۳ پاسخ

تا ۴ یا ۵ ماهگی تودلیت میتونستی شیرتو بدی ها

خدا رو شکر
من اگه همسرم همکاری کنه بعد ماه رمضون میگیرمش
خیلی بیدار میشه شب غذا هم نمیخوره
دندونام خیلی پوسیده شده

خوبه 😍😍

سوال های مرتبط

مامان نیهان🌙✨ مامان نیهان🌙✨ ۲ سالگی
تجربه من درباره از شیر گرفتن دخترم
چون خیلی ها میپرسن و این پروسه براشون سخته ،گفتم منم تجربمو بزارم بلکه کمکی باشه😘🥰 اول اینکه من از شیر روز شروع کردم،دخترم چهار بار در طول روز شیر میخورد. اول شیر ظهرش رو قطع کردم،‌ هر وقت میومد طرفم فوری بهش خوراکی میدادم و سرگرمش میکردم بازم با این حال نیم ساعت بعد میومد طرفم.رژ میزدم و بهش میگفتم بوویه. تا سه روز ، روز چهارم شیر عصرش رو هم قطع کردم ، به همین منوال بهش خوراکی و نوشیدنی مخصوصا شیر توی لیوان میدادم بخوره. کلا اب و نوشیدنی شیر و دوغ و آبمیوه طبیعی توی این زمان زیاد بهش بدین،من میدادم با نی بخوره که اشتیاقش بیشتر بشه برا خوردنش. بعد چهار روز شیر صبح هم قطع کردم. همین که بیدار می‌شد واسه شیر بهونه میگرفت، ولی من بهش میگفتم بیا بریم صبحونه بخوریم.بیا بریم نون و پنیر و چایی بخوریم ، بیا بریم جوجو (تخممرغ) بخوریم😂😂 بلندش میکردم می‌بردم سر سفره.گاهی چشماش بسته بود اصلا صبحونه نمیخواست لباسمو سعی می‌کرد بزنه بالا. که من محل نمیدادم.نازش میکردم براش تلویزیون میزدم.بازی میزاشتم که آروم بشه. آروم که می‌شد دیگه صبحانه بهش میدادم. تا یه هفته. تا رسیدیم به شیر شب .شبا یک ساعت قبل خواب لامپا خاموش میکردیم که بخوابیم. اونم برا خودش بازی می‌کرد توی تاریکی تا خوابش میگرفت بعد که میومد سمتم منم فوری میزاشتم رو دوشم تکون میدادم تا بخوابه یا میزاشتم رو پاهام وقتی گیج خواب شده بود. بعد دیگه الان چند روزه کامل گرفتم خداراشکر. انشالله خدا کمک همه مادرا باشه راحت از شیر و پوشک بگیرن.
مامان mehrab مامان mehrab ۲ سالگی
پارت دوم
توی حمام و اینا هی سراغشون گرفت بچم شیر که میخواد میگه لالا ولی ندیدش فقط گفتم اوخ شده
ظهرش خوابش میومد اومدم ببرش تو تختش گریه کرد باباش بغلش کرد بخوابونتش دیگه خیلی خسته بود خوابش برد ولی تا اومد بزارتش رو تخت بیدار شد منم بغلش کردم دیگه نخوابید کلا دیگه شبش مهمون داشتیم سرش به مهمونا و بازی گرم بود کلا توی روز با اینکه خیلی وابسته بود خیلی بهتر از انتظارم بود تا اخر شب که دیگه خیلی خسته بود من بغلش کردم گریه میکرد دیگه بغل باباش دوباره خوابش برد و بالأخره خوابید
ولی دوباره توی شب بیدار شد من هرچی اومدم بهش آب بدم گریه کرد و کلا بیدار شد دیگه کلی بغلش کردیم یکم گریه میکرد دوباره آروم میشد دوباره گریه تا دیگه توی بغلم توی تختش خوابش برد و گذاشتمش روی تخت تا بخوابه دوباره دو ساعت بعد بیدار شد ۱ ساعتی بیدار بود تا بخوابه کلا اون شب خودم اصلا نخوابیدم توی طول روز هم مدام سراغ شیرو میگرفت که لالا ولی بهش یا نشون میدادم یا میگفتم اوخ شده میرفت اصلا حتی تو دهنش هم نکرد و دور میشد هر دفعه بهونه گرفت و گریه میکرد
مامان Noyan👑🩵 مامان Noyan👑🩵 ۱ سالگی
از تجربیات از شیر گرفتن اگه بخوام بگم اول اینکه خیلی باید صبور باشین یعنی اگه مشکلی هست که فکرتون رو درگیر کرده اول اونو حل کنین بعد برید سراغش
پسر من مدتی بود شیر شب اصلاااا نمیخورد فقط روزا شیر میخورد
به قدری به من چسبیده بود که دیگه کلافه میشدم
غذا اصلااااا نمیخورد بخاطر همین به پیشنهاد دکترش تصمیم گرفتیم شیر رو قطع کنیم

