اون اولین بارشه

برای من و تو قدم زدن زیر من بارون یا پریدن تو چاله ی آب تکراریه ولی اون اولین بارشه …
برای من و تو سالاد درست کردن تکراریه ولی اون اولین بارشه
هم زدن شربت
ریختن سوپ توی ظرف
سایه بازی کردن تو آفتاب
یا زدن دکمه های آسانسور …
خیلی براش جدیده ، پس دوست داره انجام بده و چون کار همیشه اش نیست با آهستگی و نقص انجامش میده ♥️

اونا (نور دیده هامونو میگم) الان نمیتونن هم قدم ما بشن
سال ها زمان می‌خواد
ولی ما می تونیم هم قدم شون بشیم رفیق
قرار نور امروز پذیرفتن این نکته است که اولین بارشه پس زمان می‌خواد !
قرارنور امروزمون تمرینِ آهستگیه
اینکه زمین به آسمون نمیرسه اگه در خونه ده دقیقه دیرتر باز بشه و اون کلید ده بار بچرخه توی در !
میفهمم سخته
من خودم یه مادرم ، یه مادرِ رو دور تند 😬🤚🏻
ولی بیا امروز با همه ی سختی این تمرینو انجام بدیم و آخر شب شیرینی حسِ رضایتش رو با تمام وجود مزه کنیم..

تصویر
۲۲ پاسخ

تلنگر خوبی بود❤️

عالی بود🥺😍

خیلی قشنگ بود 😍♥️
اشکم در اومد برا موقع هایی که از همین کاراش عصبانی میشم😭
زیاد از متنا بزار عزیزم😍

وای چقد احتیاج داشتم به حرفات

وایچه تلنگری🥺🥺

چه قشنگ بود .مرررسی❤️

خیلی خوب بود محبوبه جونم. 🫂❤️ امروز سعیمو میکنم بیشتر حواسم به آیه باشه.

چه مامان آگاه و فهمیده ای هستی

حرفاتون به دلم نشست
ممنونم

واي قربونش بشم خيلي عصبي شدم خدا بهم توان بده تا بتونم پسره شادي داشته باشم خودمم شاد باشم ولي نيدوني اون بيشتر مواقع چيزي و ميخواد كه نميشه نشده و ساعت ها گريه و فرياد هرچي كه بشه هم اهيش ميكنم ولي وقتي نميشه چه كنم

حرفاتون خيلي به دلم نشست
راست ميگي،اونا اولين بارشونه🥹

چه زیباااااا🥰🥰

خیلی دلنشین بود حرفت دوست عزیزم

❤️❤️👌👌👌👌👌

عزیزم درخواست قبول می‌کنی لطفاً

چه قشنگ گفتی ممنونم واقعا🥺

تو باید نویسنده میشدی اخه افرین ب قلمت
واقعیتارو گفتی

خیلی قشنگ بود🙏🏻🙏🏻

🥺💗

خیلی قشنگ بود 🥹💞🫶🏻

وای عالیییییی بود مرسی🥹

قربون همه بچه ها😍پاک ترینن….من همیشه سعی میکنم مامانه کافی باشم واسه دخترم اما شبا که میخوابه نگاش میکنم عراب وجدان میگیرم حس ناکافی بودن میکنم….

