از تجربیات از شیر گرفتن اگه بخوام بگم اول اینکه خیلی باید صبور باشین یعنی اگه مشکلی هست که فکرتون رو درگیر کرده اول اونو حل کنین بعد برید سراغش
پسر من مدتی بود شیر شب اصلاااا نمیخورد فقط روزا شیر میخورد
به قدری به من چسبیده بود که دیگه کلافه میشدم
غذا اصلااااا نمیخورد بخاطر همین به پیشنهاد دکترش تصمیم گرفتیم شیر رو قطع کنیم

از اونجایی که نویان اصلا بچه ای نیست که بشه تدریجی از شیر گرفت باید یهو قطع می‌شد و من قطره تلخک خریدم و زدم روز اول هربار بهونه می‌کرد میومد میخورد میدید تلخه میرفت

اینم بگم این مدت خیلی باید بهش محبت کنین
و اینکه کلی خوراکی های متفاوت خریدم که هروقت بهونه کرد دستم باز باشه هی پیشنهاد بدم ببینم چی میخوره

دو روز اول خیلی اذیت کرد مدام بهونه الکی جیغ میزد و گریه می‌کرد و چون فقط با شیر خوردن خوابش میبرد خوابیدن براش سخت بود

شب اول خیلی سخت خوابید مدام بیدار می‌شد و باز نمیتونست بخوابه
تقریبا دو روز خیلی کم خوابید اما از روز سوم هروقت خوابش میومد بغلم میکردم میخوابیدم
یا وقتی بیدار می‌شد بغلش میگرفتم دوباره میخوابید
هنوزم خیلی راحت نمیتونه خودش بخوابه کلی ماساژ میدم و بازی می‌کنم تا خسته بشه و به معنای واقعی بیهوش شه
اما کم کم داره عادت میکنه

خیلی میترسیدم از شیر بگیرم غذا نخوره اما خداروشکر غذاشو خوب میخوره اگه شما هم مثل من استرس غذا نخوردن دارید اصلا نگران نباشید

در کل خیلی سخت نیست یکم صبور باشید خیلی راحت تر از چیزیه که فکر میکنید
و اینکه دو سه شب اول خیلی اذیتش نمیکردم اگه میدیدم نمیتونه بخوابه تو خواب و بیداری شیر میدادم اما الان دو شبه دیگه بیدار نمیشه خ

۷ پاسخ

مرسی بابت اشتراک گذاشتن تجربت ❤️

بسلامتی عزیزم منم بارانا رو یک ماهه گرفتم همه هی میگفتن زود😶😶

منم یک هفته میشه گرفتم روزا ک اصلا نمیخوره چند شب اول بهش دادم الان دوشبه ک شبا نمیدم چون عادت داره بیدار میشه خودشو میزنه و فقط جیغ میزنه انیقد گریه گریه ک مجبورم با صدای در بترسونمش اروم میشه میخوابه برای منم دعا کنین تموم بشه شبهاش

پس. اینکه. میگن. الان هوا گرمه. نگیرین. از. شیر. چیه

ممنون ازت بابت تایپ ♥️
خداقوت...
و اینکه چه خوراکی هایی براش خریدی؟

سلام عزیزم منم امروز روز سومه دخترمو از شیر میگیرم سینه هام خیلی پر شده و درد میکنه شما چیکار کردین برا دردش

