۶ پاسخ

منم همینطوری شدم،حتی حوصله خودمم ندارم
همشم که باید استراحت کنم، از اتاقمم حالم بدمیشه ولی مجبورم تحملش کنم

گاهی وقتا منم اینجوری میشم هورمونام قاطی میکنن....

چقدر این هورمون ها عجیب هستن تو بارداری چیا که تجربه نمیکنی اصلا تصوراتم از بارداری یه چیز دیگه بود تا اینکه باردار شدم و فهمیدم کلا اشتباه فکر میکردم .

منم پارسال زایمان کردم از همه بدم میومد اصلا دوس نداشتم با کسی حرف بزنم هورمونای ادم بهم میریزه، فقط اگه ادامه دار شد برو پیش مشاور چیزی نزار افسردگی واست بمونه یه دوستم بچش سه سالش هنوز افسردگی داره میگه بیمارستان بودم کسی نبود همش تنها بودم همیشه عصبی هست خیلی داغونه

همیشه یکی هست ک شرایطش از شما بدتر باشه ، من طول سرویکس ندارم دیگه بچه هم پایینه کاملا ، همسرم شغلش ی شهر دیگس من خونه مامانم اینام همش درد دارم و توی زایشگاه ام استراحت مطلق ام هرچند که اطرافیان هیچی نمیگن و همه جوره مراقبم هستن ولی من از این شرایط ب شدددددددت متنفرم حتی دیگه از تکون های بچه هم میترسم

من حتی چند روز پیش حرکت بچه هم کلافه م کرده بود در کنارش از همه متنفر بودم حوصله نداشتم برو بیرون تو هوای آزاد بچرخ خوب میشی

سوال های مرتبط