میشه لطفا برای همسرم دعا کنید🙏🏻😭
۲۰ روز بعد از ازدواجمون دقیقا زمانی که هردومون تازه عروس داماد بودیم همسرم جفت کلیه هاشو از دست داد..دوسال تمام روزامونو تو بیمارستان سر کردیم باهاش میرفتم که تنها نباشه ک چون یه دستش بهش دستگاه وصله من بهش غذا بدم، بهش برسم، ۵/۶ ساعت پیشش مینشستم تا دیالیز شه،دیگه صدای پرسنل در اومده بود همشون میگفتن تو چرا میای خودمون حواسمون بهش هست اما مگه دلم طاقت میاورد بازم میرفتم، تا اینکه همسرم پیوند کلیه شد و طول درمان و قرنطینه شروع شد، ۶ ماه قرنطینه جوری که هرچی لازم داشتیم خانواده هامون انجام میدادن میاوردن پشت در میذاشتن و میرفتن. چندسال اول همه آزمایشات خوب بود اما الان یکی دوساله کراتینین ش بالا میره، الان کراتینین ۵/۸ اوره ۱۰۸ نمیدونم تقدیر برامون چی رقم زده الهی بخیر بگذره اما واقعا هردو دیگه کشش درد و رنجو نداریم از خدا میخوام خودش مراقبش باشه، همسرم متولد ۷۳ هستش دقیقا از ۲۲ سالگیش مریضیش شروع شد 10 ساله که دوسالش دیالیز میشد ۸ ساله دیگشم هرماه دکتر و چکاب و آزمایش و استرس.. تو زندگیمون خیلی سختی کشیدیم خیلی.. بعضیاتون اگه منو دنبال کرده باشید متوجه مریضی و عمل قلب بچم هستید💔 بازم الهی شکر ناشکری نمیکنم اما میگم خدایا توروخدا دیگه منو امتحان نکن بخدا دیگه قلبم کشش نداره تحمل نداره مگه من چندسالمه که از اول زندگیم تو شهر غریب سختی و بدبختی کشیدم😭😭توروخدا با قلبای پاکتون برای همسرم دعا کنید🙏🏻🙏🏻 دکترش میخواست بستریش کنه اما فعلا ۳ تا آمپول کورتون داده میگفت ایشالله که با همینا کراتینینش پایین میاد.. الهی آمین التماس دعا دارم از همتون
#پوشک#شیرخشک#کودک

تصویر
۳۳ پاسخ

انشالله بحق دلم حسرت کشیده م زود خوب بشه و دیگه بستری نشه

شفای کامل ان شاالله ازینجا به بعد فقط خوشی و نعمت و سلامتی مهمون خونتون باشه

انشالله که سلامتیش رو بدست بیاره عزیزم

انشالله به حق آقا علی اکبر امام حسین همسر جوونت با همین آمپول مشکلش حل بشه و سلامتیش حفظ بشه ،یه نذری بکن ،به نظرم برای ماه محرم یه نذری بده خیلی حاجت میده

امیدوارم سلامتیشو به دست بیاره

انشالله با همين داروها جواب ميده به نتيجه ميرسه
خداشفاش بده

الهی خدا بهش سلامتی بده عزیزم
🙏🏻
حتما براش دعا میکنم😔

عزیزدلم از ته قلبم برات ارزوی ارامش و سلامتی همسر و بچتو دارم نگران نباش خدا با ماست🥲

الهی به حق این ماه عزیز همسرت خوب بشه و آرامش به زندگیتون برگرده🥲♥️

انشالله که زود حالشون خوب بشه🥲

انشاالله که هر چه سریعتر بهبودی حاصل بشه،در کنارش طبیب سنتی حاذق هم برید،ضرر نداره

الهییی🥲 انشالله به امید خدا هرچه زودترحالش باهمین داروها خوب بشه و درکنار هم باآرامش زندگی کنید عزیزم

عزیزدلم خیلی ناراحت شدم انشالله خدا خودش یه فرجی کنه و مریضی و غصه از خونتون دور بشه 🙏🙏🩷

به حق امیرالمؤمنین شفا پیدا کنه
به حق بزرگی خدا هم همه چیز توی زندگیت آروم بشه زندگی پراز آرامش داشته باشید
انشالله همه آدم های سرزمین زندگی خوبی داشته باشن

ان‌شاءالله به امید خدا خوب بشه ان‌شاءالله خدا همه مریض هارو شفا بده

آن شاالله به حق امام زمان که خوب بشه..

