۱۳ پاسخ

فداتشم،عزیزم🖤🥀

من دخترم کلا پدرمو ندید ولی عکسشونشون میدادم ومیگفتم باباجونت. بابابزرگته. سلام کن. قشنگ ازبچگی اول صبح که بیدارمیشه سلام میکنه

آخ ک منم دلم کبابه برا داداشم ک همش ۲۲ سالش بود فوت کرد خیلی دلتنگش شدم 😭💔

روحش شاد
هیچ اشکالی نداره که همون یکم خاطره رویادآوری کنی منم دوقلوهام کوچولو بودن بابام فوت شد،چه دردسختی بودبا وتابچه ی کوچیک همش بایدتوی مراسم خاکسپاری بابام میبودم،ازبس حالم بدبودکه بیمارستان میبردنم چون ازحال میرفتم غم بزرگی بود واسم هیچوقت فراموش نمیشه خیلی بچه هامو،دوست داشت اون موقع،پنج ماهه بودن دوقلوهام همیشه کمک حالم بود،بابای مهربونم،خیلی وابسته ی بابام بودم ولی همیشه با،بچه هادرموردش حرف میزدم ومیبردمشون سرمزارش الآنم که بزرگ شدن وپسرکم،اومده باهم میریم سرمزار،میخوام همیشه خاطره خوب بجا،بمونه بعدمنم حتمابرن دیدنش،چقدحیف که نداریمشون،چقدحیف که نیستن وبابچه هامون،بازی کنن،همیشه می‌گفت آرزومه دخترات،بیان بدوبدو،درخونه ی منوبزنن،ومن دروبازکنم ودوتایی،بپرن،توی بغلم 😭
کاش اونایی،که دارن قدربدونن،وازوجودشون،لذت ببرن🖤🥀

واقعا منم حسودیم میشه به اونایی که با نوه هاشون بازی میکنن پدرم که من بچه بودم فوت کرد نزدیک 10ساله پدرشوهرمم پسرم 8ماه بود فوت کرد کم و پیش پدرشوهرم یادش هست هر وقت بریم سرخاکش میگه آبابا

عزیزممم‌ پیامت باعث شد بعد چندماهه حتماااااا برم پیش پدر و مادرم پدرمم مریضه شوهرم زیاد نمیبرتمون اونجا دخترم تاحالا دوبار دیدن خیلی ناراحتمم خیلیییی

روح پدرتون شاد،من 3سالە پدر عزیزمو از دست دادم،همیشە با وجود مریضیش با دختر بزرگم بازی میکرد و خیلی دوسش داشت،دختر کوچیکم از وجود پدربزرگ محرومه،چون پدرشوهرمم خیلی سال پیش فوت کردن،دختر بزرگم میگه خواهرم گناه داره هیچ خاطره ای از پدربزرگ نداره 🥺میگە مامان احساس میکنم پدربزرگ از بهشت خواهرمو برام فرستادە😭

خدا رحمتشون کنه

منم برادرم از دست دادم
گاهی مامانم عکسش توی اتاقش نشون میده میگه دایی تا بشناستش
ولی خودم فعلا حرفی نمیزنم دوست دارم وقتی بزرگترشد راجع بهش حرف بزنیم

روحشون شاد انشاالله قرین رحمت باشن ❤️‍🩹

خدا رحمتش کنه

اولا اینکه خدا پدرتونو رحمت کنه و به شما صبر بده
منم خیلی دوست دارم که بچم وقتی بزرگ شد برای یسری ادمایی که پیشمون نیستن ارزش قائل بشه

روحش شاد

سوال های مرتبط

مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
سلام یه سری مامانا خیلی شکایت دارن از اینکه بچشون نق میزنه اول بگم طبق تجربه خودم میگم این یه چیز طبیعیه تو این سن .خودتون رو بزارید جای این بچه ها نمی‌تونید حرف بزنید و نیازتون رو بگید تنها کار همین جیغ و گریه و گاز گرفتن رو بلدید بهتون بی توجهی میشه مادر و پدر عصبانین بچه تنهاست دوست داره یکی باهاش بازی کنه بچه متوجه حال شماها نیست نمیدونه گرونی و دعواهای شماها چیه فکر می‌کنید بچه باید همه چیز رو الان بفهمه چون بشین و پاشو و نکن رو فهمیده پس باید همه چیز رو بفهمه نه بچه داره کشف میکنه داره یاد میگیره .تا همه چیز رو بدونه چجوریه و بتونه حرف بزنه و همه کاری یاد بگیره باید صبور باشید بتونید کمکش کنید .اینکه شما حالتون بده با شوهرتون یه چیز جداست .اینکه بچتون اصلا بلد نیست بازی کنه یاد بگیرید از الان چون باید کم کم شروع کنید مستقل بازی کردن رو .الان خیلی هاتون جای خواب رو عوض کردید ولی الان مهم مستقل بازی کردنه و اینم بگم بچه ها الان ترس جدایی دارن مهراب که قبلا گریه نمی‌کرد برای دوری از من الان یه وقتایی در طول روز اینطور میکنه ولی نباید داد بزنید باید کنارش باشید باشه مامان نمیرم ببین من کنارتم من هیچوقت تنهات نمیزارم با هم بازی می‌کنیم بیا با هم بریم این رو بخوریم خب یکم آروم تر شده حالا میتونی کم کم ازش دور بشید و برید دستشویی یا هرجایی و اینکه ثبات رفتاری داشته باشید اگه الان دستش گوشی دادی یکدفعه نیا بگو فقط تو موقع غذا خوردن یا ساکت کردنت میدم دستت و این میشه باج خواهی
من یه موقع سر غذا دادن مهراب حتما گوشی بدم دستش بعد کم کم ازش دورش کردم با چیزهای دیگه و با رقصیدن و هزار تا جنگولک بازی عادتش دادم یا قاشق میدم دستش یه قاشق اون به من غذا میده یه قاشق من به اون میدم
مامان 👶🏻آراد🫀 مامان 👶🏻آراد🫀 ۲ سالگی