۲۹ پاسخ

هیچوقت شیر خودمو نمیدادم
از روز اول پستونکش میدادم تا خوابش سنگین بشه
تو سر و صدا میخابوندمش که حالا بتونم موقع خوابش به کارام برسم 🫠

و حرف آخررر خانمااااا حسرت گذشته و کارای کرده و نکردتوتو نخورین شما هر کاری کردین تلاش موقعیتی ک توش بودین بوده و شما معجزه گر زندگی بچتوتین بخدا همش میگزره که گذشتتتت رو تربیت و آینده بچه ها تمرکز کنین شیر دادن ندادن سز یا طبیعی همش یکیه که تهش شده همین گل پسری یا گل دختری ک تو زندگیتونه ❤️🧡💚 تنش سالمه ؟شکررررررر ادامه بدین قوی و با قدرت ...قربون‌همتون مامان گلیاااااا

من کلا راضی ام خداروشکر همه کارایی ک باید میکردمو کردم ت سروصدا خابوندم شیر خودم ک اصلا دوس نداشتم خودم تا چهارماهگی خورد ولی من ازشیر دادن بشدت بدم‌میومد و خداروشکر الان ت ۱۳ ماهگی وزنش بالای نمودار قدشم عالیه شیرخشک روزی ی بار کلا میخوره و علاقه ای نداره فقط پستونک و مادرشوهرم داد ک اونم هم خوبه هم بد نظری راجبش ندارم

ولی من از هیچی زایمان و بعدش ناراضی نبودم.همه باب دلم بود و خوب پیش رفت.
فقط اگر برگردم ب عقب سختگیریای بهداشت توی بارداری رو بی اهمیت میگیرم.

هیچ وقت شیر خودمو بهش نمی‌دادم هیچ وقت

شیر خودمو میدادم

من تمام سعیمو میکردم شیر خودمو قطع نکنه

از همون اول شیرخشک میدادم بهش
بعد زایمان بیشتر از یماه خونه مامانم بودم برگردم عقب سر ده روز میرفتم خونه ی خودم

هم شیر خودمو میدادم هم شیرخشک. الان انقدر اویزون میشه برای شیر عصبی میشم.شیرمم قوت نداشت خوب وزن نگرفت.
حتما پستونک میدادم بهش
زایمان طبیعی نمیکردم

دوروز بعد زایمان تلفن صحبت نمیکردم اونم تایم طولانی که بعدش اون سردردای کذایی رو بگیرم ، من زایمانم عالی بود تا دوروز
بعدش ۵ رو سردرد خیلی وحشتناکی گرفتم که خودم فکر میکنم بخاطر صحبت با گوشی بود، از شانسم یه آدم حراف زنگ زد بهم و کلی حرف زد بعدش سردردام شروع شد

هیچی وقت رو در مهمون نمیومدم

من از همه چی راضی ام فقط دیگه انقدر به حرف بهداشت توجه نمیکردم حرص بخورم رو پامم نمیخوابوندمش که تا الان اسیر باشم چندساعت دیگه ام باید برم سرکار

ای کاش میشد برگشت، من شیر خودم رو میدادم وپستونک هرگزبهش نمی‌دادم ،بزرگترین حسرت من شیر ندادن به پسرم هستش چون دخترم شیر خودم رو خورد

منم هیچ وقت شیر نمیدادم

من اگر برمیگشتم ب اولین زایمانم شیر خودمو نمی‌دادم شیر خشک میدادم.. شیرم خوب نبود بچم ضعیفه خیلی . خودمم ب شدت لاغر شده بودم بعد شیردهی ب زور پودر چاقی یکم وزن گرفتم. تازه از یه سینه هم میخورد فقط. خیلی اذیت شدم سر شیردهی . شقاق سینه و اینام گرفتم

برید واسش کلاه فرمدهی درست کنید تا ۱۸ ماهگی میتونه بپوشه اوکی میشه سرش دکتر طاهر بابایی تهران هستن

از همون اول شیشه شیر اونت می‌خریدم تو بارداریم که بچم بخاطر شیشه شیر نامناسب رفلاکس و کولیک نگیره 😢
راجع به خودمم نمیتونم بگم چیزیو تغییر میدادم چون خیلی اذیت شدم سر مشکلات دخترم هنوزم برگردم عقب باز نمیتونم قوی باشم

خواب مستقل رو کار می‌کردم باهاش که الان وابسته شیر نباشه هر شب ۴۰بار تا صبح بیدار بشه شیر بخواد 😭 و کنار شیرمادر شیر خشکم میدادم که فقط نچسبه به من.

هیچی اینقدر خودمو اذیت نمیکردم سر زردی چون خودش خوب شد
دیگه همه کارم راضیم فقط جای بخیه گدشت اضافه هورد شاید خوب مراقبت نکردم نمیدونم بااینکه این همه حواسم بود

والا من همه چی اوکی بود چیزی رو دوست ندارم عوض کنم هم زایمان سزارین خوبی داشتم هم بچم خوب از همه لحاظ خداروشکر شیر خشک هم دادم راضیم ده تا دیگه بچه داشته باشم شیرخشک میدم بچمم از هر لحاظ خداروشکر رو رواله

دقیقا منم همینطور

خونه خودم میومدم با کسی تعارف نمی‌کردم حتی خانوادم

از روز اول شیرخشک میدادم وقتی از اول از شیر دادن بدم میومد ی ماه هی وز وز بقیه دم گوشم آزارم داد اینک مادر بدی هستم اینک افسرده شده بودم

از اول بهش شیرخشک میدادم من زیاد شیر نداشتم تا چهارماه بچه ام از گشنگی گریه میکرد سینه ی بدون شیر رو میزاشتم دهنش میگفتم شیرخشک نمی دم من تا عادتت نکنه که نشد
بعد اگه برمیگشتم عقب زایمان طبیعی رو صدرصد انتخاب میکردم

من شیر مادر میدادم

سعی میکردم شبا بخوابم و چراغارو خاموش کنم که بچه فرق شب و روزو بفهمه
با هر گریه ای بهش شیر نمیدادم که ریفلاکس نگیره🥲

از اول شیرخودمو با تلاش بیشتر و تجربه بیشتر میدادم.. درکنارش شیرخشک میدادم با قطره چکان تا زمانی که شیرم راه بیوفته..
اگرم برمیگشتم به یه روز قبل زایمان اصلا سز نمیکردم

اونقدر به خودم سخت نمیگرفتم تو بزرگ کردن و خورد و خوراکش
در کنار شیر خشک شیر خودمم میدادم
از اول شیر خشک دادم

از اول شیر خشک میدادم تا تو بیمارستان بستری نشه

سوال های مرتبط