انشالله هرچه زودتر خوب بشه عزیزم🙏🏻
خدا براتون خوب بخواد سلامتی تندستی بخواد لب خندون و دلخوش🫠

دل خودم یه غم خیلی بزرگی توشه دعا میکنم از ته دلم همسرت حالش خوب بشه الهی ♥️

با گوشت و پوست و خونم درکت میکنم البته من مامانم تو شرایط همسر شماست
مامان من از وقتی من دبیرستان بودم کلیه ش ناراحت شد بعد چند سال خود ب خود خوب شد اما چند سال پیش برگشت با کراتین ۱۱ دیالیز سفاقی شد تقریبا یکسال بعد پیوند شد الان یک سالو نیمه پیونده
مامان منم کراتینش سه و نیم شده و اورش بالاست قبل جنگ یکماه بستری بود اما نه دارو جواب داد نه ازمایشات چیزی نشون داد
دکتر گفت برو یکهفته خونه استراحت کن بعد بیا از کلیه ت نمونه برداری کنم که جنگ شد و نرفت دیگه
همش استرس از دست دادنشو دارم زندگیم سیاه شده از فکر ب این موضوع تازه مامان من پرده سفاقش هم پاره شده روده هاش ریخته بیرون شکمش خیلییی بزرگ شده به کمر و پاهاش فشار میاره دکترا میگن عمل نکنه ریسکیه
خلاصه شرایط سختیه انشاالله همسر شما با امپولا نتیجه بگیره

عزیزم چی بگم والا خیلی ناراحت شدم خییییلی 😔انشاالله خدا خودش دلت رو شاد کنه توکل به خدا کن انشاالله درست میشه ❤️دختر منم هفته پیش قلبش رو عمل کرد میفهمم چی میگی 💔

امیدوارم خدای مهربان همه مریض ها وهمسر شما رو شفا بده

انشاالله سلامتیشو دوباره بدست بیاره عزیزم

هرماه همینقدر دارو و کلی آزمایش😭😭 خدا خودش بهمون رحم کنه

ب حق دل شکسته حضرت زینب از این لحظه ب بعد فقط سلامتی و دل خوش نصیبتون بشه.خدا بزرگه ... سلامتی کاملشو بدست میاره

عزیزم از ته قلبم از خدا شفای همسرت و میخوام
انشالله بزودی زود حالش کاملا خوب میشه

براشون دعا میکنم گلم 🥺🥺🤲🤲

ایشالا خوب میشن عزیزم ❤

عزیزم داروهاشو سر ساعت میخوره همیشه؟

الهی که همیشه سلامت باشن دیگه راحتون به بیمارستان نکشه تا همیشه کنار هم به شادی زندگی کنید

