۵ پاسخ

من شیر خودمو دادم الان مدالارو بیارین بندازین گردنم😆

چاره چیه من خودم اصلا شیر نداشتم همیشه غصه اش میخورم

میفهممت🫂

دقیقا منم همین حسو تجربه کردم،قبول کردنش خیلیی سخته هنوزم وقتی دارع شیر میخوره دلم میخواست شیر خودمو میخورد

واقعا میفهممت اما چاره چیه تنشون سلامت

سوال های مرتبط

مامان 🥰السا🥰 مامان 🥰السا🥰 ۱۳ ماهگی
از همان لحظه‌ای که صدای نفس‌های کوچک را شنیدم، قلبم دیگر برای خودم نبود.
با هر لبخندت، جان تازه میگیرم و با هر اشکت، دلم می‌میرد.
دخترم، تو دلیل آرامش منی، نوری هستی که در تاریکی زندگی‌ام می‌درخشی.
هر روز که بزرگ‌تر می‌شوی، میفهمم عشق واقعی یعنی چه؛ عشقی که نه کم می‌شود، نه شرط دارد، فقط بیشتر و بیشتر می‌شود.
خدا تو را به من سپرد تا دوباره معنای مادر بودن را بفهمم…
و من با تمام وجودم عاشقانه در کنارت نفس می‌کشم ❤️
مادر بودن هرچقدر هم سخت باشه،خسته باشی،بیخواب باشی،کارهای خونه بمونه،غذا نداشته باشی ،خودتت بهم ریخته باشی،حتی یه بچه بزرگ مدرسه‌ای هم داشته باشی که به اونم برسی😅😅،،،خالصه خیلی چیزای دیگه ولی درکنار اینا این عشق مادرانه هس که آدمو سرپا نگه میداره که هر روز از اول همه کارهارو انجام بدی میدونم روزی می‌خوام حسرت این روزها رو بخورم بگم کاش دوباره برگردم به اون روزا🥲🥲🥲 از خدا می‌خوام این حس دست نیافتنی رو به به همه چشم انتظارا هم نصیب کنه 🤲🏼🤲🏼🥰🥰🥰🥰
(و اینم بگم دخملی هر چی مامان تیشرت کارتونی میپوشه میگه بیار جلو تا باهاش بازی کنم خالصه جونم براتون بگه شدم اسباب بازی چراغ خونه 😂😂)
مامان mehrsam🩵 مامان mehrsam🩵 ۷ ماهگی
**جانِ مادر، سه‌ ماهگیت پر از عشق!**
نفسِ من، نورِ چشمم، مهرسامِ قشنگم! امروز سه ماه از اولین نفس‌هایِ تو در آغوشِ من می‌گذره، سه ماه از روزی که عشق، معنایِ تازه‌ای پیدا کرد و قلبِ من خونه‌یِ امنِ تو شد.
تواین سه ماه، هر لحظه با تو، قصه‌ای از عشق را مرور کردم. با هر لبخندِ شیرینت، دنیا در نگاهم رنگِ دیگه ای گرفت و با هر بار غان و غونِ کودکانه، ترانه‌یِ عاشقانه‌یِ زندگی رو سر دادی. تو اومدی و پنجره‌یِ قلبم رو به سویِ دنیایی از مهر و صفا گشودی.
چطور می‌تونم وصف کنم اون حسِ نابِ مادری روکه با هر بار لمسِ دست‌هایِ کوچیکت، با هر نگاهِ معصومانه و پر از پرسشِ تو، در وجودم شعله‌ور می‌شه؟! کاش می‌تونستم وصف کنم تو نه تنها فرزندِ منی، بلکه تمامِ عشقِ منی، دلیلِ بودنِ منی، و زیباترین تجلیِ عشقِ الهی توزندگیمی..
هر روز، بعلت میکنم رو به روی آینه می ایستم و خدا رو هزاران بار شکر می‌کنم برایِ این هدیه‌یِ بی‌نظیر. شکر برایِ این لبخندهایی که خستگی را از تنم میشوره می‌بره شکر برایِ این آغوشی که پناهگاهِ امنِ منه، شکر برایِ این عشقِ بی‌پایانی که تو به زندگی‌ام آوردی
مهرسامِ عزیزم، عشقِ مادر! در پناهِ همین عشقِ بی‌کران، روزهات سرشار از شادی، سلامتی و لبخند ...بدون که در قلبِ من، همیشه جایی امن خواهی داشت، جایی که فقط با عشقِ مادرانه پر می‌شه...
من و بابا دوستت داریم، تا بی‌نهایت! ❤️
**"خدایا! سپاسگزارم برایِ این فرشته‌یِ کوچیک، این تجلیِ عشقِ ناب. شکر برایِ نفس‌هایی که با وجودِ اون می‌کشم، و شکر برایِ قلبی که خونه‌یِ عشقِ اونه"**


#سه ماهگی
#کودک
#ماهگرد
مامان آرون مامان آرون ۱۴ ماهگی
همه فکر میکنن مادرایی که شیر خشک به بچه میدن همش قضاوت میشن
اما من یه مادرم که شیر خودمو میدم به بچم
هفته های اول نوک سینم زخم شدش با درد به بچه هرجوری بود شیر دادم
الانم پسرم هر دو‌ساعت از خواب بیدار میشه شیرش میدم چون شیر مادر سریعتر حضم میشه و‌بچه گشنش میشه
وسط شیر دادن یهو احساس تشنگی شدید می‌کنم بعضی وقتا هم ضعف می‌کنم ولی با همه اینا بازم دوست دارم شیر خودمو به بچه بدم وزن پسرمم خوبه ‌‌دکتر و بهداشت هروقت رفتم گفتن خوبه و نیاز به کمکی نداره
ولی با همه اینا گاهی اطرافیانم یه حرفایی میزنن که دلم میشکنه واقعا
بچم دهنش باز میشه میگن گشنشه در حالی که من بچم رو میشناسم اگه خیلی زود به زود بهش شیر بدم بالا میاره
یا مثلا مادر شوهرم به شوهرم میگف شیرش بچه رو سیر نمیکنه واسه همین بچه گریه میکنه 🥲واقعا دلم شکست که من دارم با این همه سختی به بچم شیر میدم ولی اینا همیشه تا بچه گریه میکنه سریع میگن گشنشه در حالی که بچه کولیک داره شبا از یه ساعتی به بعد گریه هاش شروع میشه ربطی به گشنگی نداره اما فقط میخوان به من مادر حس ناکافی بودن بدن