تاب هم خیلی کمک میکنه وقتایی که خوابش میاد و نمیتونه میزارمش تو تاب میخوابه

سوال های مرتبط

مامان 🎀NILA🎀 مامان 🎀NILA🎀 ۱ سالگی
سلام خانما من اومدم با تجربه از شیر گرفتن
اول از همه بگم که دکتر نیلا تشخیص دادن که باید نیلا رو از شیر بگیرم چون بشدت شیر میخورد و غذا نمیخورد و وزنش و قدش متوقف شده بود
دکتر گفتن ۱۸ ماهگی از شیر بگیر
من بعد از واکسن چهار روز کامل به نیلا شیر دادم بعد از پایان چهار روز شروع کردم کم کردن شیرش
مرحله اول شیر روز رو قطع کردم که چون میبردمش بازی و بیرون خیلی سخت نبود ولی بهونش رو میگرفت منم سرگرمش میکردم چند روز اول سخت بود ولی کم کم عادت کرد بیست روز شیر روز رو قطع کردم بعد از بیست روز رفتم سراغ مرحله بعد یعنی شیر قبل از خواب که سینه میخورد میخوابید
تایم خوابش که میشد نیم ساعت قبلش بهش فرتی چهار مغز و خرما میدادم و میذاشتمش تو تاب ریلکسی اوایل خیلی مقاومت میکرد ولی انقدر صبوری میکردم که مقاومتش میشکست و خواب میرفت بعد از اینکه خوابش سنگین میشد میبردمش تو رختخواب
حدود یک هفته هم به این منوال طی شد و موند غول مرحله آخر یعنی شیر ساعت پنج یا شش صبح که بیدار میشد و به هیچ صراطی مستقیم نبود
پارت بعد
پوشک واکسن گهواره فرزند پروری
مامان mehrab مامان mehrab ۲ سالگی
پارت دوم
توی حمام و اینا هی سراغشون گرفت بچم شیر که میخواد میگه لالا ولی ندیدش فقط گفتم اوخ شده
ظهرش خوابش میومد اومدم ببرش تو تختش گریه کرد باباش بغلش کرد بخوابونتش دیگه خیلی خسته بود خوابش برد ولی تا اومد بزارتش رو تخت بیدار شد منم بغلش کردم دیگه نخوابید کلا دیگه شبش مهمون داشتیم سرش به مهمونا و بازی گرم بود کلا توی روز با اینکه خیلی وابسته بود خیلی بهتر از انتظارم بود تا اخر شب که دیگه خیلی خسته بود من بغلش کردم گریه میکرد دیگه بغل باباش دوباره خوابش برد و بالأخره خوابید
ولی دوباره توی شب بیدار شد من هرچی اومدم بهش آب بدم گریه کرد و کلا بیدار شد دیگه کلی بغلش کردیم یکم گریه میکرد دوباره آروم میشد دوباره گریه تا دیگه توی بغلم توی تختش خوابش برد و گذاشتمش روی تخت تا بخوابه دوباره دو ساعت بعد بیدار شد ۱ ساعتی بیدار بود تا بخوابه کلا اون شب خودم اصلا نخوابیدم توی طول روز هم مدام سراغ شیرو میگرفت که لالا ولی بهش یا نشون میدادم یا میگفتم اوخ شده میرفت اصلا حتی تو دهنش هم نکرد و دور میشد هر دفعه بهونه گرفت و گریه میکرد
مامان آرینا گلی🌸 مامان آرینا گلی🌸 ۲ سالگی
مامان کسری مامان کسری ۱ سالگی
تجربه از شیر گرفتنمو میخوام بنویسم .
وزنش کم بود ، به هیچ عنوان زیر بار غذا خوردن نمیرفت ، و شبها تا صبح خیلی بیدار میشد برای شیر ، به این دلایل تصمیم گرفتم شروع کنم از شیر بگیرم .