سوال های مرتبط

مامان جانا مامان جانا ۲ سالگی
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
ادامه پشت پرده لجبازی
لازمه این رو بدونیم بچه ها با هم متفاوت هستن
مثلا بچتون که دنیا اومد چرا نگفتن چه فرقی داره همه بچه ها مثل هم هستن
نه بچه ها خانواده ها و گروه خونیشون و همه چیزشون متفاوت بوده
پس روان اون بچه هم فرق داره
وقتی بچه شما با بچه تخت بغلی متفاوت بوده پس بچه تو مدرسه و بچه ها تو مهمونی همه با هم متفاوت هستن پس ما باید اون ویژگی هارو در روان کودک باید متوجه بشیم
مثلا اگر یک راه حلی در بچه دوست من مؤثر بوده قرار نیست در بچه من هم مؤثر باشه
دلایل رفتار بچه ها تو چهار قسمت می‌گنجه:
دلایل جسمی
ویژگی های روانی
دلایل محیطی
مسائل ارتباطی
یکی از چالش‌ بچه ها که برای دستشویی رفتن بیاید با این چهار دسته دلایل رو بررسی کنیم
تصور کنید یه بچه ۴ یا ۵ ساله هستید
اولین بار که پی پی رو دیدید ترسیدید و حس کردید یه چیزی از شما کنده شده بعد هم بخاطر یبوست درد شدیدی رو احساس کردید و دیگه همش می‌ترسید که اون درد بیاد سراغتون برای همین یه راه حلی برای خودتون پیدا کردید اینکه انقدر خودتون رو نگه می‌دارید که دیگه پی پی نیاد که اون درد رو تجربه نکنید
حالا شما برای خودتون راه حل پیدا کردید و دارید با این ترس سرو کله می‌زنید و اون طرف مادرتون هی میاد بالای سرتون
ااا پی پی داری ببین خودت رو نگه داشتی
الان مشکل پیدا میکنی ها
چرا اعصاب من رو خورد میکنی
و براتون سوال میشه نکنه مادرم میخواد من رو اذیت کنه
نمیفهمه من درد دارم و ازین میترسم اون نمیدونه شما به مسائل اون واقف نیستید و ببینید چقدر قضیه برای بچه ترسناک و دردناک میشه و این بچه میوفته تو چرخه لجبازی و بیشتر خودش رو نگه میداره
مامان نمکی ❤️ مامان نمکی ❤️ ۱ سالگی
«مامان قشنگم، خسته نباشی که تا اینجا با تمام توان ایستادی. 🌸
هیچ‌وقت اجازه نده صدای "احساس ناکافی بودن" توی گوشت بلند بشه. می‌دونی؟ اون‌وروجک کوچولو، با تمامِ دنیای ساده‌اش، تو رو ستونِ اصلیِ جهان خودش می‌دونه. اگه یه لحظه از کنارش بری، انگار خورشید از آسمون کنده شده و دنبالت میاد تا دوباره نور بگیره.
برای مادر خوب بودن، لازم نیست کپیِ کسی باشی یا دنبال الگوهای بی‌روح بگردی. تو فقط کافیه "خودت یا بهتره بگم نسخه بهتره خودت" باشی؛ همون مادری که با تمام نقص‌ها و تلاش‌هاش، بهترین نسخه از عشق رو به فرزندش نشون می‌ده. مادری یعنی رشد کردن، یعنی روی شخصیت خودت کار کنی تا وقتی اون کوچولو بزرگ شد، به تو افتخار کنه.
ببین، هیچ‌کدوم از ما کامل نیستیم. منم گاهی از کوره در میرم، عصبی میشم و بعد از اینکه آرام شدم، با کلی پشیمونی میرم سراغ خدا و میگم: «خدایا،ببخشید سعی میکنم تکرار نکنم ولی لحظه‌ای پرید!»... مادری واقعاً سخته، همین‌طوری که نیست، سکان‌دارِ بهشت نمی‌شیم! 😂
اما یادت باشه، تو تنها نیستی. هر بار که احساس خستگی کردی، دستت رو دراز کن و به سمت آسمون ببر؛ تو داری برای یه امانتِ عزیز تلاش می‌کنی. از امام زمان (عج) بخواه که دستِ مهربونش رو روی قلب تو و آرامش فرزندت بذاره. اون حواسش به تمام این شب‌بیداری‌ها و زحمت‌های تو هست.
با هم رشد کنید، با هم بهتر بشید و یادت باشه: تو برای اون کوچولو، تمامِ دنیا هستی. ✨»

