۳۲ پاسخ

من قبل این ازدواج پرستار کودک بودم، الانم چندان فرقی نکرده ، فصط شدم پرستار ۲۴ساعته بدون حقوق

از همون اول نون خور بابامم تا ابدم همینه😂

عکاس بودم

کارمند علوم پزشکی هستم شغلم روانشناس هست، فعلا مرخصی زایمان هستم ، فکر اینکه 2 ماه دیگه باید برم سرکار سخته😄😄 چون دلم نمیاد دخترمو تنها بزارم هنوز خیلی،کوچولو هست ، احتمالا 6ماه مرخصی بدون حقوق بگیرم اگه موافقت کنن

من خیلی سر سخت درس خوندم لیسانس حقوق گرفتم حتی تو بارداری میرفتم دانشگاه و درررر نهایت حالا کیون بچه پاک میکنم😂😂😂

منم معلم بودم و هستم همچنان 😍

تو چه زمینه ای مشغول به کار بودی؟

من خونه دار بودم کلا ولی پشیمونم چرا نرفتم سرکار اینقد درس خوندم 😐

قبل بچه دار شدن مدیر داخلی بودم ولی الان هیچی
خیلی دلم برای اون روزها تنگ شده

مدیر واحد آر اند دی بودم، توی یه شرکت خصوصی ، رشته ام مهندسی برق بود و مدار طراحی میکردم، کلی پیش مدیر عامل و بچه های شرکت اجر و قرب داشتم، آزمایش بارداریم که مثبت شد دیگه شرکت نرفتم، بازم با این حال باهام راه اومدن تا دورکاری کنم و مرخصی زایمان بگیرم ، دلم برای روزایی که آزادانه میرفتم سرکار و میومدم تنگ شده، میخوام یه سال دیگه برگردم ولی میدونم دلم پیش بچمه

قبل بچه داری ناخن کار بودم…ادمین بودم…تو اینستا کار انلاین داشتم…
الان فقط برا یکی دونفر ناخن انجام میدم دیگه کار نمیکنم…

من ادمین فروش یه پیج بودم انقدر حالم بد بود که روی کیفیت ‌کارم تاثیر گذاشته بود که صاحب برند چند روز بود هی ایراد کارم و میگفت یدفه یه شب دیدم پیام داده که نمیتونه اینطوری و این حرفا و اونجا بیکار شدم البته بهش گفتم علتش چی بود ولی دیگه بیدارشدم و چقدر اون،شب گریه کردم نه برای حقوق اصلا،از اینکه یه درگیری و کاری دارم دوست داشتم،و شرایط طوری بود که جای پیشرفت داشت ولی خب نشد دیگه.بعد واسه من که کار شوهرم طوری هست که شیفتی هست و کارکردن بیرون من یکم سخته و ممکنه اصلا درست همسرم و نمیدیم برای همین این کار از این نظرم برام خوب بود

من برام فرقی نکرده، معلم بودم الانم برگشتم معلمم🙃

سرپرست امور مالی بودم و چندسال بود همون شغل بودم و دوسش داشتم و تا ۳ ماهگی هم تو بارداری کارمیکردم امابعد سرویکسم پایین بود استعفا دادم و بعضی روزا عمیقا دلم برای سرکار و محیط کار تنگ میشه اما تا ۲_۳سالگی پسرم تصمیم ندارم سر کار برم

دانشجو معلم بودم
الانم همچنان دانشجو معلمم😅

من مامایی خوندم ولی بعد طرحم دیگه بیمارستان دوست نداشتم برم. رفتم تو کار بیمه تکمیلی. چند سال دفتر داشتم. بعد ارزیاب بیمه درمانی شدم. الآنم ارزیاب بیمه مرکزی هستم برای هزینه های درمانی. دور کار بودم ولی همونم الان دادم یه کارشناس داره برام انجام میده. یه روز نتونست خودم کار کردم کل زندگی بهم ریخت اون روز. فهمیدم نمیتونم فعلا کار کنم. دلم کار کردن میخواد اونم بیرون از خونه.

