۸ پاسخ

اهمیت نشون نده

از منم‌همینن

درکت میکنم
خواهرشوهرم بچه دار نمیشه
تا دخترم ب دنیا نیومده بود اصلا بها ندادن حتی وقتی شنیدن حامله م تا چند وقت حتی ب داداش خودشونم زنگ نزدن
حالا دم ب دقیقه میومد با دخترم دخترم بیا پیش مامان...یبار گفت اگ شیرخشکی بودی میبردمت واسه خودم😐😐😐
کلا قطع رابطه کردم،ولی خب متاسفانه شوهرمم از چشم افتاده چون یبار گفت خب چی میشه تو یکی دیگ بیار البته ب شوخی گفت ک نبااااااید میگفت
روانی میشدم وقتی بهش میگفت بیا پیش مامان 😡😡😡

عزیزم مادرشوهرم و خانواده شوهر منم همینجوری هستش تو الکی احساس نشو از محبتش هستش حتی هنوزم که پسرم ماشالله هفت سالشه میگن بچه ما من فکر میکنم چون میدونن شوهرم خیلی اعصابش خرابه میخوان منو هميشه راضی نگه دارن که یه وقت نزارم برم

مریضن عزیزم همسرتم تحت همون طرز فکره که میگه حق با اوناس نباید بذاری حرفشون اثر بذاره روت فاصله بگیر یا مستقیم جواب بده

به بهونه شیر دادن و آروغ گرفتن بگیر بغلت نده بهشون،بگو بدخواب میشه و فلان

چرا اونا حق داشته باشن؟چرا شوهرت اینو میگه

بگو بچه که مال منه اختیارشو دارم من به دنیا اوردم و دارم بزرگ میکنم
حتی بچه تواام مال منه
تو هنوز بچه خودت نیاز به تربیت و نگهداری داره نمیخواد بچه کس دیگه رو صاحب بشی

سوال های مرتبط

مامان نیهان مامان نیهان ۳ ماهگی
خانوما من کم مونده دیوونه شم کم مونده افسردگی بگیرم همش گریم میگیره از کارای همسرم و خانوادش دیروز همسرم ب مادرش میگ مامان تو سینت و بزار دهن بچه بزار ببینیم میخوره مادرشوهرمم جلو مادرم سینشو میزاره دهن بچم میگ میخوره تو شیر نمیدی موقع رفتن هم بهم گفت ب بچه ی من شیر بده گناه داره من طبقه‌ی بالای مادرشوهرمم مسیرمونم مشترک ی روز برادرشوهر ب همسرم میگ بچه رو بیار پایین ببینیم همسرم اومده بود ب زور میخاست بچه رو بیدار کنه ببره دخترم چن روز ب دنیا اومده و کوچولوعه بزور راضیش کردم رفته دیشبم مادرشوهرم اومده بود بچه رو ببره پدرشوهرم ببره همسرمم میگ هرموقع اومدن بده ببرن تو باید ب اونا حق بدی دلشون میخاد خب نوشونه منم همش گریم میگیره موقع بارداری و بعد از زایمان و این همه درد هیچ کس کنارم نبود و حالم نپرسید الان ی طوریم برخود میکنن انگار ک هیچ کارم😭😭😭😭دارم دیوونه میشم مادرمم فقط غر میزنه میگ ب خودت نگیر ولی دست خودم نیست چیکارکنمممم😭😭😭