انشاالله خدا شفاشون بده عزیزدلم 🥺❤️

ان شاءالله آمپولاش میزنه دیگه خوب میشه

عزیزم ایشالا خدا شفاشو بده خیر پیش بیاد براتون❤️

ان شاالله شفای کامل عزیزم

سوال های مرتبط

مامان یارا مامان یارا ۲ سالگی
مامانا یچیزی می‌خوام براتون تعریف کنم اگر ناراحت میشین نخونین
داستان زندگی خودمه
من و همسرم سال ۹۹ ازدواج کردیم دوسال بعد چون خیلی عاشق دختر بچه بودیم اقدام کردیم ومن تو همون ماه اول باردار شدم ما از دوران دوستیمون عاشق دختر بودیم و دوست داشتیم بچمون دختر بشه گذشت و زمان تعیین جنسیتش شد رفتم سونو گفت جنسیتش دختره داشتیم بال در می‌آوردیم از
خوشحالی به همه خبر دادیم و شروع کردیم کلی وسایل ناز و گوگولی خریدن تمام غربالگری و سونو و آزمایش هارو انجام دادم همه ش سالم بود رسید موعد دنیا اومدن فرشته من که صبح اول وقت دردام شروع شد رفتیم بیمارستان چون تجربه ای از زایمان نداشتم به شدت میترسیدم و دردای بدی داشتم ولی توی دو ساعت زایمان کردم یه زایمان طبیعی بدون برش و بخیه کوچولومو بهش شیر دادم و بردن که کارای واکسنشو انجام بدن وقتی آوردنش دوباره بغلش کردم که بهش شیر بدم ولی دچار خونریزی ریوی شدید شده بود من فکر کردم که زود خوب میشه ولی بردنش دیگه نیاوردنش اون شب بدترین و تلخ ترین شب زندگیم بود تا صبح خواب به چشمام نیومد مثل مرده متحرک بودم همش دخترم ۵ ساعت بعد تولدش فوت کرد بدون هیچ علتی ....
با حالی افسرده و سینه ی پر شیر و تخت خالی بچم گوشه ی خونه ۶ ماه گذشت دوباره با هزاران ترس و لرز اقدام کردیم همون ماه اول باردار شدم فقط دلم میخواست اون ۹ ماه بگذره خدا یه بچه سالم بده بهم دیگه فرقی نداشت برام دختر و پسر بودنش ته دلم دختر میخواستم چون از دستش داده بودم ولی دیگه راضی بودم به رضای خودش....
مامان بلوبری مامان بلوبری ۱ سالگی
سلام
امروز روز دوم از شیر گرفتن دخترمه،شرایط خیلی سخته و واقعا برای مانلی جونم می‌دونم سخته.
دیروز رفتیم و تلخک گرفتیم و تو ماشین یه خرده به می می زدم ،اما در کمال ناباوری خورد و داشتیم به این فکر میکردیم که حالا از چه روش دیگه ای استفاده کنیم و بعد دیگه رفتیم طبیعت ،برای اینکه فراموش کنه و خداروشکر بیرون از خونه خوب بود...
اما موقع خواب تصمیم گرفتیم چون بی تابی کمتر داشته باشه ،و از قبل هم شنیده بودم شیر روز و شب نباید همزمان قطع بشه ،برای همین موقع خواب شیرش رو دادم..
اما بعد چند ساعت با گریه شدید بیدار شد و همش دست و پا میزد که بهش شیر بدم ولی مقاومت کردیم و همسرم از اتاق خواب برد بیرون و واسش کتاب خوند و بازیش داد اما همش گریه میکرد و می گفت می می .
از ساعت ۴صبح تا ساعت ۸:۳۰ صبح بیدار بود و بعد اومد پیش من و شیفت من شروع شد و رفتیم تو اتاقش و همونجا از شدت خستگی بعد یه ساعت وول خوردن خوابید .

خیلی سخته و هر لحظه دلم واسش میسوزه که مجبور شدم شیرش رو قطع کنم آخه اصلا غذا نمی خورد و خیلی به من وابسته شده بود و هر بار که می‌رفتیم بیرون همش دنبال می می بود..‌

امروز چندین بار خودش اومد سمت من و گفت می می ولی هربار تا بهش گفتم به نظرم طعمش بد شده، باز رفت سراغ بازی کردنش...

امیدوارم این روزها به آسونی بگذره و دخترم خیلی اذیت نشه .

