تجربه از شیر گرفتنمو میخوام بنویسم .
وزنش کم بود ، به هیچ عنوان زیر بار غذا خوردن نمیرفت ، و شبها تا صبح خیلی بیدار میشد برای شیر ، به این دلایل تصمیم گرفتم شروع کنم از شیر بگیرم .
امروز روز دوم بود ، روز اول شیشه شیرش رو رنگ سیاه زدم بهش نشون دادم ، تعجب کرد اول ، شاید یکم چندشش شد ، دو سه باری که درخواست شیر داشت با دیدن شیشه اش منصرف میشد اما دیگه نزدیک ظهر حاضر بود توی همون شیشه هم شیر بخوره و میبرد نزدیک دهنش که دیگه ازش گرفتم و گفتم شیشه خراب شده ، کپک زده .... طبیعتاً گریه کرد ، بی قراری کرد زیاد ، حاضر نشد غذا بخوره که دیگه مجبوری با باباش به زور بهش چندتا لقمه دادیم ( مخالف غذا دادن زوری هستم ولی نتیجه اش تا الان فقط شده بود شیر خوردن و بدغذایی ) . دیگه یکم که سیر شد بی قراریش کمتر شد.
شب موقع خواب از قبل چون عادتش داده بودم بدون شیر بخوابه راحت خوابید اما اینکه هر دو ساعت برای شیر بیدار میشد شده بود معضلم که تصمیم گرفتم فعلا چند روزی قبل از بیدار شدنش توی خواب عمیق خودم بهش شیر بدم که دیگه اصن بیدار نشه ، بنابراین ساعت گذاشتم که خودم زودتر بیدار شم و تا خوابش عمیقه شیرش رو بدم .
روز دوم هنوز سراغ شیر خوردن رو میگیره ، اما دیگه خیلی سیریش نمیشه میتونم با غذا سرگرمش کنم ، هر سه وعده و میان وعده رو میخوره اما واقعا حجم کمی میخوره که برام نگران کنندس!
میترسم با از شیر گرفتن لاغرتر شه .....
و ترس دومم اینکه میترسم این پروسه یکی دوماه طول‌ بکشه ، چون درحال خوندن تجربیات بقیه بودم و دیدم چند نفری نوشتن هنوز بعد ۲۰ روز یا یک ماه درگیر بی قراری و بی خوابی بچه‌ان 😩

۲ پاسخ

تو این مرحله باید خیلی صبوری کنی
ببرش بیرون پارک شهربازی تو خب خسته بشه غذاش بخوره و خوب بخابه

کاشکی اول شیر شب و کم کم قطع میکردی بعد میرفتی سراغ قطع کامل شیر

سوال های مرتبط

مامان کسری مامان کسری ۱ سالگی
شب دوم و روز سوم از شیر گرفتن پسرم
اگه میشه پست قبلیمو بخونید و اگر تجربه ای دارید بهم بگید حتما ، خیلی نگران کمبود وزنشم.
دیشب تا ساعت دونیم تو خواب عمیق بهش شیر دادم ، ولی ساعت ۳ باز بیدار میشد مینشست و به جای شیشه شیرش نگاه میکرد و دوباره میخوابید ، باز ده دقیقه بعد بیدار میشد باز می‌خوابید ، خلاصه تا ساعت ۶ خوابش عمیق نبود ، گریه نمیکرد ولی هی غلط میزد و هی مینشست .... (مثل وقتایی که بچه ها تو خواب شیر میخوان )
براش اب و میوه اوردم ولی هیچکدوم رو قبول نکرد ، بالاخره گفت که شیر میخواد که منم گفتم شیشه شیرت خراب شده نمیتونیم شیر بخوریم ، یه گریه ریزی کرد و بالاخره خوابید ، خوابش که عمیق شد توی خواب شیرشو دادم و بالاخره تا ساعت ۱۱ کاملا عمیق خوابید. بیدار که شد بازم یکبار درخواست شیر کرد که گفتم نه و اونم بیخیال شد .
پس کی یادشون میره دیگه 😑
دیشب یه پستی دیدم یه مامانی قبل خواب به بچه اش موز و خرما داده بود و گفته بود باعث شده که کاملا سیر بشه و تا صبح بیدار نشه ، منم به زور به پسرم دادم موز و خرما و شیر دقیقا قبل خواب اما تاثیری نداشت 🤷🏻‍♀️
مامان کسری مامان کسری ۱ سالگی
خب اخرین قسمت از تجربه از شیشه شیر گرفتنم رو بگم و به خدا بسپارمتون .
روز پنجم و شب چهارم ، در طول روز که فقط دوبار سراغ گرفت صبح که از خواب بیدار شد و شب قبل خواب ، که با یه نه قانع میشد بچم 💔 .
طبق معمول برای شب قصد داشتم توی خواب عمیق شیرشو ادامه بدم که خودش اصلا توی خواب وول نخورد و بی قرار نشد در نتیجه منم بیدار نشدم اصن و صبح در کمال تعجب دیدم که عه ! دیشب کلا شیر نخورد شکر خدا 😃 .
ساعت ۶ صبح یکم بیدار شد که با صدای سشوار و کمی بی محلی من دوباره خوابید .
دیروز فهمیدم مثل اینکه اسم روشی که انجام دادم ۴ در ۴ هست ، البته من دقیقا طبق اون نرفتم فقط شبیهش بود .
خلاصه از پروسه شیر گذشتم و به پروسه حالا چی بدم که بخوره وارد شدم 😩.
دیگه همین .( البته یه تجربه شخصی بگم تا وقتی بچه اتون همه ی دندوناش درنیومده برای از شیر گرفتن اقدام نکنید چون بابت دندون دراوردن شبا ناخواسته بیدار میشن و تنها چیزی که ارومشون میکنه شیره وگرنه هی باید راه ببرید و تکون بدید روی تاب و پا و ...)
مامان Noyan👑🩵 مامان Noyan👑🩵 ۱ سالگی
از تجربیات از شیر گرفتن اگه بخوام بگم اول اینکه خیلی باید صبور باشین یعنی اگه مشکلی هست که فکرتون رو درگیر کرده اول اونو حل کنین بعد برید سراغش
پسر من مدتی بود شیر شب اصلاااا نمیخورد فقط روزا شیر میخورد
به قدری به من چسبیده بود که دیگه کلافه میشدم
غذا اصلااااا نمیخورد بخاطر همین به پیشنهاد دکترش تصمیم گرفتیم شیر رو قطع کنیم

