۵ پاسخ

قاطع و مهربون
من انجامش دادم مثلا از خونه گفتم قرار نیست خرید کنیم و بار ها شد خودشو کشت تو مغازه یه خیابون که فلان چیز و میخام ولی اصلا اهمیت ندادم و نخریدم بعد اون بیرون میرفتیم میگفت نگاه میکنم دفعه بعد میخرمش منم میگفتم باش نگاه کن یا مثلا بهش میگفتم ما امروز قرار نیست خرید کنیم
ولی همینکه یه بار دلم میسوخت میخریدم یعنی دفعه بعدی دیوونم میکردفک میکرد بازم بگه میخرم

یه بارم عصبی شد یه چیزی پرت کرد سمت پدرش هر دومون دیگه بهش اهمیت ندادیم با اینکه دلمون خیلی میسوخت ولی اصلا توجه نکردیم میگفت برام ژله باز کنین اصلا اهمیت ندادیم همونجوری خوابیدم خودشم خوابید از اون به بعد دیگه هیچی رو پرت نکرد و دادم نزذ

بیشتر اوقاتم بقیه باعث میشن اگه کسی همرام باشه بدونه اونا میخرن اذیت میکنه

خواهر پسر من بیرون میریم شروع میکنه به لج‌و بهونه
مثلا میریم‌کلاس ورزش از خونه شاد شنگول حرف گوش کن
میرسیم اونجا همش لجبازی اصلا حرف گوش نمیده همش بهونه

از خونه باهاشون صحبت میکنم
ی بار هم با باباشون هماهنگ شدم گفتیم وقتی لج کنی اذیت کنی بهونه بیاری ب زور میاریمتون خونه و هیچ جا نمیبریمتون و واقعا همینکار کردیم با اینکه جیگرمون میسوخت براشون اما بزور آوردیم خونه و درس عبرت شد براشون
اما خب هیچ راه قطعی وجود نداره هنوزم ک هنوزه لج و بهونه دارن

سوال های مرتبط