دل‌نوشته‌یک‌مامان‌طلبه

خواب
پوشک
نوزاد
شیرخشک
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
ادامه پشت پرده لجبازی
یه وقتایی بچه ها یه نیازهایی دارن که ما اصلا ازشون آگاه نیستیم باید به اون نیاز توجه کنیم بجای اینکه بحث و جدل داشته باشیم
و مورد بعدی مادری که بچش تکالیفش رو انجام نمیده خسته شده و برای هر تکلیفی باید کلی بحث کنه و خیلی وقتا برای هر تکلیفی که انجام نداد نباید هی معلم خصوصی بگیریم،نصیحتش کنیم ،و بیشتر باهاش تمرین کنیم گاهی وقت ها بچه مشکل توجه و تمرکز داره و مشکل یادگیری دارن و ما اینارو خبر نداریم و هی بچه رو نصیحت میکنیم در صورتی که باید این بچه رو ببریم پیش متخصص
یادگیری این بچه مسئلش با شما هم نیست و با تمرین این اختلال مدیریت میشه و دست خودش نیست که بشینه اون تکلیف رو تموم کنه
ممکنه بچه یه مشکل یا اختلالی داره که ما از اون بی خبریم و فکر می‌کنیم این بچه داره باهامون لجبازی میکنه و گوش نمیکنه در صورتی که اصلا این طور نیست و شما هی دارید اصرار میکنید و اون بیشتر باهاتون مخالفت میکنه
و مورد بعدی مسواک زدن
که بچه با پدر و مادرش دعوا داره مثلا یه بچه ۴ ساله چیکار کنیم اون مسواک زدن براش جذاب بشه
مثلا تکنیک جان بخشی به اشیا رو استفاده کنیم و چقدر این تکنیک میتونه اینجا به ما کمک کنه که بچه باهامون همکاری کنه
مثلا خشک و جدی میگیم بیا مسواکت رو بزن
بچه با این زبون نمیتونه با ما همراه بشه باید یاد بگیریم متناسب با سن کودک و ویژگی هایش بهش کمک کنیم
یه زمانی با بازی یه زمانی با گفتگو
بستگی به درک کودک داره
حالا ببینید مادر و پدر هی بچه رو نصیحت میکنن و تاکید میکنن
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
ادامه پشت پرده لجبازی
تو گام اول همدلی رو توضیح دادیم
گام دوم حالا توضیح میدیم چرا اون چیزی که میخواد نمیشه
میدونم دوست داری مامانی بیشتر کتاب بخونیم ولی الان وقت خوابه فردا صبح باید پاشیم بریم مدرسه و مغزمون احتیاج به استراحت داره
گام سوم حالا میتونیم یه جایگزینی بدیم که اون جایگزین متفاوت باشه
مثلا اون کتاب رو دوست داری بخونم باشه میخونم فردا صبح میخونم یا فردا شب زودتر میایم تو رختخواب دوتا کتاب میخونم
در واقع میگید چیزی که میخواید میشه ولی الان نمیشه یا راهکار دیگه ای مثلا به جای کتاب دستت رو میگیرم نازت میکنم
یا مثلا بگید این راهکار ها مشکل من رو حل نمیکنه یه جاهایی جواب میده یه جاهایی نه
مثلا ممکنه برای خواب جواب نده چون یک سری چیزهای مهمتری بوده که ما ازش غافل بودیم
آیا بچه آفتاب گرفته؟یا بعدازظهر خسته شده؟اصلا سبک و روتین های ما جوری هست که بچه شب زود بخوابه؟
حالا وقتی روتین ها اشتباهه و بچه ای تا ۷ بعدازظهر خواب بوده انتظار داریم ۹ شب هم بخوابه که نمیشه
یا در طول روز ارتباط کمی با شما داشته حالا شب میخواد ظرف محبتش رو با شما پر کنه
مثلا بیشتر قصه بگید یا نوازشش کنید پس این راهکارها هم متفاوته
مثلا میتونه بیشتر ناز و نوازشش کنه یا لالایی که بچه بوده و دوست داشته رو براش بخونید
پس بدونید یه سری تکنیک ها برای همه و همیشه جواب نمیده
حالا ادامه راهکار های بلند مدت
ممکنه از اون لجبازی و بداخلاقی بیرون بیایم و به اون رابطه خوب برسیم حالا به دوتا موضوع می‌پردازیم
دشواری راهکار بلند مدت
ذهنیت درمانگر برای رسیدن به ذهنیت مطلوب
حالا ببینیم چطور به اون راهکار ها برسیم
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
ادامه پشت پرده لجبازی
چالش رایج بچه ها :
مثلا بچتون برای لباس خاصی مقاومت میکنه همش فکر می‌کنید این بچه میخواد شمارو اذیت کنه و میرید کاردرمانی و اون میگه بچه شما مشکل حسی داره و بخاطر این مشکل حسی هست که یه سری لباس ها رو نمیتونه بپوشه و خیلی وقت ها تو لباس پوشیدن با شما چالش درست میکنه و بچه شما نه لجبازی میکرده نت شمارو اذیت میکرده و اینجا داشته می‌گفته که من یک مسئله ای دارم من نمیتونم این رو بپوشم این من رو اذیت میکنه ولی ما نمیدونستیم تو دنیاش داره چی میگذره و حالا که میدونیم مسئله پیش حسی داره میریم پیش کار درمانگر و اون باهاش کار میکنه و منم یه سری لباس هاش رو کنار میزارم
مثلا ساق شلواری فعلا پاش نمیکنم چون بچم عصبی میشه و تو چرخه لجبازی نیوفته و خیلی وقتا وقتی اون بچه رو می‌شناسیم از ایجاد اون چالش پیشگیری میکنیم
پس ما اول باید دلایل لجبازی رو بدونیم
و چطور حالا باید حلش کنیم
و این رو بدونیم ما باید مادری باشیم که به اندازه کافی خوب باشیم و اون قدر که از دستمون بر میاد و من توی این مسیر دارم حرکت میکنم
چجوری شکاف بین ما و هدفمون پیش میاد ؟
وقتی ارتباط ما با کودک مختل میشه آدما دیگه خیلی خوب با هم همکاری نمیکنن