از اونجایی که نویان اصلا بچه ای نیست که بشه تدریجی از شیر گرفت باید یهو قطع می‌شد و من قطره تلخک خریدم و زدم روز اول هربار بهونه می‌کرد میومد میخورد میدید تلخه میرفت

اینم بگم این مدت خیلی باید بهش محبت کنین
و اینکه کلی خوراکی های متفاوت خریدم که هروقت بهونه کرد دستم باز باشه هی پیشنهاد بدم ببینم چی میخوره

دو روز اول خیلی اذیت کرد مدام بهونه الکی جیغ میزد و گریه می‌کرد و چون فقط با شیر خوردن خوابش میبرد خوابیدن براش سخت بود

شب اول خیلی سخت خوابید مدام بیدار می‌شد و باز نمیتونست بخوابه
تقریبا دو روز خیلی کم خوابید اما از روز سوم هروقت خوابش میومد بغلم میکردم میخوابیدم
یا وقتی بیدار می‌شد بغلش میگرفتم دوباره میخوابید
هنوزم خیلی راحت نمیتونه خودش بخوابه کلی ماساژ میدم و بازی می‌کنم تا خسته بشه و به معنای واقعی بیهوش شه
اما کم کم داره عادت میکنه

خیلی میترسیدم از شیر بگیرم غذا نخوره اما خداروشکر غذاشو خوب میخوره اگه شما هم مثل من استرس غذا نخوردن دارید اصلا نگران نباشید

در کل خیلی سخت نیست یکم صبور باشید خیلی راحت تر از چیزیه که فکر میکنید
و اینکه دو سه شب اول خیلی اذیتش نمیکردم اگه میدیدم نمیتونه بخوابه تو خواب و بیداری شیر میدادم اما الان دو شبه دیگه بیدار نمیشه خ
مامان امیر رضا مامان امیر رضا ۲ سالگی
سلام مامانا 🥲
امروز صبح اول وقت که بیدار شد تا دو ساعت پیش تقریبا چندین بار شیر خورد دیگه گفتم بسه مامان میخام صبحونه بخوری یه لقمه خورد دومی رو تف کرد 😥دیگه منم تصمیم گرفتم تا صبحونه نخوره بهش شیر ندم به سینم چسب و دستمال کاغذی زدم انقد بچم گریه کرد تا بلاخره با این پتو که عاشقشه خوابش برد میخام تدریجی شیر رو بگیرم ازش مثلا صب خورد تا موقع ناهار بهش شیر ندم ناهار که خورد یه کم شیر بخوره دوباره چسب بزنم تا شب که میخاد شام بخوره قبل از خواب یه کم تو بیداری بهش شیر بدم دیگه تا تو شب که بیدار شد ندم بهش اینجوری بلکی بتونم وابستگی به شیرشو کم کنم دعا کنید بتونم واقعا دیگه دوباره یه هفته ای میشه نگاه به غذا نمیکنه اگه هم بخوره در حد دو ستا قاشق به زور دندون های آخریشم داره درمیاد البته پیدا نیست ولی گاز گرفتن وسایل نشون میده دوباره دندون در میاره واسه همین دیگه بد خور شده خدایا به همه مامانا طاقت بده به منم طاقت بده بتونم وابستگی به شیر رو ازش بگیرم تا کم کم توی هشت بیست ماهگی کلا بگیرم ازش و غذا بخوره بچم 🥲🥲🥲🤲🤲🤲🤲🤲