من شنبه ساعت ۹ صبح بیمارستان مادر سزارین شدن با خانوم دکتر شکوفه حسینی. اول اینکه ازم پرسیدن بی حسی می خوای یا بیهوشی و از معایب و مزایای جفتش گفت و من چون می خواستم پسرم رو ببینم بی حسی رو انتخاب کردم. عالی بود، بدون درد اصلا آمپولش رو متوجه نشدم ولی چون خیلییییی گریه می کردم از استرس و هر کاری خانوم دکتر کرد آرومم کنه و گریه هام بند نمیومد به اصطلاح خودشون خوابوندنم و وسط عمل بهوشم آوردن و پسرم رو بهم نشون دادن و دوباره خوابیدم آخر عمل که داشتن تمیزم می کردن به هوش اومدم. واقعا از تکنیک جالبی برام استفاده کردن 😂 این قسمت عمل واقعا خانوم دکتر عالی بود، کلا دستام رو گرفته بود و منو تو آغوش گرفته بود که گریه نکنم و درد آمپول بی حسی رو متوجه نشم. مثل یه مامان بود برام اون لحظه توی اتاق عمل 🥺🥰پمپ درد گرفتم و الکی پول دادم، چون هر پرستاری اومد بالا سرم گفت چیه پمپ درد جالب نیست، مورفین و مخدره، الان تو و بچه جفتتون آزمایش اعتیادتون مثبت می شه اگه آزمایش بدین 😂 منم قطعش کردم و دیگه استفاده نکردم. خودشون ۲ تا ۲ تا شیاف دیکلوفناک برام می زاشتن. پا شدم قشنگ راه رفتم و اصلا اذیت نشدم. تنها درد بدی که داشتم 😫 ۵ بارررر منو ماساژ رحمی دادن چون دفع لخته داشتم. همینش دردناک بود. یه اسپرسو دبل خوردم با چندتا نسکافه و چایی پر رنگ و نبات اصلاااا سر درد و کمر درد نشدم. کلی هم از اول حرف زدم و سر تکون دادم تازه 😅 بیمارستان عالی، پزشکم به معنای واقعی فرشته و حمایتگر و تجربه خوب از سزارین.هزینه هم با اتاق خصوصی و پمپ درد و بدون هیچ بیمه ای شد ۷۵ میلیون. دستمزد پزشک هم جدا بود.ادر ضمن لباس سرهمی دادم و تن بچه کردن و اصلا کاری نداشتن به لباس نوزاد 😍

۳۰ پاسخ

عزیزم🥹 خیییلی خوشحالم که تجربه‌ی زایمان خوبی داشتی چقددد دکتر مهمه حتی بنظرم بیشتر از بیمارستان
منم فکنم اتاق عمل خیلی گریه کنم پروانه چون الان تجربه‌های زایمانتونو می‌خونم‌ کلی باهاش گریه میکنم😅🥲
پس یعنی بنظرت پمپ درد نگیرم؟ بدون پمپ اذیت نشدی؟

خداروشکر گلم🌺
من بین بیمارستان مادر و بنت الهدی موندم؟

خداروشکر که تجربه خوبی داشتی پروانه جون
برای منم دعا کن زایمان طبیعی با خانوم دکترم سه شنبه میرم نامه بیمارستان بگیرم🥹🥲

منو استرس گرفته دوسه نفر گفتن دکتر حسینی خودشون نمیان سر عملشون،میترسم برا منم نیان🥲من برام مهمه که دکترم خودش باشه سر عمل .
عزیزم بخیه رو خود خانوم دکتر زدن؟

پروانه جون خداروشکر که همچی خوب بوده،ایشالا قسمت همه‌امون✨🫂فقط اون قسمت شیااااف من روم نمیشه که🙈🤣

عزییزم چه عالی خوشحالم برات 🥰
اسم نی نی خان و چی گذاشتین

عزیزم شما فیلم برداری هم داشتی؟! اگ داشتی لطفا از اونم بگو چحوری بود

من با شما توو مطب دکتر حسینی هم صحبت شدم دوماه پیش، و الان که دیدمت خیلی برام جالب بود خوشحالم دیگه بچه ات به دنیا اومده و بغلش کردی و از دکترمون راضی هستی برای منم خیلی دعا کن تازه اول ماه هفتم و مشکلاتم زیاده خیلی هم از عمل میترسم خوشبحالت راحت شدی مبارکت باشه