از اونجایی که نویان اصلا بچه ای نیست که بشه تدریجی از شیر گرفت باید یهو قطع می‌شد و من قطره تلخک خریدم و زدم روز اول هربار بهونه می‌کرد میومد میخورد میدید تلخه میرفت

اینم بگم این مدت خیلی باید بهش محبت کنین
و اینکه کلی خوراکی های متفاوت خریدم که هروقت بهونه کرد دستم باز باشه هی پیشنهاد بدم ببینم چی میخوره

دو روز اول خیلی اذیت کرد مدام بهونه الکی جیغ میزد و گریه می‌کرد و چون فقط با شیر خوردن خوابش میبرد خوابیدن براش سخت بود

شب اول خیلی سخت خوابید مدام بیدار می‌شد و باز نمیتونست بخوابه
تقریبا دو روز خیلی کم خوابید اما از روز سوم هروقت خوابش میومد بغلم میکردم میخوابیدم
یا وقتی بیدار می‌شد بغلش میگرفتم دوباره میخوابید
هنوزم خیلی راحت نمیتونه خودش بخوابه کلی ماساژ میدم و بازی می‌کنم تا خسته بشه و به معنای واقعی بیهوش شه
اما کم کم داره عادت میکنه

خیلی میترسیدم از شیر بگیرم غذا نخوره اما خداروشکر غذاشو خوب میخوره اگه شما هم مثل من استرس غذا نخوردن دارید اصلا نگران نباشید

در کل خیلی سخت نیست یکم صبور باشید خیلی راحت تر از چیزیه که فکر میکنید
و اینکه دو سه شب اول خیلی اذیتش نمیکردم اگه میدیدم نمیتونه بخوابه تو خواب و بیداری شیر میدادم اما الان دو شبه دیگه بیدار نمیشه خ
مامان 🎀NILA🎀 مامان 🎀NILA🎀 ۱ سالگی
سلام خانما من اومدم با تجربه از شیر گرفتن
اول از همه بگم که دکتر نیلا تشخیص دادن که باید نیلا رو از شیر بگیرم چون بشدت شیر میخورد و غذا نمیخورد و وزنش و قدش متوقف شده بود
دکتر گفتن ۱۸ ماهگی از شیر بگیر
من بعد از واکسن چهار روز کامل به نیلا شیر دادم بعد از پایان چهار روز شروع کردم کم کردن شیرش
مرحله اول شیر روز رو قطع کردم که چون میبردمش بازی و بیرون خیلی سخت نبود ولی بهونش رو میگرفت منم سرگرمش میکردم چند روز اول سخت بود ولی کم کم عادت کرد بیست روز شیر روز رو قطع کردم بعد از بیست روز رفتم سراغ مرحله بعد یعنی شیر قبل از خواب که سینه میخورد میخوابید
تایم خوابش که میشد نیم ساعت قبلش بهش فرتی چهار مغز و خرما میدادم و میذاشتمش تو تاب ریلکسی اوایل خیلی مقاومت میکرد ولی انقدر صبوری میکردم که مقاومتش میشکست و خواب میرفت بعد از اینکه خوابش سنگین میشد میبردمش تو رختخواب
حدود یک هفته هم به این منوال طی شد و موند غول مرحله آخر یعنی شیر ساعت پنج یا شش صبح که بیدار میشد و به هیچ صراطی مستقیم نبود
پارت بعد
پوشک واکسن گهواره فرزند پروری
مامان اَوِستا 🥥 مامان اَوِستا 🥥 ۱ سالگی
سلام ماماناي عزیز با درد سینه بعد از شیر گرفتن چه کنیم !؟

