۱۱ پاسخ

ما پنج تا بچه ایم
منم مادرم فوت شده و خواهرمم داره جدا میشه شبو روز فقط گریه میکنم

نه ما هم زیادیم ولی همش فکرم درگیر خواهر برادرامه،کلا خواهر اینجوریه دلسوزه

ما هم ۳ خواهر ۲ برادر ...درد و مشکل اونا از مشکل خودتم عذاب ترع برااااام
خدا کمک هممون کنه

ما چهار تا خواهریم ولی واسه یه سردرد یه دونمون دنیامون بهم میریزه

من ندارم وازاین بابت خوشحالم ک حداقل غصه زندگی کسی نمیخورم ولی طلاق ک ناراحتی نداره اگ زندگیش واقعا بدبوده خوشحالی هم داره ک راحت میشه ازغصه وغم حداقل

من پنج تا خواهر ی برادر دارم ربطی نداره منم برای تک تک غصه هاشون غصه میخورم ب یدونه یا ده تا نیست کلا غم خواهر برادر انگار غمه خودته

عزیزم ما 6تاخواهریم جونمون وابسته همه خیلی توفکرهمیم

والا منکه فقط یدونه داداش دارم وقتی ب مشکل میخوره درحد مرگ غصه میخورم
ولی اون اندازه من دلسوز نیست نمی‌دونم چرا

من کلا یه داداش دارم همه ی غصم اونه همش فکر میکنم کجاست چیکار میکنه چیزی خورده وضعیتش روب راهه یا نه

من ک به خواهرم گفتم اصن ازدواج نکن مجردی یه دردسره ازدواج هزار تا دردسره

منم خیلی درگیر میشم جوری که همسرم میفهمه چیزی شده

سوال های مرتبط

مامان ِ نـی نــی🧸 مامان ِ نـی نــی🧸 ۲ سالگی
چندوقته میخوام یه تاپیکی بنویسم ولی از قضاوتا ترسیدم
ولی مینویسم حداقل ذهنم یکم آزاد بشه
یه مدته از لمس شدن و ابراز علاقه ی بچم نسبت به خودم اذیت میشم
البته حس میکنم ذات پسر بچه همینه چون مامانی ان
ولی خب چون تجربه ی اولمه از بچه داری شاید حداقل برای من اینجوریه
مثلاً نشسته با خودش بازی میکنه یهو میپره صورتمو بوس میکنه اونم نه یه بار چندباااار
یعنی این حرکت در طول روز بالای 10 بار اتفاق میوفته و خودم ناراحت میشم که بعضی وقتا دورش میکنم از خودم
یا وقتایی که میخواد بخوابه حتماً باید گوشمو بگیره یا موهامو بگیره
می‌دونم الان با خودتون میگین دلتم بخواد یا چقدر لوسی و این حرفا
نمیدونم با این تاپیک قصد تونستم حسمو دقیق بهتون القا کنم یا نه
دوست داشته شدن تا یه حدی خوبه بیشتر از اون عذاب آوره
شاید بعداً که بزرگ شد دلم واسه این کاراش تنگ بشه ولی الان حس میکنم چون فشار رومه و وضعیت اونجوری نیست که دلم میخواد حساس شدم
نمیدونم واقعاً





فرزند پروری پوشک فرزند پروری شیر خشک فرزند پروری نوزاد فرزند پروری