خیلی هزینش خوب شده واسه من میشه ۱۵۰😞

پرستارا براتون شیاف میزاشتن،؟؟

خداروشکر عزیزمم 😘 🌸

چقدر عالی توضیح دادی عزیزم،ممنونم
و دقیقا منم گزینه های انتخابیم مثل شماست

کلا همه رو ما بعد کلمپ بند ناف سدیشن میدیم بخوابن اخرا بیدار میشن . اگ قبلش بدی بچه هم میرسه بعد یکم خواب الود اینا میشه چن روز ( چیز بدیم نیس زیاد ولی برای اینکه بچه ها شیر مادر بخورن و تو این مدت که حال ندارن بهشون شیر خشک نخورونن معمولا صبر میکنن بعد بستن بند ناف بچه که دید سدیشن میدن)

چون اون موقعا درد داری مثل موقع بیهوشی( کامل) اگه که به همه مخدر میدن اعتیاد اور نیست کلا هم بد نیس تو این مواقع

خداروشکر که اوکی بود همه چی.😍
من دیروز از دکتر پرسیدم بی حسی برام بهتره یا بیهشوی گفت هرکدوم خودت بخوای.۳روز قبلش برو بیمارستان مشاوره بیهوشی؟؟توام رفتی؟؟
پمپ درد هزینش چقدر بود؟؟
تزیین اتاق و فیلمبرداری هم داشتی؟،هزینه اونا چقدر بود؟

خدا رو شکر خوشحال شدم برات این مرحله رو همونجور که خودت دوست داشتی گذروندی😘

خداروشکر عزیزم که راحت 😌 بودی.
قدم نو رسیده مبارک ❣️

عزیزمم قدمش مبارک🩵

چه خوب که سردرد نشدی عزیزم. یعنی اینکه میگن ۸ ساعت نباید سرتو تکون بدی الکیه؟
منم میخواستم پمپ درد بگیرم ولی حالا که اینو گفتی نمیگیرم
هزینه ی سزارین منم بیمارستان بنت الهدی با اتاق خصوصی میشه ۶۰ تومن البته با بیمه تامین

طبیعیه من اشک بریزم؟!🥲🥲🥲

ایشالله همیشه حال جفتتون عالی باشه و عشق کنین❤️❤️❤️مرسی از توضیحات دقیقت واقعا

مرسی عزیزم از توضیحاتتون
برامون از سوند هم بگو من خیلی میترسم

چقدر خوب شده هزینه بیمارستانت ،اینجا سزارین اختیاری ۱۵۰🫠🫠🫠🫠

الهی شکرررر چقدر عالی مرسی بابت اینکه تجربه رو گفتی 😍 فقط یک سوال با بی حسی بیدارت کردن یا نه با بیهوشی؟؟؟؟

شکوفه حسینی برا زایمان طبیعی چند میگیره

عزیزم منم احتمالا برم بیمارستان مادر میگن به جز هزینه ابتدایی که بهت میگن خیلی الکی پول میگیرن درسته ؟؟ ب من قیمت دادن ۴۵ /۵۰ با بیمه سلامت

چه خبر 75ملیون مگه سزارین دومت نبود من سر هم یک ملیون 500شد چه خبره این گرون از شما گرفت

با هزینه دکتر همون ۱۰۰ دراومد نه ؟

خداراشکر که راضی بودی

الهي شكر عزيزم كه بسلامتي زايمان كردي🥰

ایده عکس ماه‌گرد
ایده عکس تولد
ایده عکس جشن دندونی
ایده عکس ختنه سورون
برای مامانای گل
شما هم عکس  ماه‌گرد کوچولوهاتونو‌  بفرستید تا برای مامانای دیگه ایده بشه🥰

