۹ پاسخ

به نظر من الکی خودتونو ناراحت نکنید
اینها سن و سالی ازشون گذشته با ادبیات با سیاست امروزی نمیتونن هم دلتو نگهدارن هم حرفشونو بزنن هم پشت سرت بدتو بگن
بدل نگیر
از خداتم باشه بچه تو دوس دارن
اینها طبیعیه اولاشه
بعدا میفهمی اصلا بدترین مادر هم باشی بچه ت جز تو کسی رو مثل مادر نمیبینه و فقط پیش تو آروم میگیره و یه کسی هم وابسته نمیشه
بیشتر کسایی که اینجا میان از همه بد میگن از خانواده ی خودشون چیزی بدل نمیگیرن حتی بدترین باشن
اما تحمل یه کلمه از کسی رو ندارن
ذهنتو آزاد بزار
لذت ببر ازمادر بودن

قدیما مادربزرگا نوه ها رو نگه میداشتن مادرا به کارای خونه و خودشون رسیدگی میکردن هیچ کسم بچه ی هیچ کس دیگه رو نبرد و نخورد بچه ها هم اول آخر جاشون پیش پدر و مادر خودشون نمیدونم چرا اینقدر خانما و مادرای الان حساسن اونم ذوق داره برای بچه شما ولی خب ادبیاتش یکم قدیمیه ایشون اینقدر بچه بزرگ کرده قطعا با تجربست نمیخواد خدای نکرده بلایی سر بچه شما بیاره که، حالا دو روز دیگه به خاطر رفتار الان شما محل به بچه نذاشت اون وقت بشینید اینور و اونور بگید ک مادر شوهرم بچه منو دوست ندا ره

عزیزم ولش کن منم واسه دختر اولم همین طوری بود همش به خودش میچسبوند من حرص میخوردم تازه مام پیش هم زندگی میکردیم
به اون میگفت مامان به من می‌گفت آجی یه کم فهمیده شده دیگه کلا به خودم می‌چسبید الان مادر شوهرم میگه دخترم بدش میاد دعوا می‌کنه میگه من دختر تو نیستم😅

من باشم بهش میگم مادرش منم خودم میدونم باید براش چیکار کنم شماهم لطفا فقط مادربزرگ باش

منم جات بودم نمیدادم

نگران نباش عزیزم .بخاطر زایمان حساس شدی ولی کار اونم درست نیست .با شوهرت حرف بزن بذار اون جوابشو بده .تو اعصابتو به هم نریز .من پسرم تو خونه اونا بودم بدنیا اومد .خیلی اذیتم کردن خییییلی.دیگه جای گفتن نیست .همش درگیر بودم با شوهرم و اونا

عزیزم حق داری من کاملا میفهممت منم وقتی مادرشوهرم میگه دخترم عصبی میشه یه بارم زنگ زده بود ازم تشکر می‌کرد که به دخترشون شیر میدم ببین مغزم درد گرفت بهش گفتم دختر خودمه تشکر شما چه معنی داره خودش و جمع و جور کرد

ولش کن بابا مگه قراره جاریت هر کاری میکنه توام بکنی
بزار بفهمه مادر بچه شمایی
اصلا به خودت نگیر حرفاشو‌و این موضوعو اگه درک همسرت بالاس باهاش درمیون بزار

با شوهرت صحبت کن، بگو من دوست دارم دخترمون و با عشق خودمون بزرگ کنیم ، پدر بزرگ مادر بزرگ هم براش پدر بزرگی و مادر بزرگی کنن، کمک باشن، بگو من میتونم بچه رو نگه دارم و بهش برسم ولی انجام کارای خونه برام سخته، مامانت اگه بتونه تو این کارا یه کم کمکم کنه ممنونش‌ میشم

سوال های مرتبط

مامان نیهان مامان نیهان ۳ ماهگی
خانوما من کم مونده دیوونه شم کم مونده افسردگی بگیرم همش گریم میگیره از کارای همسرم و خانوادش دیروز همسرم ب مادرش میگ مامان تو سینت و بزار دهن بچه بزار ببینیم میخوره مادرشوهرمم جلو مادرم سینشو میزاره دهن بچم میگ میخوره تو شیر نمیدی موقع رفتن هم بهم گفت ب بچه ی من شیر بده گناه داره من طبقه‌ی بالای مادرشوهرمم مسیرمونم مشترک ی روز برادرشوهر ب همسرم میگ بچه رو بیار پایین ببینیم همسرم اومده بود ب زور میخاست بچه رو بیدار کنه ببره دخترم چن روز ب دنیا اومده و کوچولوعه بزور راضیش کردم رفته دیشبم مادرشوهرم اومده بود بچه رو ببره پدرشوهرم ببره همسرمم میگ هرموقع اومدن بده ببرن تو باید ب اونا حق بدی دلشون میخاد خب نوشونه منم همش گریم میگیره موقع بارداری و بعد از زایمان و این همه درد هیچ کس کنارم نبود و حالم نپرسید الان ی طوریم برخود میکنن انگار ک هیچ کارم😭😭😭😭دارم دیوونه میشم مادرمم فقط غر میزنه میگ ب خودت نگیر ولی دست خودم نیست چیکارکنمممم😭😭😭