خیلی وقت ها چالش های جدی دارند اینکه چطور این ارتباط رو ترمیمش کنیم و برای ترمیم باید خودمون و طرف مقابل رو بشناسیم و این فرآیند دو طرفه هست
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
مثلا یه بچه ای می‌بینید توی جمع قشرق میکنه و مادر با بچه همدلی میکنه و بچه آروم میشه و یه بچه ای این راهکار روش جواب نمیده حتی ممکنه برای بچه خودتون الان یه کاری انجام بدید و جواب بگیرید فردا همون رو انجام بدید و جواب نده چون رفتار بچه شما ممکنه روز بعد دلیل دیگری داشته باشه
چون ما تنوعی از دلایل داریم پس تنوعی از راه حل ها هم داریم
حالا تو این تفاوت ها و اخلاق هاما دو تا راه کار داریم یه سری راه کارهایی که تو لحظه به ما کمک میکنه و موقعیت رو آروم تر و جمع و جورتر کنیم این راه کار ها کوتاه مدت
اما یه سری راه کارها تو بلند مدت موثر هستن کمک میکنن اون مسئله کاملا حل بشه مثلا اون بچه دیگه لجباز نشه(منم با این راهکارها تونستم خیلی رفتارهای پسرم رو حل کنم البته تو فرزند پروری توضیحات بیشتر هم داده شده )و اگر گاهی لجبازی میکنه من بتونم مدیریتش کنم
الان در مورد راهکار کوتاه مدت و گام هایش میگیم ۳ راهکار در این مواقع کمک می‌کند
۱.همدلی
۲.به کودک توضیح بدهیم چرا اون چیزی که میخواد مناسب نیست
۳.چه چیزی رو میتونیم به جای اون پیشنهاد بدیم
حالا این ۳ گام رو ببریم تو موقعیتی که بچه داره برای خواب مقاومت میکنه
حتما این براتون آشناست که شما خسته اید و بچه زود باید بیدار بشه فردا صبح و فرزندتون نمیخوابه و شروع کرده به اذیت کردن
اول همدلی میکنیم چطور همدلی کنیم؟
سطح کودک میشیم و میگیم میدونم دوست داری بیشتر بازی کنی میدونم دوست داری بیشتر برات قصه بخونم میفهمم دوست داری بیشتر بهمون خوش بگذره اینارو توضیح میدیم ما میخوایم کودکتون بفهمه شما کاملا درکش میکنید و حالش رو می‌فهمید و چی داره بهش خوش میگذره
همدلی باید حرف زدن و طرز رفتارمون متناسب با موقعیت باشه
مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
یکنفر امروز نرفت دانشگاه که بره تک و تنها پیاده روی کنه تو پاییز و یه نفس عمیق بکشه تا بتونه آخر هفته حسابی برای پسرکش اوقت و انرژی بذاره.
آشپزخونه هم نامرتبه. اتاق ایلیا هم حسابی ریخت و پاش هست. پس فردا هم مهمون دارم ولی به شدت به این رها کردن ذهن خودم در طبیعت نیاز داشتم.
کار خونه در نهایت انجام میشه. درسای عقب مونده دانشگاه پیش میره اونی که اگه بهش رسیدگی نکنم هرروز فرتوت تر و خسته تر میشه روح و ذهنمه پس باید به دادش میرسیدم.
این فرصت رو به خودتون بدید. بچه داری کار آسونی نیست. یه روز بیخیال کار خونه بشید و یک ساعت رو صرفا برای خوتون باشید حتی شده تایم شب که بچه ها میخوابن.
اون ساعت ذهنتونو رها کنید. گوشی رو هم بذارید کنار خوندن مطالب توی اینترنت و سوشال مدیا بیشتر خسته میکنه ذهنو.
یکساعت یا فقط چشماتونو ببیندید و موزیک یا قرآن یا پادکست گوش بدید یا کتاب بخونین یا برید بیرون از خونه حتی شده توی حیاط یکم قدم بزنین.
روان انسان خیلی زود خسته میشه. برای اینکه مادر شادی باشیم باید به داد روانمون اول از همه برسیم.
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
ادامه پشت پرده لجبازی
مثلا بچه دیگری رو نزنه و کاری نکنه به خودش و دیگری آسیب بزنه اما آروم آروم اون مهارت رو یادش میدیم یا میگید خیلی براش قصه گقتم یا گفتیم این بچه اون رو نمیزنه و باهاش دوست نمیشن چرا گوش نمیکنه
اول اینکه قصه گفتن و بازی کردن برای آموزش دادن اصول داره
خب میریم سراغ تجربه های کودک
مثلا میگید من دیروز و پریروز باهاش خوب بودم بیرون بردم خوش گذروندیم ولی دوباره همون کارهارو تکرار کرد
قرار نبوده با چند تا رفتار درست سریع اون مسئله حل بشه و یه سری مسائل در گذشته کودک در مغزش اثر گذاشته و شما متوجه اون ها نبودید و نیستید و یه سری عامل هایی باعث لجبازی اون شده باشه که میتونه چند روز چند ماه یا چند سال پیش اتفاق افتاده باشه مثلا خونه جابجا شده کودک آماده نبوده
خواهر و برادری به جمعتون اضافه شده
مهد و مدرسه رفتن
بیمارستان رفته
مادر و پدر دعواهای جدي داشتن
و سفری که برای بچه سخت بوده
مثلا یکباره میگیم چرا این بچه قشقرق میکنه لجبازی میکنه تمامی این ها اثر داره
حالا برای اینکه متوجه بشیم چی ذهن بچه رو مشغول کرده با بازی به روش cprt اینجا کمک میکنه
این بازی یه سری اصولی داره که باید یه سری اسباب بازی براش بخرید یا درست کنید براش روش خاصی باهاش بازی کنید که احساس امنیت کنه و همه جوره میپذیریمش که اونوقت اون چیزی که ناراحتش کرده رو به ما شون میده و با صبوری میتونیم کاری کنیم کودک از اون مرحله عبور کنه
مامان آقا علی اکبر 😄 مامان آقا علی اکبر 😄 ۲ سالگی
پیامی
برای
تو
که قصد داری...

