۱۴ پاسخ

ببخشید اینجوری میگم اما چقدر بی شخصیته مادرشوهرته،چه کار زشتیه سینه شو گذاشته دهن بچه
این تصمیم باخودته عزیزم بدن توئه،شاید نخوای به بچه ات شیر بدی
بعضیا واقعا درک نمیکنن البته درکت میکنما منم توی همچین شرایطو بودم البته دخترم شیرمو میخورد اما هی همه تیکه مینداختن شیرت بدرد نخوره شیرما چرب بوده بچه هامون بیست کیلویی بودن😒

عزیزم من فقط ۵ روز به پسرم شیر خودمو دادم بعد ک زردی گرفت شیرخشک دادم ک زودتر زردیش رفع بشه بعد از اتمام زردی سینمو نگرفت دیگه شیر خشکیش کردم هر کسیم به من گفت شیر خودتو بده گفتم وقتی بچه نمیگیره چرا خودمو اذیت کنم من مادرم صلاح بچمو خودم میدونم حرفای دیگران هم برام اصلا اهمیت نداره شما ام ذهنتو درگیر حرفای دیگران نکن گلم مردم زیاد نظر میدن شما توجه نکن اینجوری ارامش بیشتری داری به خودتو دختر قشنگت اهمیت بده 🥰

منم الان ۷روزه سزارین کردم بچم سینمو نمیگیره همش با بخیه هام مجبورم بشینم رو خودم بخیه هام یکمی چرکی شدن رابط سینه هم گرفتم فایده ندارهاز لحاظ روحی روانی داغونم

چرا اینجوری میکنن..چقدر تو صبوری دختر..والا برای من اطرافیانم انقدر درک داشتن..من خودم اصرار ک باید سینه بدم بقیه میگفتن ول کن بابا خودتو اذیت نکن شیر خشک بده

منم همینم عزیزم ،کلی گریه کردم ،افتادن دنبالم که حتمن باید بدی ،با سرنگ خیلی تلاش کردم شیر اومد بعد رابط نوک سینه گرفتم دیگه بچه گرفت سینه رو ،میگذره این روزا برا هممون سخته

خب عزیز نشین درازکشیده شیر بده

چه کار زشتی که مادر شوهرت سینه خودشو گذاشته دهن بچه. هیچ کسی به اندازه مادر به فکر بچه ش نیس .چقد بدم میاد بقیه دایه مهربان تر از مادر میشن.
اجازه نده همه دخالت کنن. بشین منطقی با شوهرتم حرف بزن

چقدر ازین مادرشوهرا متنفرمممممم خدایاااااا

ی گوشت در باشه ی گوشت دروازه
از من سینمو ک نمیتونه بخوره
وقتیم میدوشم ننیخوره دیگ مزه اشو دوس نداره چون شیر خشک خورده

🥴عی مادرشوهرت سینه اشو گذاشته دهن بچت چرا گذاشتی

عزیزم ب و حموم زیردوش اب گرم سینه هاتو ماستژ بده شیرتو بدوش اذیت نشی

من هربار با این رفتارا انقد گریه میکنم نفسم میره ،یکم دیگه طاقت بیار ارومتر میشی🥺❤️

سلام قشنگم 🥲چی بگیم دیگه از دستشون بجز تحمل کاری نمیشه کرد 🥲

همینه عزیزم باید تحمل کرد
من والا دیگ مردای فامیل همسرمم ب لطف مادرشوهر فهمیدن خودن شیر نمیدم 🫤

سوال های مرتبط

مامان نیهان مامان نیهان ۲ ماهگی
خانوما من کم مونده دیوونه شم کم مونده افسردگی بگیرم همش گریم میگیره از کارای همسرم و خانوادش دیروز همسرم ب مادرش میگ مامان تو سینت و بزار دهن بچه بزار ببینیم میخوره مادرشوهرمم جلو مادرم سینشو میزاره دهن بچم میگ میخوره تو شیر نمیدی موقع رفتن هم بهم گفت ب بچه ی من شیر بده گناه داره من طبقه‌ی بالای مادرشوهرمم مسیرمونم مشترک ی روز برادرشوهر ب همسرم میگ بچه رو بیار پایین ببینیم همسرم اومده بود ب زور میخاست بچه رو بیدار کنه ببره دخترم چن روز ب دنیا اومده و کوچولوعه بزور راضیش کردم رفته دیشبم مادرشوهرم اومده بود بچه رو ببره پدرشوهرم ببره همسرمم میگ هرموقع اومدن بده ببرن تو باید ب اونا حق بدی دلشون میخاد خب نوشونه منم همش گریم میگیره موقع بارداری و بعد از زایمان و این همه درد هیچ کس کنارم نبود و حالم نپرسید الان ی طوریم برخود میکنن انگار ک هیچ کارم😭😭😭😭دارم دیوونه میشم مادرمم فقط غر میزنه میگ ب خودت نگیر ولی دست خودم نیست چیکارکنمممم😭😭😭