ن بر عکس حال بهم زنه،با دوتا بچه کوچیک پشت هم،رو ب مرگم،
هر روز یه حالم
بعضی روزا شاد و شکرگزار ، بعضی روزا بیحال و بی تفاوت
ولی درکل سختتر از اولیه چون اونموقع میتونستم هرچقدر میخوام بخوابم کسی مزاحمم نمیشد
بارداری سوم افتضاحه از درد لگن رو موتم ولی نمیتونم استراحت کنم و حسابی کلافم
نه خیلی سختر از اولیه
نه اولی بهتر بود خیلی استرس اش بیشتره خیلیم دیر میگذره بچه دیگه امم یکم اذیت میکنه بخاطر هورمون هام هی عصبی میشم دلم براش میسوزه کلا کلافه ام
برا من دومی از اولی بهتر بود الآن سومی از دو تای قبلی راحت تره
البته ویار و... رو دارم ولی یاد گرفتم که چه چیزایی رعایت کنم که مثلا بتونم چیزی بخورم یا بدن دردم کمتر باشه
دومی خیلی سختره کمرم ازدرد شکسته
ببین برای من کلا سخت تر شده چون یه بچه کوچیک هم داری اختیار خوابیدنت هم دست خودت نیست حالا من بازم شوهرم خیلی کمکه دستش درد نکنه وگرنه حداقل از لحاظ روانی فروپاشیده بودم😅
والا من بارداری پراسترسی داشتم ولی دخترم پنج سالشه واقعا داره اذیت میکنه خستم کرده شوهرمم تادیرموقع سرکاره اونم بدجور روانمو بهم ریخته ازیه طرف میرم خونه مامانم دلمبازشه داداشم و دخترم یه سال فرقشونه همش درحال دعوان اونجامدیگه دلم نمیخاد برم
ولی کلا تودلیمو خیلی دوست دارم وبازمبااین همه چالش خیلی خدارو شکر میکنم بابت اومدنش توزندگیم چون برا بدست آوردنش ازجونم مایه گذاشتم فقط ازخدامیخام این چن هفته به خوبی و خوشی بگذره و دیگه بچم بدون هیچ چالشی سالم و سلامت بیاد تو بغلم بلکه تمام خستگیاموبشوره ببره
خیلی سخته خیلی فرق داره بااولی... سنگین شدم ازالان وکمرمم داره نصف میشع
🙄🙄🙄
بارداری دوم سه ماه اول خیلی برام سخت گذشت
حالت تهوع و ویار شدید حساسیت به بو تو سه ماهه اول خیلی اذیت کننده بود برام
ولی چون سرگرم بچه اولم بودم زمان نسبت به بارداری اولم زودتر گذشت
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.