لینک کانال برای عضویت
@qwer1no

سوال های مرتبط

مامان هدیه زهرا مامان هدیه زهرا ۱۱ ماهگی
#تجربه_سزارین
پارت دوم
تو اتاق عمل اول متخصص بیهوشی خیلی مهربون بهم مشورت داد که وقتی میترسم، بی حسی خوب نیس و باید بیهوش شم. چون وقتی وارد اتاق عمل شدم، خیلی ترس داشتم و اینو همه شون متوجه شدن . یکم باهام حرف زدن تا ارومم کنن. و تصمیم گرفتن که بخاطر ترسم، بیهوشم کنن. و اینکه از عوارض بی حسی بهم گفتن که بعداز اینکه بی حسی تموم میشه، سردرد های شدید دارن .
دستگاه تنفس بهم وصل کردن و همونجا دیگه تو یه لحظه بیهوش شدم.
بیدار که شدم، ساعت ۲ و نیم بود.
دیدم تو اتاق ریکاوری ام و پرستار بهم شیاف میزنه تا درد نداشته باشم.
آرامبخش و شیاف خیلی خوب بود . باعث شد وقتی که به هوش اومدم، اصلا دردی نداشته باشم. واقعا خوب بود . اصلا نیازی به پمپ درد نداشتم. همه کسانیکه با ما سزارین کرده بودن هم همینطور بودن، هیچکدوم پمپ درد نداشتن . و همه مون با شیاف و سرم و آمپول ، آروم بودیم و هیچ دردی نداشتیم‌ . و بخاطر اینکه بیهوش هم شده بودم، هیچ عوارضی نداشتم و حالم اوکی بود.
تو این زمینه ی بعد از عمل، بیمارستان و عواملش خیلی مهمه. من که واقعا رااضی بودم. رسیدگی شون عالی بود.
مامان پناه کوچولو مامان پناه کوچولو ۶ ماهگی
مامانا تجربه سزارین من
این دفعه اول نبود سزارین میشدم ولی دفعه اول بود از کمر بی حس می شدم دکتر بیهوشی اصلا قبول نکرد که کامل بیهوشم کنه . خیلی ماهر بود و اصلا متوجه آمپول بی حسی نشدم اما خیلی استرس اتاق عمل گرفته بودم این باعث شد خواب کنن وسط عمل بیدار شدم و باز خواب رفتم که ریکاوری بیدار شدم دکترم گفت عمل خوب بود و خواب بودی بچه تو ندیدی. ریکاوری ارز بسیار زیادی داشتم متوجه نشدم چقدر طول کشید که پمپ درد گرفتم و به بخش منتقل شدم و همچنان لرز داشتم . قبلاً در مورد بی حسی از کمر مطالعه داشتم و چیزی زیر سرم نبود و تکون ندادم و حرف نزدم خیلی کم در حد چند کلمه تا بعد هشت و نه ساعت سوند کشیدن که راه برم تا اینجا سر درد نشدم اما باید راه می رفتم که چالش اولین راه رفتن هم پشت سر گذاشتم و مجدد که گفتن فقط مایعات بخور غذای سفت نخور که یبوست نگیری که چالش بعدی یبوست بود که با چیزای کافئین دار شروع کردم و دمنوش خوردم و راه رفتم و کمپوت گلابی و انجیر خوردم و هم برای سر درد و هم برای یبوست باید مایعات زیاد بخوری که چالش یبوست با خاکشیر و انجیر و مایعات و شربت پشت سر گذاشتم . و اما چالش اصلی هنوز شروع نشده بود که روز بعد مرخص شدم که حالم از نظر بخیه و شکم و عملم خوب بود . همچنان باید راه می رفتم تا آمبولی نشم و دکترم کلی آمپول و قرص هم داد و مسکن که شروع کردم و همچنان حواسم به یبوست بود غذاهای سبک گفتن بخور مثل آب گوشت بدون حبوبات سوپ بدون حبوبات و رشته و آب ماهیچه و راه رفتن که دست و پام ورم کردن و باید راه می رفتم تا زودتر خوب بشم. روز مرخص شدن هم از نظر سر درد موردی نبود اما کم کم چالش اصلی سر درد شروع شد که وقتی می خوابیدم سرم پایین بود و همچنان کافئین و مسکن کافئین دار مصرف می کردم
مامان کوچولو مامان کوچولو ۱۳ ماهگی
تجربه زایمان ۴
بعد از اینکه نی نیم رو دیدم اصلا قابل توصیف نیست واقعا تمام درد ها ارزش رسیدن به اون لحظه رو داره ولی بعد از به دنیا اومدن دیگه نمی تونستم و ازشون می خواستم زودتر کار رو تموم کنند ولی متاسفانه بخاطر پارگی رحم مجبور شدن ببرنم اتاق عمل با زدن بی حسی از کمر کارشون رو انجام دادن دکترم می گفت اگه اونجا بخیه می‌زدیم خیلی درد می کشیدی
خدارو شکر من اصلا پشیمون نیستم و اگه برگردم عقب باز هم طبیعی زایمان می کنم
واقعا دکترم عاللللللی بود بدون آمپول فشار و بدون دادن استرس با دادن ورزش و حتی زدن مسکن باعث می شد درد الکی نکشم
قطعا زایمان پروسه سختیه ولی اینکه اون موقع کی کنارت باشه خیلی مهمه
