لطفا راهنمایی کنید من خیلی ناراحتم احساس میکنم تو تربیت کم گذاشتم در حالی که اینطور نبوده همیشه توجه کردیم احترام گذاشتیم نهایت دعوا یه خورده ثدامو‌بردم بالا گفتم بره اتاقش .دختر من یه کاری بکن نکن از قصد انجام میده و دست بند می‌کنه در حالی که همش دستشو گرفتم که اجازه نداری ولی بدتر می‌کنه یا لج صداشو بالا میبره مثلا به یکی توجه کنم می‌ره اونو میزنه خیلی ناراحتم و گوش نمیده به حرفم دو هفته شده من این داستان برام پیش اومده بچه خواهرمو‌بقل کنم ۵ماهشه نمیزاره به شدت حسادت می‌کنه در خالی خواهرم هم شدهتر من بقا می‌کنه هزار بار می‌پرسه تو منو دوست داری یا بچه خواهرمو..من همیشه میگم تو رو .بعضی اوقات شبیه عقده آیی رفتار می‌کنه اونایی حسادت کینه دارن تو خانواده نداریم اصلا خدایش نه باش نه عمه عاشق نه سمت ما دیروز خاله بزرگش بچه خواهرمو بقل کرد گرفت خاله اشو زد و من خیلی ناراحت شدم فقط خواهرم دستخوش گرفت گفت این کارو نکن خاله بعد مامان کن توجه نکنید رو شروم نکنید بدتر میشه بعد مامانم نازش کرد از این داستانها .نمی‌دونم چرا اینطوری می‌کنه کجا کم گذاشتم 😔😔😔😔😔😔😔😢😢😢

۴ پاسخ

عزیزم دختر من مامانم بهش بگه چرا لیوان اب رو ریختی میزنه زیر گریه میگه مامان جون منو دوست داری؟باباش کوچیک ترین حرفی بهش بزنه میاد تو گوشم میگه بابا خیلی بده دیروز باباش داشت میگفت غذاشو بخوره منم گفتم بابا راست میگه بشین غذا بخور دیگه اینقدر داد زد و گریه کرد همش می گفت دوتا تون بد جنس هستین یک چند دقیقه هم بگذره میاد تو بغلم آروم میشه ،اینقدر هم رو خواهرش حساسه هر کس خواهرش رو ببوسه بدو میره تو بغل طرف اینم ببوسن ،بچه هستن نمیشه گفت حسودن دارن یک سری احساس ها رو برای اولین بار درک می کنن و باهاشون به مرور کنار میان ،اگه برخورد خوبی داشته باشیم و بهشون محبت کنیم و حس حسادت توشون تقویت نکنیم یک چند ماه دیگه این حالت تموم میشه و کنار میان..

مشکل از تربیت شما نیست،اقتضای سنشه.دختر من هم با اینکه همه بهش توجه و محبت دارن،وقتی یکی با آبجی کوچیکه ش بازی میکنه یا نازش میکنه هی میاد وسط،هی آجیشو فشار میده و... . همه توجه ها رو واسه خودشون میخوان تو این سن

خب بچه اس دیکه یه مدت به بچه کوچیکخ پیشش توجه نکنید از طرفش براش کادو بگیرید خوب میشه
و شما خودت بچه خواهرتو اصلا بغل نکن پیش دخترت

عزیزم کم نزاشتی افتضای سنیش هست گلم

سوال های مرتبط

مامان مهیار مامان مهیار ۴ سالگی
مامان شهریار مامان شهریار ۴ سالگی
سلام تا حالا شده کسی به خودتون و بچه‌تون حس منفی بده؟ به طوری که شب تا صبح خوابتون نبره؟!
من مادرشوهرم و جاریم اینجورین. مادر شوهرم مدام بچه منو با بچه جاریم مقایسه می‌کنه در صورتی که بچه من چهارسالشه بچه اون می‌ره کلاس پنجم همه‌اش میگی بچه جاریم اندازه بچه تو که بود فلان کارو می‌کرد فلان بازی رو می‌کرد کاردستی درست می‌کرد. بچه تو هیچی بلد نیست در حالی که بچه جاری من فوق‌العاده بی‌ادبه هنوز بلد نیست سلام کنه سر بزرگتر داد می‌زنه به شدت حسوده ولی هیشکی جرات نداره چیزی بهش بگه جاریم هم هر وقت بچه منو می‌بینه بهش خیره میشه میگه این چشه؟ چرا اینجوریه؟ در صورتی که بچه من عادیه و هیچ مشکلی ندارم
به شوهرم میگم اینا اینجوری به من می‌گن تازه یه چیزی هم بدهکار میشم اینقدر باهام دعوا می‌کنه که تو خودت مریضی و مشکل داری و تا یه مدت منتظر می‌مونه من یه اشتباهی کنم مثلا غذام بسوزه بهم میگه به جای اینکه بگی فلانی اینو بهم گفت آشپزی یاد بگیر.
خسته شدم خیلی تنهام هیشکی نیست باهاش دردودل کنم😔