خانما چون گفتین بگم میگم و اینکه درس عبرتی هم بشه واسه خودتو و دورو وریاتون بچه ای که گفتم دیروز فوت کرده مثل اینکه شب قبلش پارک بودن یا شهر بازی دقیق نمیدونم بچه رو این چرخ و فلکایی که گرد هستش چند نفر میشینینن یکی دورشون میده رو اونا بوده کی دورش میداده نمیدونم بچه اونجا میترسه حالش بد میشه بالا میاره شوک بهش کارد شده بوده یکم راش میبرن و سرشو گرم میکنن اخر شبم که ساندویج میخورن حالا اون هیچی ولی علت فوت بچه ایست قلبی یوده بچه از ترس قلبش وایساده یا بچه هاتون هیجوقت بازیای خطرناک نکنین هر جایی ترسیدن حسابی بغلشون بگیرین نزارینم کسی بچتونو چه تو بازی چه با گوشی و فیلم بترسونتشون یه آدم احمق چند سال پیش به پسر خواهرش وهرم واسه اینکه هی گوشی گوشی نکنه فیلم ترسناک خیلی بد نشون میده بچه تا چند وقت حالش خراب بود از همون زمانم که الان شده ۱۴ سالشه زبونش یکسر میگیره و اصلا تحمل چیزی رو نداره که بخواد بترسه نه هیجانی نه هیچی خیلی مراقب باشین❤️

۹ پاسخ

موافقم
واقعن بچه ها نازوکن باید مواظبشان باشیم خیلی ناراحت شودم خداوند به
خانوادش صبر بده 🤲🤲🥺

آره پسر خواهر من رفته بود خونه‌ی عموش زن عموش بهش سیلی زده بود در رو قفل کرده بود گفته بود چون شلوغی می‌کنی اینجا زندونی ت میکن جن بخوردت بچه چهارراه خودش رو خیس کرده بود وکلا زبونش بسته بود فقط یه جار ونگاه میکرد بههزار بدبختی الا 6سالشه بادکترو گفتار درمانی کم‌کم داره حرف مییزنه

برادر شوهر من چند بار پسرمو بدجوری ترسونده هی بهش میگم حالیش نمیشه .آخرین بارم داد زدم سزش ولی نمیفهمه

ای خدا 😭❤️‍🩹

یاخدااا
خدا به پدر و مادرش صبر بده ،اعصابم خورد شد

قلبم آتیش گرفت براش😭

الهی عزیزم 😔 خداوند متعال ب خانواده ش صبر بده

چند سالش بود که از چرخ فلک ترسیده؟

مرسی که گفتی درسته طفلی بچه
منم از ارتفاع کلا میترسم و موش فوبیا دارم ازشون تو همین سن هم خیلی مهمه ترس و کنترلش
حتی بعضی ازپدر مادر ها بچه رو به قدری دعوا میکنند بچه از ترس دیش میکنه به خودش الهی به حق پروردگار خدا خودش مراقب بچه ها باشه دلم سوخت برا طفلی که میگی

سوال های مرتبط

مامان عـمــاد کوچولو مامان عـمــاد کوچولو ۲ سالگی
خانوما تروخدا، تروخدا،التماستون میکنم، خواهش میکنم ازتون، به بچه هاتون گوشی ندید،واسه اینکه غذا بخورن سرشونو با گوشی گرم نکنید، واسه اینکه خودتونو راحت کنید دست بچه هاتون گوشی ندید،دیروز عمادو بردم پارک یه خانومه ک همسایمونم بود بچشو اورده بود بچه تا برسه تو پارک گوشی دستش بود،همین ک بچه هارو دید مامانش ازش گرفت،بچهه اومد کامیون عمادو ازش گرفت مامانش دعواش کرد گفتم اشکال نداره بزار بازی کنه،بچهه عصبی بود همش جیغ میکشید، گفتم بچه ها تنهان همش تو خونن عصبی میشن،ماهم ک براشون وقت نمیزاریم، گفت اره اتفاقا منم واسه اینکه حوصلش سر میرفت بهش گوشی میدادم،از ۶ ماهگی گذاشتمش جلو تلوزیون، الان ۴ سالشه یه کلمم حرف نمیزنه فقط جیغ میکشه،دو ساله دارم میبرمش گفتار درمانی کلاسای مختلف اصلا پیشرفت نکرده دکتر گفته مغز بچه کوچیک شده قدرت یادگیریش بشدت ضعیفه،مغزش خشک شده،بعد دیدم بچه خوابیده کف زمین داره با کامیون عماد بازی میکنه،نه رو رفتارش کنترل داشت نه رو کاراش،گفت وقتیم ک بهش گوشی نمیدیم خودشو میزنه ب درو دیوار،انقدر جیغ میکشه ک تا از حال میره.
ادامشو پایین میزارم👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
مامان فسقلی جون🧒💜 مامان فسقلی جون🧒💜 ۲ سالگی
تاپیک قبلم به نظرم نیاز به توضیحات بیشتری داره برای یه سری مامانها...
قطعا منم مثل شماها خوب و بد رو میدونم و به پسرم یاد دادم.
اکثرا بچه هاتون توی همین رنج سنی هستن، پس با قاعده ی لجبازی یا اینکه یه مورد رو خوب یاد بگیرن و یه مورد رو نخوان یاد بگیرن آشناییت دارین.
منم تو تاپیک قبلی گفتم، مواظب بچم بودم و این حرکتش غیرمنتظره بود و قطعا میدونم که کار پسرم خیلی بد بوده. واسه همین اول بچه ی اون خانومو بلند کردم و نازش کردم و بعد فقط از مامانش عذرخواعی کردم.
حتی اگه بچه اون خانومه بچمو هل میداد یا میزد هم اینقدر حرصی نمیشدم...
ولی اینکه یه مادر، که بچش شاید سه چهارماه با بچه من فرقش بود، اینجور با بچه من حرف بزنه و اون کلمه رو بگه و بعدم بخواد بزنتش،
قطعا بچه های خودتونم بود حرصی میشدین.
مطمئنا بچه هاتون بچه پیغمبر نیستن که تماااام کاراشون خوب باشه...
ده تا کار خوب دارن یه کار بد. واقعا واقعا اون یه کار بدِ بچه من همین هول دادنه اونم فقط بخاطر تصویر ذهنی که از بچه داداشم داره.
و تاکید میکنم فقط دوسالشه... بچه ۱۵ساله نیس😂