برای تو، که ایستادی سرِ دو راهیِ …

اون چیزی که توی شکمته، فقط یه توده سلولی نیست؛
یه "جان"ه...
یه چیزی که داره کم‌کم شکل تو رو می‌گیره، تو رو مادر می‌کنه.
اون، اولین نفریه که صدای قلبت رو از درون شنیده. اولین کسی که قبل از اسمش، حسش کردی. قبل از اینکه دنیا ببینه‌ش، تو فهمیدی وجود داره.

می‌دونم که شاید هیچ‌کس کنار تو نیست. شاید مادر، خواهر، حتی پدر بچه همه بار رو روی دوشت گذاشتن.
می‌دونم... ولی یه چیز هست که فقط مال خودته:
صدای قلب اون بچه که الان، همین الان، داره توی بدنت می‌کوبه، حتی اگه هنوز نشنیدیش.

سقط، فقط پایانِ یه بارداری نیست. پایانِ یه بخشی از خودته.

یه بخشی که شاید سال‌ها بعد، بی‌هوا، نصفه شب، وقتی همه خوابن، بیاد توی فکرت و بگه: «اگه بودم چی؟»

هیچ‌کس نمی‌دونه تو چی کشیدی. هیچ‌کس حق نداره قضاوتت کنه.
ولی یه چیز رو بدون:
تو مادر شدی، حتی اگر کسی بهت نگه. حتی اگه کسی نباشه بچه رو بغل کنه، تو همین الان مادر شدی.
حتی اگه این چندمین فرزند تو هست، یه بچه‌ی تکراری نیست. این یه جان جدیده. یه نقطه‌ شروعِ تازه.

و اگه این بچه زنده بمونه، یه روزی شاید بشه همون کسی که بغلت می‌کنه و می‌گه: "ممنون که نگهم داشتی."

تو قرار نیست بی‌نقص باشی. فقط قراره مهربون باشی.

اگه فقط یه درصد احتمال می‌دی که یه زندگی پشت این دو‌راهی خوابیده، همون یه درصد کافیه.
چون زندگی همیشه از همون یه ذره شروع می‌شه...


@hejrat_kon

#سقط
#فریاد_بیصدا
#مادر