمی‌شدم که الان بخوام این همه غم بخورم
مامان آرشا جونم❤️👼🏻 مامان آرشا جونم❤️👼🏻 ۴ سالگی
#فرزندپروری#اسباب بازی#کودک#پوشک#فرزندپروری
خانوما یسوال خواهش میکنم همه جواب بدین میخوام بدونم بچه های شما هم اینطوری هستن یا نه کارم درست بود یا اشتباه؟
پسرم هرچی اسباب بازی میخواد همسرم براش میگیره اما پسرم یک روز یعنی باور کنید حتی یک روز هم سالم نگهش نمیداره دیشب میگفت ۲۰۶ میخوام باباش براش گرفت ۱۲۰۰ و خوردی امروز صب ک بیدار شد چرخ هاشو شکوند منم دعواش کردم از عمد زد تفنگشم شکوند اصلا هیچچچچچ وسیله ای تاکید میکنم هیچ وسیله ای رو سالم نگه نمیداره بهش میگی چرا میشکونی میگ میخوام بدونم داخلش چیه یا چطوریه منم امروز اعصابم خورد شد هر وسیله ای ک داشت از بزرگ تا کوچیک و جمع کردم گفتم دیگ بهت نمیدم تا یاد نگیری مثل ادم نگهشون داشته باشی اونم قهر کرد میگفت من میرم از این خونه هم خنده ام گرفت هم دلم براش سوخت اما اصلا دلم نمیخواد بهش وسیله هاشو بدم شاید یکم تنبیه شد بنظرتون کارم بده یا نه؟؟

#فرزندپروری#اسباب بازی#کودک#پوشک#فرزندپروری #فرزندپروری#اسباب بازی#کودک#پوشک#فرزندپروری #فرزندپروری#اسباب بازی#کودک#پوشک#فرزندپروری

#فرزندپروری#اسباب بازی#کودک#پوشک#فرزندپروری #فرزندپروری#اسباب بازی#کودک#پوشک#فرزندپروری #فرزندپروری#اسباب بازی#کودک#پوشک#فرزندپروری

#فرزندپروری#اسباب بازی#کودک#پوشک#فرزندپروری #فرزندپروری#اسباب بازی#کودک#پوشک#فرزندپروری

#فرزندپروری#اسباب بازی#کودک#پوشک#فرزندپروری
مامان رادمان و دختری مامان رادمان و دختری ۴ سالگی
مامان دلوين مامان دلوين ۴ سالگی
سلام مامانا بطفا بیاین جوابمو بدین خواهش میکنم امشب یه اتفاق افتاد
من با خانواده پسرعمو همسرم چون همسایمم هستن خیلی رفت و امد دارم من ولی بیشتر اونا میان خونه ما تیریبا تو هفته چندبار همو میبینیم و من از اون ادمام برا کسی که رفیقم باهاش سنگ تموم میزارم متاسفانه
امشب با هم رفتیم مهونی بدون همسرامون دلوین یکم شیطونه ولی بی ادب نیست اصلا حرف بد نمیزنه ولی شیطونه امشب پسرعموش باهاش بازی نمیکرد دلوین چندبار رفت زد رو پاهاش که بیاد باهاش بازی کنه من جندبار گفتم نکن بیا خودت بازی کن اونم میاد چندبارم بهش حرف زدم یهو دید پسرعموش دلوین رو مبل بود از رو مبل گرفتش بغل و کوبیدش زمین دخترم از ترس کبود شده بود من داد زدم گفتم ولش کن بچه بیشتر از من داد زد سرم ولش نمیکنم و یه سری حرف رکیک به من زد تخم حرام پدرسگ منم خیلی ناراحت سدم دلوین اوردم این طرف دوتا اروم زدم بهش گفتم جرا میری طرف کسی نمیخاد باهات بازی کنه تو کل این ماجرا مامان اون سکوت کرد بعد گفتم واقعا فلانی بی ادبی کسی به بزرگتر خودش این حرفای زشت نمیزنه همه اومدن منو دلداری دادن من اشکم دم مشکمه اشکم درومد بعد مامان اون گفت من پسرم عصبی میشه بهش حرف نمیزنم عقده نشه براش و ...منم پاشدم با همه خدافظی کردم سوار ماشینم شدم اومدم خونه اون حتی باهام خدافظی هم نکرد یا معذرت نخواست بابت رفتار پسرش الان همسرم بابت این ناراحتی پیش اومده ناراحته و میگه نباید چیزی میگفتی بنظرتون مقصرم!؟





#پوشک #فرزندپروری#شیرخشک خریدم#زایمان کردم#زردی داره