قبل بارداری خانه دار بودم ولی قبل ترش رو بخوای حساب کنی ناخنکار بودم چون کمرم و گردنم آسیب دید ادامه ندادم🥲
یه مدت خیلی افسردگی گرفتم از اون محیط شاد اومدم بیرون
چون ازدواجمم راه دور بود و تهران کسیو نداشتم رفتم سرکار از اون تنهاییه در اومدم ولی بعدش دوباره رفتم تو غار تنهایی🥲💔

من حسابدار بودم

من پرستارم هنوزم هستم.واقعا خیلی سخته هم بیمارستان هم بچه داری هم خونه داری.البته برا مامانمم سخت شده چون شیفتام ثابت نیست ودرگردشه زحمتام افتاده گردنش.مخصوصا تو این مواقع ج.نگ ک بحرانم هست.هیچ چیزی مهمتر از ارامش پایه وسکان خانواده وبچتون نیس بخدا.برا واکسن وتب ومریضی همش دلم خونه بود وخودم سرکار.جونم در میاد تا شیفتم تموم شه برسم پیش بچم

من کارمند بودم و هستم

معلم بودم مدرسه غیر انتفاعی چون وقفه افتاد سخت پیدا میشه کار تو خونه موندن برام سخته

منم مربی بدنسازی و چند تا رشته دیگه بودم، ورزشکار بودم کلا. الان تمتم وقت در اختیار نینی 😁 درسته اونروزا رو هم دوست دارم ولی حسی که مادر شدن بهم داد رو با دنیاااا عوض نمیکنم. تازه الان میفهمم که برابری زن و مرد هیچ معنایی نداره خانوما بالاترین. ماها بدنمون برای کار کردن و مسئولیت مالی داشتن ساخته نشده خانومی که هر ماه چند روز به خاطر پریود در عذابه. بعدشم بیحاله به خاطر کم خونی. بچه دار شدن پرسه پر زحمت و پر رنجیه، رنج روحی و جسمی. بعد بچه دار میشی تا 2 سال هنوز بدنت سرحال نمیاد. و این چرخه شاید برای بعضیا چندین بار تکرار میشه. تو این شرایط باید مرد از نظر مالی خانومشو ساپورت کنه. من اینجوری باهاش کنار اومدم. به جای اینکه به شاغل بودن فکر کنم تمرکزمو میذارم رو سلامت روح و روان بچم و خودم. حالا بعدشم به تفریحم میرسم.
اینا رو بعد کلی افسردگی و خوددرگیری بهش رسیدم

ناخنکار بودم و خیلی خوب بود در آمدم داشت بهتر و بهتر میشد باردار شدم تا ۳ ماهگی هم کار کردم ولی دیگه نتونستم 🥹🥹

من حسابدار بودم اگر بچه دار نمی‌شدم تا یکی دوسال بعدش همونجا سرپرست میشدم تو اوج پیشرفت بودم و دقیقا حرفایی کع زدی حرفا منه البته من بچه دوم نمیخوام میخوام برگردم سزکارم و واقعا در توانم نیس دومی خدا همینو نگه داره

خیاطی کلاس رفتم همه چی اوکی بود 🫠🥲الان می‌خوام دوباره از خونه شروع کنم چرخ ندارم یکی گفت برات میارم امروز وای معلوم نیست 🥲

منم درطول بارداری یه پست خیلی خوب داشتم تو اداره
اسم و رسم دار و پرکار همون چیزی ک همیشه دوست داشتم داشته باشم
ولی بعد مرخصی مجبور شدم تغییرش بدم و جایی برم ک بیشتر بتونم به بچم برسم الان کارم خیلی سبکه زیادم با کسی در ارتباط نیستم مرخصیم راحت تر شده ولی واقعا دلم اون شور و اشتیاق پست قبلیمو میخواد🥲همش فدای سر آرسام

کارمند دفتر اسناد رسمی بودم

من مربی اسکیت بودم و دکوراتور کیک
شغل اولم را با بدنیا اوردن بچه اولم از دست دادم البته بعد دوباره برگشتم بعد سه سالگیش سرکار بعد شغل دومم را با زایمان دوم
الان بیکار و پرستار بچه هامم😂

والا خواهرشوهر من از ده روزگی بچشو گذاشت خونه مادرش و رفت پی کار و دورهمی و ارایشگاه و کافه و اینور اونور الان ک بچه سه سالش شده دو سه روز تو هفته پیش خودشه

اخ اره چقد یاد روزایی میوفتم که سرکار بودم🥲توی داروخونه بودم ،الانا دیگه شرایط جوریه که نمیشه بفکر کار کردن بود🫠

ارایشگر

کاملا میفهمم ،منم آرایشگر بودم

سوال های مرتبط

مامان مرسانا
مهرسام🧸 مامان مرسانا مهرسام🧸 ۱ سالگی
مامان فاطمه مامان فاطمه ۱۷ ماهگی