۶ پاسخ

من صبر کردم حالا تو این سن من بچه دار شدن مشکلات خودش رو داره
بنظرم خیلی کار سختیه بدون چند تا کمک
کولیک و ریفلاکس و بی خوابی و بی قراری شبها و گریه هایی که نمی‌دونم واسه چیه از ۷ و ۸ شب شروع میشه
ولی ظاهراً تا ماه سوم اینطوریه
من کلا شبها بیدارم
شیر میخوره آروغ تعویض یکم عمودی بمونه تا بالا نیاره ماساژ شکم و ... بعد میشه ساعت شیر بعدی

لذت ببر از وجودش

سن بالا تر سخت تره. هرچی سن کمتر بهتر . وقتی تو این سن نمیکشیم چجوری تو سن بالاتر میخوایم تحمل کنیم. منم ۲۸ سالمه الان تو همین چرخه خسته کننده هستم خیلی سخته ولی بلاخره یه روزی تو یه سنی باید این روزا رو بگذرونیم دیگه . مگر اینکه تصمیم یکی این باشه کلا بچه دار نشه

بنظرم من بچه داری خیلی بهتراز دوران حاملگیه
درسته سخته
ولی باید یکم صبر پاشته باشی و با صبرو حوصله باشی

منم استرس همین جریانو دارم.میگم الان که باردارم وضعم اینه وکلا از زندگی افتادم بعد به دنیا اومدنش میخام چیکارکنم

همش هورمونه دیگه نابرده رنج گنج میسر نمیشود جانه دل میگذره شیر خشک کمکی بده یکم ولت کنه

سوال های مرتبط