۴ پاسخ

ای خدا جونم
خدا حفظش کنه
الانش که کلاهو پستونکه معلوم نیس خیلی 😂😍

خیلی نازتر شده ماشاالله🥹🥹🥹🥹

عزیزم🥲

خداحفظش کنه نی نی منم تولدش ۳۱ اردیبهشت هست

سوال های مرتبط

مامان یزدان 🫀 مامان یزدان 🫀 ۱۵ ماهگی
قلب مامان🫀
.
دور سرت بگردم من همه ی زندگیم خیلی دوست دارم مامانی ❤️
اصلا نمیدونم قبل تو چه جوری داشتم زندگی میکردم
از وقتی اومدی به زندگیمون نور دادی امید دادی انگیزه دادی ...
قلبو جونم 🥹🥹
خدا تورو برام نگه داره ،همیشه حافظت باشه عزیزه ماااادر 🤱

🔟روز دیگه یک ساله میشی اصلا واصلا باورم نمیشه مثل برقوباد گذشت این یک سال ..‌.
هر روز داری بزرگو بزرگتر میشی دیگه تو بغلم جا نمیشی 😭 دیگه به راه بیوفتی کمتر دلت میخواد تو بغل مامان باشی ....
واااای خدا اشکم در اومد چیه این حس مادری چرا انقد قشنگهههه خدایا قربونت برم که منو لایق مادرشدن دونستی یه فرشته بهم دادی خدایاااااا هر لحظه شکرت کنم بازم کمه قول میدم قدر نعمتی که بهم دادیووووو خیلی بدونم رو تخم چشام بزارمش همیشه تا ابد🫀🥹
.
.
الان که اینارو دارم مینویسم کنار پسرم دراز کشیدم اون تو خواب نازه و داره لبخند میزنه ومن از ذوق زیاد اشک میریزم 🥹 انشالله که بتونم برات مادر لایقی باشم ..‌.
یه مامان پایه ،همراه ، و دوست
تو قلبی هستی که بیرون سینم میتپه مامانی 😭🫀خیلی احساساتی شدم الان دلم‌میخواد بشینم گریه کنم ببخشید که طولانی شد
.
.
فرزند پروی شیرخشک نوزاد پوشک گهواره زایمان طبیعی واکسن ۱۲ماهگی کولیک رفلاکس
سحرا سحرا قصد بارداری
تب نیکا
سال پیش این موقعه نیکا رو باردار بودم ۸ ماهه و رو تخت زایمان بخاطر باز شدن دهانه رحمم و همش گریه که نکنه بلایی سرش بیاد🥲🥺
من ناباروری داشتم چهارسال و هرچی دکتر میرفتم میگفتن ..نه..
خلاصه چند ماه بود که دکتر رو ول کرده بودم که دیدم از وقتم ۱۰ روز گذشته هیچ علائمی نداشتم گفتم بازم مثل قبله تا اینکه شد ۱۵ روز دوستم اومد خونمون یه بیبی همراش بود گفت برو بزن من دلم روشه میدونم بچس خلاصه با هزار دل شکسته همه خانواده شوهرم شوهرم دوستم همه منتظر من بودن منم تو سرویس درحال گریه که نکنه دوباره نا امید بشم وقتیبیبی زدم به بیبی پشت کردم برم بیرون که انگار یکی گفت نگاش کن بعد برو برگشتنم همانا دیدین دوتا خط همانا شکه شده بودم که همون لحظه دوستم اومد تو دید بیبی رو شروع کرد به گریه و جیغ از خوشحالی شوهرم نمیدونست چیکار کنه تا وقت سونو خودمم باورم نمیشد وقتی داخل اتاق سونو بودم از استرس داشتم جون میکندم وقتی صدای قلبش رو شنیدم یه لحظه همه دنیا ثابت شد و همه استرسم از بین رفت تو اون لحظه اون صدای بوم بوم باورم نمیشد که این صدای قلب بچه منه صدایی که چند سال منتظرش بودم انتظار خیلی سخته خیلی..🥲😭🥹
ولی الان میبینم که تو بغلمه راه میره میخنده بازی میکنه یاد گرفته بهم بگه ماما همشون منو از دلتنگی اون روزا بی خبر میکنه انگار نه انگار که اون روزا بوده و فردا دخترکم وارده ماهه یازدهم میشه و منی که دیشب به این فکر میکردم چجوری گذشت چجوری رد شد چقد زود و حسی دارم که حد نداره حسی که با اومدن جوجم به زندگیم زندگیمو کامل کرد دخترم تو منو پدرتو و حتی زندگیمون رو کامل کردی 😍🥹
دوستت دارم عروسک زیبای من 😍😘





کولیک حساسیت پروتئین گاوی رفلاکس حساسیت زایمان