تجربه من راجب از شیر گرفتن (شیر مادر )👀🥛
من بعد از واکسن ۱۸ ماهگي تصمیم گرفتم اوستا رو از شیر بگیرم
اینم بگم قبل واکسن شیر شبش رو قطع کرده فقط یک وعده قبل خواب شب میخورد
من روش تدریجی رو انتخاب کردم
۴ روز بهش ۶ ساعت شیر ندادم تو ۲۴ ساعت
۴ روز بهش ۱۲ ساعت شیر ندادم تو ۲۴ ساعت
۴ روز بهش ۱۸ ساعت شیر ندادم تو ۲۴ ساعت
و ۴ روز هم فقط قبل خواب
از پریشب قبل خواب هم قطع کردم
اما در طول روز غذا و میانوعده ها و آجیل و خوراکی هایی که دوس داره رو براش میذارم خیلی بهونه نمیگیره 🍿🧁🫘🥜🍬🥨🥐🍌🍑🍊
دیشب اولین شبی بود که کلا میخواستم بهش شیر ندم
تلخک یا صبر زرد بهش میگفتن تو عطاری گرفتم زدم به سینم روی سینم چسب زدم دیگه اومد یه زبون زد دیگه نیومد سمتش بردمش بیرون
تو خیابون چرخوندم تا خوابید اومدم خونه
نصف شب هم بیدار شد دو ساعتی تو بغلم تو خونه راه رفتم تا خوابید
خداروشکر تا الان همکاری کرده امیدوارم براش راحت بگذره و منم بتونم صبوری کنم 🥰


ممنون میشم اگه راهی برای کمتر شدن ورم و درد سینم دارید بگین

🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻😘🥰🫶🏻
#نوزاد#پسر#شیرخشک#فرزند پروری#پوشک#آزمایش#تجربه#درد
مامان مُهن‍‌‌ــام🐣💖 مامان مُهن‍‌‌ــام🐣💖 ۱ سالگی
سلام مامانا شبتون بخیر امیدوارم حالتون خوب باشه
اومدم تجربه از شیر گرفتن مهنا جانم رو براتون بزارم
مامانا اگه واقعا بچتون غذا نمیخوره بد غذاس همش شیر میخوره اگه از شیر بگیرید مجبوره گرسنه شد غذا بخوره دختر من همیشه چسبیده بود بهم دفیقا یک سال و شش ماه که تموم کرد گرفتمش
الان ماشالله غذاشو کامل میخوره میان وعده هم میخوره
شب اول سخت گذشت ولی بعد اون شب حواسشو پرت میکردم پارک نزدیک خونمون میبردمش خسته میشد میاوردمش غذاشو میخورد میخوابید براش همیشه توی کیفم خوراکی میزاشتم جوری که اصلا یاد سینه من نکرد
الانم راحت میاد کنارم بهش میگم ببین داداش میخاد بخوابه توهم بخواب دیگه میخوابه
اها ی چیری یادم رفت بگم
مهنا ب شدت وابسته سینه بود شب تا صبح سینم توی دهنش بود ولی سه شبه تا صبح راحت میخوابه
دوسه شب اول بیدار میشد نق نق میکرد تابش میدادم باز میخوابید
اومدم بگم اصلا عذاب وجدان نگیرید اگه واقعا خیلی وابسته ب شبره حتما توی سن مهنا بگیرید هم خودتون راحت میشد هم بچتون
مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
تجربه از شیر گرفتن قسمت دوم:

بعد اینکه شیر دادنو به ۳ بار تو روز باید برسونیم اولش و شیر های اضافه که میخوادو قطع کنیم، من همه ش این مدت تا بهونه شیرو میگرفت بهش ژله و کیک خونگی و پفیلا و خوراکی هایی که دوست داشت میدادم یا بیرون میبردم پارک یا خونه مامانم اینا سرشو گرم میکردم، تا رسید به ۳بار در روز صبح ها و عصر ها و شب قبل خواب،. و نصفه شب هم که شیر شبو میخورد، بعد شیر صبحشو قطع کردم تا بیدار میشد سریع میاوردمش بیرون سرگرمش میکردم و خوراکی میدادم شیر یادش بره، ۴ ، ۵ روزی اینجوری بود بعد شیر بعد از ظهرشو قطع کردم، ( ظهرا اکثرا چون میبردمش بیرون تو کالسکه از خستگی خوابش میبرد) بعدم هم شیر قبل خوابشو، بعد هرکدوم که قطع میکردم ۳، ۴ روزی طول میکشید بعد وعده بعد قطع میشد، در آخر برا قطع شیر شب پسرم خودش دیگه ۱ بار بیدار میشد، اتفاقی ۱ روز از سینه چپم شیر نخورد و خوابید فرداش دیدم سینه م پر نشده دیگه ۳ روز از سینه چپم نصف شب شیر ندادم دیدم درد ندارم و اینا سینه راستم دیگه ۲ روزه الان بهش ندادم اونم درد ندارم و پر نشده، بچه هم فقط شب اولش یذره اذیت شد بیدار شد ، فرداش دیگه میبردم سر یخچال بهش آب میدادم میخوابید بعدش

در تمام این مدت هم البته از اول بهش گفتم نیکان تو دیگه پسر بزرگی شدی کم کم دیگه کوچولو کوچولو باید میمی نخوری، بعد میگفتم مامان که میمی نمیخوره، بابا که میمی نخوره، دادا که میمی نمیخوره، خاله که میمی نمیخوره همه افراد فامیلو عروسکاشو اسم میبردم اینم خودش خیلی تاثیر داشت تا کنار اومد الانم دیگه تا یادش میاد میگم نیکان که میمی نمیخوره میره دیگه
خلاصه این بود از تجربه ی من امیدوارم به دردتون بخوره
مامان امیر رضا مامان امیر رضا ۲ سالگی
میدونم زیاده ولی مبارزه شاید برا تویی که میخای وابستگی شیرتو از بچت بگیری و بخونی 😊😊😊😊
مامانا طبق چند تا تاپیک قبلی که گفتم میخام وعده ای کنم شیر خوردن بچمو حالا بعد از چهار روز میام براتون تجربه مو میگم حالا شاید یه سری ها بگن چرا اینکارو کردی و اینا ولی من کردم دیگه خداروشکر تا الآنم جواب گرفتم گوش شیطون کر
خب حالا بگم ....
من روز اول گفتم بهش چسب زدم سینمو از اونجایی که فقط با یکیش شیر میخورد همین یه دونه رو چسب زدم
روز اول :صبح که خواب بود شیرش دادم توخواب دیگه بیدار شد صبحونه دادمش تا ناهار کلی باهام کلنجار رفتم بماند که صبحونه به زور میخوره کلا ولی من میدم بهش حالا هر چندتا لقمه بخاد بخوره هیچی هی مدام میومد لباسمو میداد پایین که شیر میخام و اینا منم بهش گفتم ممه مریض شده یخ دفه بغض کرد و منم باهاش گریه م گرفت ولی چاره نبود باید از پسش برمیومدم همینجوری رو پاک با چشم گریون خوابش برد بچم 🥲🥲ناهار که خورد یواشکی چسب رو برداشتم بهش گفتم ممه خوب شد یه ذوقی کرد و خندید که دلم ریشه می‌رفت براش دیگه دوباره یواشکی چسب زدم گرفت بدون ممه خوابید دیگه ندادم بهش و همیجور این روند گیر دادن و چسبیدن بهم ادامه داشت حتی تو ماشین میگفتم مامان ممه مریضه بیخیال میشد تا شام که بهش دادم موقع خوابش که شد شیر رو بهش میدادم و حتی تو شب
الان همین کارو تا امروز که چهار مین روزه انجام دادم و فقط سر وعده هایش گریه می‌کنه چون نمیخام فعلا ازش شیرو بگیرم گفتم بزار وابستگیش گم بشه که خدارو شکر کم شد و همین الآنم بدون شیر رو پام خوابید 😊 به نظرم روش خوبیه و اینم بگم تا خودم نگم مامان ممه میخای ممه خوب شد مریضیش نمیاد سمتم مگه گشنه باشه واقعا که اگه ببینه چسب زدم دیگه نمیاد 😊😊😊