۷ پاسخ

مشکل اینه خیلیا رابطه رو شروع میکنن برای فرار از تنهایی🥺یعنی از تنها بودن با خودشون میترسن پس این سوال برای خیلیا عجیبه چون جوابی ندارن😶

اره دقیقا

متنت عالی بود❤️

آفرین دقیقا. مثلا شوهر من اصلا تنهایی بلد نیست حالش خوب باشه همیشه باید کسی کنارش باشه

خیلی خوب بود مرسی

عزیزم بی ربط ب تاپیکت
اسپرسوعه؟چجوری انقد کرم داره؟

قشنگ بود مرسی عزیزم ♥️

سوال های مرتبط

مامان روزبه و حسین مامان روزبه و حسین ۵ ماهگی
از پوشک گرفتن کودک یک فرآیند مهم و حساس است که نیاز به صبر، حوصله و هماهنگی بین والدین و کودک دارد. مراحل کلی 👇

1⃣ آماده سازی (قبل از شروع فرآیند)

🔸 شناخت نشانه های آمادگی کودک:
✖️ توانایی کنترل ادرار و مدفوع برای حداقل ۲ ساعت
✖️علاقه به استفاده از لگن یا توالت
✖️ توانایی درک و اجرای دستورات ساده
✖️ ناراحتی از پوشک کثیف و تمایل به تعویض سریعتر
✖️سن مناسب (معمولاً بین ۱۸ تا ۳۰ ماهگی، اما هر کودک متفاوت است).

🔻خرید وسایل لازم:
📍 لگن کودک (ترجیحاً طرحدار و جذاب برای کودک)
📍 شورت آموزشی (در صورت نیاز)
📍کتاب یا قصه های مرتبط با آموزش توالت

✅ آموزش غیرمستقیم:
📍کودک را با مفهوم دستشویی رفتن آشنا کنید.
📍 از کتابها یا انیمیشن های آموزشی کمک بگیرید.

2⃣ شروع فرآیند از پوشک گرفتن

✅ انتخاب زمان مناسب:
📍 بهتر است در فصل گرم سال شروع شود تا شستشو راحتتر باشد.
📍 دورانی را انتخاب کنید که استرس کمتری در خانه وجود دارد (مثل مسافرت یا تغییرات بزرگ دیگر).

✅ معرفی لگن به کودک:
📍 لگن را در محل بازی کودک قرار دهید تا با آن آشنا شود.
📍 تشویق کودک به نشستن روی لگن (حتی بدون نتیجه).

✅ برنامه ریزی برای نشستن روی لگن:
📍 بعد از بیدار شدن، قبل و بعد از
خواب، و بعد از غذا کودک را روی لگن بنشانید.
📍اگر موفق شد، او را تشویق کنید
(با کلام، آفرین گفتن یا جایزه کوچک).

✅ کاهش تدریجی استفاده از پوشک:
📍ابتدا در طول روز پوشک را بردارید و
فقط در خواب یا بیرون از خانه استفاده کنید.
📍 از شورتهای آموزشی کمک بگیرید تا
کودک تفاوت بین پوشک و لباس زیر را درک کند.

#مــامــامـــصیر|عضو شوید 👇
https://eitaa.com/joinchat/3064004999C0e2188af76
مامان 🌺goli🌺 مامان 🌺goli🌺 ۲ سالگی
سلام از روزهایی که برای ایران غم زده ایم...🖤
داغ جوانان پرپرشده ی وطن جگررا می سوزاند و تنها فریاد سکوت است که از ایران مظلوممان به گوش خدا می رسد،باشد که عدل پرودگار روزی ظلم و ستم حقیقی را آشکار کند.


امروز هم گذشت و سیاهی شب باز آسمان را کبود کرد...
تشک های گل منگلی پهن شده روی زمین،و ما امشب سه تایی کنارهم‌می خوابیم...،تنم زمین رو لمس می کنه و آرام گرفتم.
و من در فکر اینم،امروز چگونه سپری شد؟!
دوخت و دوز،تمیزکاری و پخت و پز و بازی با دخترگلی...
و فکر و فکر و فکر...
گریه های خواهرشوهرم پشت تلفن و درد دل هاش،فکر رفلاکس دخترم، کارهای انجام نشده، برنامه های عقب مانده،فکر جنگ،دی ماه،روزهای پیش رو و...
کاش می شد مغزم رو برمیداشتم یک ساعتی استراحت می کردم و دوباره سرجاش می ذاشتم.
به قران پناه بردم باصدای بهروز رضوی...
قلبم کمی منظم تر تپید
ولی هنوز هم این اضطراب و استرس و بالارفتن ضربانی که دیگه برام قابل کنترل نیست...
ته همه ی این ها تنها چیزی ک ب زبانم میاد میگم خدایا بازم شکرت...❤️


الهی شکر برای گذر روزامون❤️