خیلی سخته
بنظرم خیلی حساسیت ب خرج ندین خب بره سمت بچه ها چیزی نمیشه که بشرطی مواظب باشین مثلا بگید بیا نی نی بزارم رو پاهات نازش کن یاهرچی دیگه
الان اون محبت بیشتر میخواد از کوچولوها
تو کارای بچه ها ازش کمک بگیر
پوشک بیار
برو تو حموم لباسش رو بشور
از طرف خودتون هم مدام قربون صدقه نوزادها نشین از طرف اون بچه ها رو ناز کن
عزیزم اصلا ناراحت نباش میگذره این روزا،خدا قوت میگم بهت تو یه مامان قوی هستی ک قطعا سه تا بچها بهت افتخار میکنن
با بقیه موافقم اصلا صلاح نیست که دخترت الان ازت دور باشه
از مامانت خواهش کنم بگو میدونم که زحمتتون میشه ولی چند روزی بیایید خونمون ،دست کمکم باشید
فعلا این روزا چون دوقلوها خیلی نیاز بهت دارن نمیخواد با دخترت برید بیرون
اما همین که یه اسباب بازی از طرف دوقلوها بهش بدی
و دم به دقیقه قربون صدقه اش بری کیییف میکنه حالشو خوب میکنید اینطوری
من خودمم عین خودت بود شرایطم
ببین تامیتونی به اون برس
اومدن بچه دوم برا بچه اول خیلی سخته
بچهای ما که دومی و سومی باهم اومدن
درکش برا اولی سختتره
میدونم برات خیلی سخته خیلی ولی الان بچه اولت بیشتر ازهر روزی به محبت توجه تو شوهرت احتیاج داره
دخترم وقتی بدنیا اومد رفتیم خونه شب دختر دومیم تب خیلی شدید بستریش کردن 3روز از دق بستری بود وقتی اومد خونه همه تحویل میگرفتن اصلا به نوزاد هیچکس توجه نمیکرد همه دور دخترم جمع میشدن باهاش بازی میکردند خوراکی اسباببازی
عزیزم چطوری
منم وضعیتم مثل توست بچه هام هنوز بسترین دخترم همش بهونه میگیره کارم روز شب شده گریه 😞 نمی دونم چکار کنم خیلی غصشون میخورم
چرا یکی نمیاد کمکت تو خونه خودت
كسي نداريد دو قلوهاتون يه چند ساعت بهش بسپاريد و تموم اون مدت با دخترتون بگذرونبد البته داخل خونه و تو اتاق خودش و باهاش بازي كنيد اون الان فكر ميكنه شما اونو نميخوايد و از خونه بيرونش كرديد از اولشم نبايد ميفرستاديد خونه مادرتون بايد هر جور شده تو خونه نگهش ميداشتيد الانم برگردونيد و از مادرتون بخوايد بياد پيشتون بايدبهش بفهمونيد اون اولويت شماست چون خواهر بزرگتره بايد بهش بگيد اون بايد كمكتون باشه باهاش به زبون خودش حرف بزنيد خيلي زياد . كارتون خيلي سخته خيلي اما تحمل كنيد بزرگتر بشه واقعا كمكتون ميشه فقط بايد بهش ثابت كنيد اونو خيلي دوست داريد و حتما يه كادو بخريد از طرف بچه ها بهش بديد بگيد ني ني ها گفتن دلمون برا خواهرمون تنگ شده و اين كادو براي تو هست . از زبون بچه ها مدام بهش باهاش حرف بزنيد كه مثلا ني ني ها دلشون برات تنگ شده همش گريه ميكنن ميگن خواهرمون بياد خونه
پسر منم ۴ سالشه روز اول ذوق داداششو داشت روز دوم بیدم مث افسرده ها ی گوشه افتاده و اصلا بازی نمیکنه و ناراحته منم همون روز با باش فرستادمش بیرون گفتم ی دورش بده و ببرش براش اسباب بازی ک دوس داره خودش انتخاب کنه بخوره بجم کلی خوشحال شد .تو خونه هم بهش توجه زیاد میکنم .
اتفاقا اینکه فرستادید خونه مادربزرگش کار درستی نیس اون الان ب تو و محبتت بیشتر احتیاج داره نگاه نکن ک بهت میگه منو بفرس خونه مامان جون اتفاقا وقتی بهت میگه بغلش کن محبت کن بهش بگو من نمیتونم شب بدون تو بخابم دلم برات تنگ میشه بزار بدونه وجودش تو خونه برات مهمه و دوسش داری اگ مامانت میتونه بیاد پیش دوقلوهات تو با دخترت برید بیرون ی دوری بزنین پارکی ببرش ی بستنی یا چیزی ک دوس داره بخورین هدیه بخری براش درست میشه انشالله بزار سمت بچه ها بیاد بهشون نزدیک بشه از زبون دوقلوها باهاش حرف بزن محبت کن .
بهش محبت و توجه کن بگو تو رئیسی و این دو تا فسقلی شاگردتن همچین صحبتایی
ازش بخواه که بهت کمک کنه تو کارای بچه ها
بهش مسئولیت بده فک کنه بزرگتره و ارتباط بگیره بزارشون بغلش بگو تابشون بده بخوابن یا هر کاری که میتونه بکنه تو پوشک کردن کمک بگیر
عزیزم اونم بچه است نباید از خودت دورش کنی
باید سعی کنی یکی بیاد حونتون کمکت که دختر بزرگت هم پیشت باشه
اون فکر میکنه دوقلوها رو بیشتر دوست داری، نیاز به توجه و محبت شما داره، عقلش میرسه و درک بیشتری داره
حتی اومد خونتون هم هی نگو نکن، دست نزن بهشون و فلان و... حساس میشه سعی کن حواسش پرت کنی
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.