شما چه تجربه ای برای این دوران دارین؟؟

#شیر
#ترک شیر
#فرزند پروری
#مانلی
#برایم بمان
#بچه
مامان کسری مامان کسری ۱ سالگی
تجربه از شیر گرفتنمو میخوام بنویسم .
وزنش کم بود ، به هیچ عنوان زیر بار غذا خوردن نمیرفت ، و شبها تا صبح خیلی بیدار میشد برای شیر ، به این دلایل تصمیم گرفتم شروع کنم از شیر بگیرم .
امروز روز دوم بود ، روز اول شیشه شیرش رو رنگ سیاه زدم بهش نشون دادم ، تعجب کرد اول ، شاید یکم چندشش شد ، دو سه باری که درخواست شیر داشت با دیدن شیشه اش منصرف میشد اما دیگه نزدیک ظهر حاضر بود توی همون شیشه هم شیر بخوره و میبرد نزدیک دهنش که دیگه ازش گرفتم و گفتم شیشه خراب شده ، کپک زده .... طبیعتاً گریه کرد ، بی قراری کرد زیاد ، حاضر نشد غذا بخوره که دیگه مجبوری با باباش به زور بهش چندتا لقمه دادیم ( مخالف غذا دادن زوری هستم ولی نتیجه اش تا الان فقط شده بود شیر خوردن و بدغذایی ) . دیگه یکم که سیر شد بی قراریش کمتر شد.
شب موقع خواب از قبل چون عادتش داده بودم بدون شیر بخوابه راحت خوابید اما اینکه هر دو ساعت برای شیر بیدار میشد شده بود معضلم که تصمیم گرفتم فعلا چند روزی قبل از بیدار شدنش توی خواب عمیق خودم بهش شیر بدم که دیگه اصن بیدار نشه ، بنابراین ساعت گذاشتم که خودم زودتر بیدار شم و تا خوابش عمیقه شیرش رو بدم .
روز دوم هنوز سراغ شیر خوردن رو میگیره ، اما دیگه خیلی سیریش نمیشه میتونم با غذا سرگرمش کنم ، هر سه وعده و میان وعده رو میخوره اما واقعا حجم کمی میخوره که برام نگران کنندس!
میترسم با از شیر گرفتن لاغرتر شه .....
و ترس دومم اینکه میترسم این پروسه یکی دوماه طول‌ بکشه ، چون درحال خوندن تجربیات بقیه بودم و دیدم چند نفری نوشتن هنوز بعد ۲۰ روز یا یک ماه درگیر بی قراری و بی خوابی بچه‌ان 😩
مامان ساره مامان ساره ۲ سالگی
مامانا بلاخره با یه هفته تاخیر ما هم واکسن18ماهگی امروز زدیم.
تو مرکز بهداشت از بس گریه کرد تمام صداش کیپ شد منتها تو ماشین دیگه با مامانم یکم بازی کرد تا رسیدیم خونه خوابش میومد خیلی چون قبل بردن به بهداشت ساعت7/30بیدارش کردم بعد تا8بهش شربت پاراکید دادم بجای قطره اونم5سی سی بخاطر همون بیدار شدن و تاثیر دارو خسته بود دیگه یه نیم ساعت بزور با اسب اینا سرگرمش کردم که یکم راه بره بعد اون خودش رفت سمت نانوش که لالا کنم اما چون خیلی بد واکسن بود تا الان که تجربه داشتیم دیگه وسایلاش برداشتیم از صبح مستقیم اومدیم خونه مامانم اینا با اینکه دوتا خیابون فاصله داریم اما مامانم گفت بیا اینجا من حواسم به بچه باشه خونه نمون دیگه چون سریای قبل هم کلا تایم واکسن خودش کنارم بود با همه این توضیحا لطفا دعا کنید که سبک ترین حالت براش بگذره چون تازه وزنش رسیده10کیلو ولی ماشاالله قدش84بهم گفت اما من همیشه یکی دوستانت خطا در نظر میگیرم که شاید کوتاه تر باشه قد بچه اونا تند تند اندازه میگیرن
مامان ماهان مامان ماهان ۱ سالگی