امروز روز دوم بود ، روز اول شیشه شیرش رو رنگ سیاه زدم بهش نشون دادم ، تعجب کرد اول ، شاید یکم چندشش شد ، دو سه باری که درخواست شیر داشت با دیدن شیشه اش منصرف میشد اما دیگه نزدیک ظهر حاضر بود توی همون شیشه هم شیر بخوره و میبرد نزدیک دهنش که دیگه ازش گرفتم و گفتم شیشه خراب شده ، کپک زده .... طبیعتاً گریه کرد ، بی قراری کرد زیاد ، حاضر نشد غذا بخوره که دیگه مجبوری با باباش به زور بهش چندتا لقمه دادیم ( مخالف غذا دادن زوری هستم ولی نتیجه اش تا الان فقط شده بود شیر خوردن و بدغذایی ) . دیگه یکم که سیر شد بی قراریش کمتر شد.
شب موقع خواب از قبل چون عادتش داده بودم بدون شیر بخوابه راحت خوابید اما اینکه هر دو ساعت برای شیر بیدار میشد شده بود معضلم که تصمیم گرفتم فعلا چند روزی قبل از بیدار شدنش توی خواب عمیق خودم بهش شیر بدم که دیگه اصن بیدار نشه ، بنابراین ساعت گذاشتم که خودم زودتر بیدار شم و تا خوابش عمیقه شیرش رو بدم .
روز دوم هنوز سراغ شیر خوردن رو میگیره ، اما دیگه خیلی سیریش نمیشه میتونم با غذا سرگرمش کنم ، هر سه وعده و میان وعده رو میخوره اما واقعا حجم کمی میخوره که برام نگران کنندس!
میترسم با از شیر گرفتن لاغرتر شه .....
و ترس دومم اینکه میترسم این پروسه یکی دوماه طول‌ بکشه ، چون درحال خوندن تجربیات بقیه بودم و دیدم چند نفری نوشتن هنوز بعد ۲۰ روز یا یک ماه درگیر بی قراری و بی خوابی بچه‌ان 😩
مامان بلوبری مامان بلوبری ۱ سالگی
سلام به مامان های عزیز.
طبق تاپیک قبلیم من حدودا یه ماه میشه شیر روز مانلی جون رو قطع کردم ، بعد مشورت با چند نفر متخصص تصمیم بر این شد روش قطع شیر تدریجی باشه و روز رو ندم اما به خاطر وابستگی بچه ها به شیر ،فعلا شیر شب رو قطع نکنم.چون قطعا آسیب می بینه . سه شب پیش به خاطر اینکه بعد از خوردن شیر شب موقع خواب چندین بار بالا آورد با همسرم تصمیم گرفتیم که دیگه شیر شب رو قطع کنیم ،شب اول رو تقریبا چندین بار بیدار شد و چون خواهرم پیشم بود تونستیم آرومش کنیم و خداروشکر صبح شد و اما همچنان بی تابی میکرد و شب دوم که همسرم هم خونه نبود و مجبور شدیم بریم خونه ی مامانم و حسابی اذیت شد و فکر میکردم نسبت به شب اول بهتر باشه اما اینطور نبود ،کل شب رو بیدار بود و گریه میکرد و همش دوست داشت بغل مامانم باشه و خلاصه با کمک های مامانم و اینکه نزدیکای صبح هم بهش تخم مرغ دادیم و دیگه بعدش خوابید و صبح ساعتای 10نیم صبح بیدار شد از بس شب قبل نخوابیده بود.
دیشب هم شب سوم بود
و فکر میکردم واقعا اذیت شیم و همش به همسرم میگفتم فکر کنم امشب اصلا نخوابیم.
اما موقع خواب با کتاب و بازی وداستان گفتن و اینکه عروسک هاش رو آوردیم و بغل کرد و در همین حین همسرم داستان خوابیدن با عروسک ها رو واسش تعریف کرد و دخترم بعد خوابش برد..
صبح هم ساعت 7بیدار بود و البته اینم بگم دخترم اصلا علاقه ای به لبنیات نداره اما خوشبختانه دیشب تونستیم بهش شیر کاکائو بدیم و خیلی خوشحالم.
امیدوارم امشب هم راحت بتونه تحمل کنه و این پروسه به خوبی طی بشه.
خوشحالم که مامانم و خونوادم و همسرم همیشه همراهم هستن و قدردان زحماتشونم.
دخترم نزدیک به 20ماهشه که شیر شب رو هم قطع کردم.
#شیر#قطع-شیر-شب
#کودک