یه تجربه دیگه ای که کسب کردم اینکه اصلا زایمان پیش متخصص خوب نیست چون اصلا برات زمان نمیزارن ولی دکتر من یه گروه بودن یه ماما همراه بود که مدام مراقبم بود بهم آبمیوه وخرما می داد فشارم نیوفته و قلب جنین مدام چک می کرد یکی دکتر خودم که ماماست معاینه می کرد و همه چیز دست اون بود و یه دکتر متخصص که فقط آخرش اومد بخیه زد
مامان ماهلین 😍👼 مامان ماهلین 😍👼 ۷ ماهگی
سلام مامانا منم ۱۴۰۴/۹/۱۶ زایمان سزارین شدم 👼
یکم بخوام از تجربه ام بگم از روز زایمان ساعت ۶ روز یکشنبه بستری شدم اول بردن اتاق اماده سازی برای عمل اونجا ان اس تی گرفتن سوند وصل کردن که یکم سخت بود اونجا یکی دوساعت تحت نظرشون بودم بعد بردنم اتاق عمل هر چی از پرسنل بیمارستان بگم واقعا کم‌گفتم بقدری مهربون و خوش اخلاق بودن باعث میشد اصلا استرس نگیرم دکترمم عالی بود من خودم بقدری استرس داشتم مدام فشارم بالا میرفت مرتب دکتر خودم و دکتر بیهوشی کنارم بودن امپول بی حسی اصلا درد نداشت هیچی ادم متوجه نمیشه فقط حس داغی کمر به پایین حس میکنی که اونم اصلا ترسناک نبود اونجوری که بعضی خانوما اینجا گفتن
ساعت ۱۱ ونیم بود که دخترم و گذاشتن تو بغلم از حس اون لحظه هر چی بگم‌کم گفتم چون واقعا قابل توصیف نیس حتی گفتنش خیلی حس قشنگی بود اونجا که بی حسی انجام شد من‌کاملا متوجه میشدم که دارن میبرن شکمو یا بچه رو میارن بیرون ولی واقعا ترسناک نبود چون اصلا حسی نداری فقط در حد کش اومدن شکم بود که وقتی ورزش میکنی داخل خود اتاق عمل از دکترم خواهش کردم که ماساژ شکمی رو انجام بده تا بی حسم که اوناهم چند بار انجام دادن بعد از اتاق عمل مستقیم بردن ریکاوری من ۳ ساعتو ریکاوری بودم به خاطر بالا بودن فشارم اونجا هم چند باری فشار شکمی برام انجام دادن درد داشت نمیگم درد نداشت ولی خب چون پمپ درد داشتم درد کنترل میشد حتما پمپ درد بگیرین چون وافعا حال ادمو خوب میکنه تا بیای بخش فقط اون پمپ درد جواب میده بعد که بیای بخش تازه بهت یه شیاف میزنن به نظر من هر چه قدر پولش باشه ارزش داره بعد که اومدم بخش تا ۸ ساعت اجازه ندادن نه رو بالش سرمو بزارم نه چیزی بخورم
مامان shahan💙 مامان shahan💙 ۹ ماهگی
مامان دیار مامان دیار ۱ ماهگی
تجربه سزارین پارت دوم
قبل انتقال به اتاق عمل داخل یک سالن نگهم داشتن و ازم راجع به اینکه پمپ درد میخوام یا نه و اینکه پروسه عمل چطوریه توضیح دادن
من پمپ درد گرفتم و راضی بودم از انتخابم با وجود اینکه یکم حساسیت نشون داد بدنم و حالت تهوع گرفتم
بعد از اینکه منتقل شدم به اتاق عمل دکترم باهام صحبت کرد و دلگرمی بهم داد و هم دکترم هم پرسنل اتاق عمل خیلی دلسوز بودن
امپول بی حسی رو برام زد که واقعا درد چندانی نداشت و آسون گذشت
بعد سریع دراز کشیدم و رفته رفته پاهام سنگین شدن
دستیار دکتر بهم اطمینان داد که تا کامل سر نشدم شروع نمیکنن
من اول عمل دچار حالت تهوع شدم و هی آوردم بالا
حسن عمل هم اصلا چیزی متوجه نشدم چون یه دفعه صدای پسرمو شنیدم
من انتظار داشتم موقع برش یا بخیه چیزی رو احساس کنم اما اصلا متوجه نشدم
بعدش پسرمو گذاشت کنار صورتم و من در همین حین باهاش حرف میزدم
بعد عمل منتقل شدم به ریکاوری که یکم گیج و منگ بودم
لرز گرفتم یکم که برام دارو زد به خاطرش و بعد دوباره دچار حالت تهوع شدم
توی ریکاوری ماساژ رحمی دادن که درد نداشتم و بعد پسرمو آورد و سینه گذاشت تو دهنش که شیر بخوره 🥹
تقریبا ۳ ساعت تو ریکاوری بودم که بیشترش به گیجی و منگی گذشت
در آخر پسرمو گذاشتن رو سینم و منتقل شدم به بخش
بعد عمل دردی شبیه درد پریودی داشتم
من خودم پریود های پر دردی دارم برای همین قابل تحمل بود برام
بیشترش هم مدیون پمپ درد و شیاف و مسکن هایی که برام میزدن بودم
اما در کل درد چندانی نداشتم
مامان اورهان 🐣🧿 مامان اورهان 🐣🧿 ۱۲ ماهگی
تجربه سزارین پارت دوم