دوتا بچه باهم دعوا کنن خیلی فرقه تا اینکه یه ادم ۳۰ ساله با یه بچه دوساله بخواد دعوا کنه.
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
خب با وقتی که میزارید و می‌برید ممکنه خسته کننده باشه ولی حداقل خیالت راحته داری براش وقت میزاری که بعدا مشکل یبوست پیدا نکنه .چون وقتی از شما بترسه یا از جیش و پی پی بترسه و حس کنه شما اصلا نمیفهمید حال اون رو تو خودش نگه میداره .باید اون حس ترس رو از بچه بیرون کنی که خیالش راحت بشه چیز بدی نیست و هروقت خودتون میخواید برید دستشویی بگید من دارم میرم جیش کنم .اینکه یه سری ها میگن ما گذاشتیم بچه جیش کردن مارو ببینه یا پی پی کردن مارو ببینه من کار درستی نمیبینم چون بچه حس بد میگیره و جالب نیست من از اولش با این قضیه مخالف بودم چون مادرشوهرم هم میگفت بهم ولی من میگفتم نه اشتباه ترین کاره .اونوقت حس میکنه همیشه اجازه داره وقتی من میرم دستشویی اونم بیاد توی هرچیزی یه علامت ضربدر بزارید قرار نیست تو همه چیز بچه اجازه داشته باشه
خب حالا یک سری ها میگن تو لگن بشونی بازی کنی سرگرم بشه آب بازی کنه این کارها نباید همیشگی بشه این ها باید یه چیز موقت باشه برای بچه .بازی رنگ انگشتی بازی با توپ بازی با آب و انواع بازی های دیگه خیلی خوبه چون باعث میشه اون ترسی که از محیط دستشویی داره بریزه و فکر نکنه محیط ترسناکی هستش .البته بگم من یک هفته هست شروع کردم آموزش دادن به مهراب رو و اصلا زیاد بازی رو قاطی نکردم .تو لگن نشوندمش یه وقتا گذاشتم آب بازی هم بکنه نه زیاد چون نمیخوام عادت کنه به این چیزا و فقط بخاطر بازی بیاد و اصلا جوری بشه که دیگه داخل خونه نیاد و هر سری جیغ بزنه که نمیخواد تو خونه بیاد میخواد فقط اونجا باشه هرچیزی حد و اندازه داره

فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک
مامان فندق و گردو مامان فندق و گردو ۳ سالگی
خواهشا کسی نیاد اینجا نصیحت بنویسه راجع به چیزی که میخام بگم امشب پسرم رو برده بودیم پارک یه پارک تو یه منطقه ی بالا شهر همه بچه ها تو قیمت وسایل بازی خوشتیپ بودن و تمییز و مرتب پسر من افتاده بود دنبال بدتیپ ترین بچه ی دنیا والبته شلخته ترین و نچسب ترین که یعنی واقعا خواستنی نبود من اصلا به ایناش کار ندارم خیلی چرک بود و کفش نداشت جورابم نداشت فقط این یه دونه بچه تو پارک اینطوری بودپسر من ثانیه ای ولش نمی‌کرد مدام دنبالش میرفت هر کاری اون میکرد اینم میکرد با همون پاهای برهنه مثلا دویید رفت تو دشویی پارک که شوهرم بدو بدو رفت پسرم رو گرفت ما جفتمون خیلی مایه شدیم ولی من چیزی نگفتم بغلش کردیم رفتیم نگم چه اشکایی می‌ریخت واس اون بچه چون مطمئنم پارک نمیخاست اصلا بازی نکرد فقط چسبیده بود به اون رفتیم یه پارک دیگه که از دلش دراد مطمئنم باورتون نمیشه اینجا هم رفت نچسب ترین و نخواستنی ترین و کثیف ترین بچه رو انتخاب کرد ما شُکه شدیم شوهرم خیلی خیلی ناراحت شد گفت لابد بزرگم شه میخاد بره دنبال آدمای به درد نخور این بچه هایی که میگم دقیقا اونایی بودن که پدرومادراشون تو پارک ولشون کرده بودن واصلا نمیدونستن کجا هستن من بارها از پسرم وقتی میبرمش بیرون این حرکت رو دیدم ولی به شوهرم نگفتم ولی واقعا فکرم رو مشغول کرده چرا باید بره دنبال بچه های کثیف اونایی که کسی کاری باهاشون نداره شلخته هستن و......