بعدش اومدن بردنم سمت اتاق عمل جلو در خانوادمو دیدم و خداحافظی کردم 🥺 ( اون لحظه برای همتون دعا کردم واقعا ) داخل اتاق عمل خیلی سرده کل بدنم داشت میلرزید دکتر بیهوشی پرسید بی حسی میخوای یا بیهوشی ؟منم سپردم به خودشون اونام گفتن استرست بالاست بدنت داره میلرزه بهتره بیهوش بشی خلاصه بیهوشم کردن یهو با درد وحشتناکی از زیر سینم تا پایین پاهام بیدار شدم همچنان داخل ریکاوری تو خواب و بیداری بودم که دیدم بچه رو اوردم گذاشتن رو سینم وقتی مک زد انگار واقعا یکی از اعضای بدنمو دوباره چسبوندن بهم 🥺 شروع کردم به گریه کردن بعد بردنم بخش خیلی درد داشتم همش گریه میکردم چون بیهوش شده بودم یکم خوابیدم بیدار که شدم دردم خیلی کمتر شده بود ( پمپ درد داشتم ) پمپ درد خیلی خوبه حتما بگیرید من شیاف و فردای عمل گذاشتم . فردای عمل پمپم که تموم شده بود دردم بیشتر شد که شیاف دادن بهم
قبل از بلند شدنم دو تا شیاف بزارید بعد چند دقیقه بلند شید ( من بلند شدنی زیاد درد نداشتم فقط نمیتونستم صاف راه برم انگار کمرم قفل شده بود )
#سزارین
مامان آرنیکاوآراد🦄🦖 مامان آرنیکاوآراد🦄🦖 ۴ ماهگی
پارت دو تجربه سز
بهم انتخاب بین بیهوش و بی حس دادن و من نمیدونستم چیکار کنم.. خودشون توصیه به بی حسی کردن و قبول کردم.
اسونترین چیز تو کل اون مدت همون امپول بی حسی بود حتی از رگمم راحت تر زد و اندازه نیش پشه درد نداشت.
بی حس شدم و راحت شدم درد سوندم که دیوونم کرده بود تمام شد درد رگم تمام شد سنگینی شکمم تمام شد و فقط متوجه میشدم دارن شکمم برش میدن و تمام. صدای گریه آراد جان زیبا ترین معجزه اون روز بود. پمپ درد خواستم.
دکتر همچنان تو اتاق بود و رحم و لایه های زیرین رو دوخت ولی برای لایه های پوستی خودش نبود و کار دست تکنسین بود.
حالا منو بردن ریکاوری.. فشار رحمی چیزی یادم نمیاد اصلا ولی خیلی زود رفتم بخش و احتمالا بهم توی بی حسی دادن چون از تخت ها که جابحا میشدم کاملا بی حس بودم ولی خیلی ترسناک بود برام کاش یه فکری میکردن که نخان از تخت اتاق عمل تا بخش اصلا جابجا بشیم
بچه رو گذاشتن بغلم رفتیم بخش و کم کم دردام اومد... پمپ درد تا وقتی بود هیچی نفهمیدم اما همش خوابالود بودم... برا راه رفتن سرم گیج میرفت و ضعف داشتم.شب تا صبحم شیرم کم بود و پسرم مدام گریه میکرد.