سلام🎀🧸
چ خبر چیکار میکنین اخر تاپیک ی سوال دارم
من ک بچهام رو دارم میخوابونم🤱
ظرفهامم شستم🍽
برای شب قورمه سبزی بار گذاشتم البته با مرغ 🍗🥘
مونده برنج بخیسونم
دربهای ورودی و اتاق ها رو پاک کنم با جاکفشی🧺🧽
لباسهای شسته شده پهن کردم🧺

_______________________________

سوالم اینه بیشتر دوستان میدونن پسرم پیش مادرشوهرمه چون۴بچه رو نتونستم نگه دا م
و اینکه بیشترتون میدونین کهههه چند روزی مادرشوهرم نبود و ما خونه شون بودیم
حالا دختر بزرگمم با خودشون بخاطر پسرم بردن
یعد از دیروز ک برگشتن فک کنم دخترم رو اذیت کردن ی بغضی تو گلوشه 😑 بچهای کوچیک باهاش حرف میزنن بچهای خودم میگم
یهو ی جیغ بدی میزنه نمیدونم چرا و از چیه از صبح چند بار یهو جیغ زده گفتم نکن یهو اعصابم خورد شد یکی زدم ب صورتش
جیییییغ نهه مث جیغی ک بغض کرده یهو انگار خدایی نکرده یکی بلایی سرش اومده و بغض کنی و جیغ دلهوره اور بزنی
مگر بچه جیغ میزنه نه اینجور ۶سالشه چجور باهاش رفتار کنم😔
چی بهش بگم چیکار کنم تو رو خداااااااااااااااا
شوهرم حالیش نمیشه تا میرن میگه بفرستش یره بخاطر پسرمون
خودشم خوشی میکنه حالا شاید ی هفته دیگه برن دوباره
این ی هفته چجور باهاش حرف بزنم دبگه نره باهاشون

تصویر
۲۲ پاسخ

چی بگم والا . وقتی میدونی بچه بغض داره واسه چی زدی تو صورتش . بجای اینکه تنهایی باهاش بشینی حرف بزنی ببینی چشه بدترش میکنی. بعد ناراحت نشو وقتی توان نگه داری این همه بچه رو نداری چرا چهارمی رو اوردی که بچه یجا دیگه بزرگ بشه

خب پسرتم نفرس بره اون بچه(دخترت)چه گناهی کرده بخاطر برادرش بره اونجا اذیت بشه
پسرتم پیش خودت باشه هرجور خودت دوست داری بزرگ و تربیتش میکنی پسفردا منتی هم رو سرت نیس که ما بچشو بزرگ کردیم

عزیزم میشه بپرسم سه قلوهات هر سه تاشون پسرن یا همین یکیش پسره...اگه همین یکی پسر بوده که اشتباه کردی گذاشتی بره پیش مادرشوهرت و به اونا عادت کنه اگه باز هر سه تاشونم پسر بودن بازم اشتباه کردی چون پسفردا میگه تو بین منو خواهر برادرام فرق گذاشتی

خیلی کارت بد بوده بجاش خیلی متین پیشش باید میگفتی آجی حالش خوب نیس اذیتش نکنید زدیش بعد بغلش میکردی میگفتی گلم چرا حالت خوب نیس دختر من ک اینجوری نیس بهم بگو هرچیه باهم حلش کنیم اتفاقی افتاده چیزی شده یواش یواش دوست شو بپرس ببین خدای نکرده ببخشیدا کسی بهش دست درازی اینا نکرده ک

دیگه بزرگ شده بیارش پیش خودت
آخرش میزنن تو چشمت که تو حواست به من نبود .و برام مادری نکردی .
سایه مادرشوهر بالاسرتون باشه ولی یه روزی اونا از دنیا میرن.
من که باشم اگر ۱۰ تا هم داشته باشم خوابم نمیره اگر تو خونه خودم نباشن

از دخترت پرسیدی ببیتی چرا ناراحته
بدنشو چک کن خدایی نکرده انفاقی نیفتاده باشه

ی سوال
پسرت ک میش مادرشوهرت هست
تو همین شهر خودتون هست یا جا دیگ
درسته از اول با دست اون شیر خورد
باید چند ساعتی گشنگی میدادی از همون نوزادی بهش مجبور میشد میخورد
یکم باید اون موقع ب خودت سختی میدادی
هر نوعدرفتار بدی ک با بچت کنن
هر چیزی
ی عمر این بچه تو ذهنش اینه ک من اضافه یودم
طرحواره طرد شدگی ی عمر تو زندگیش هست
الان بیارش
ب هر سختی ک شده
نکن با اینده بچت با دستای خودت بازی نکن
دخترت هم خوته هیچ کسی نفرست

عزیزم اینطوری ک‌گفتی شرایطتت خیلی سخته با چهارتا بچه.اما اینو بت بگم تو مادر اون بچه هایی نباید بزاری جای دیگ برن.میدونم سخته اما هرجوری شده بچه هاتو پیش خودت نگ دار.بخدا هیچکس برای بچه پدرومادرش نمیشن.بزار پیش خودت بزرگ شن همه چیو باخودت تجربه کنن

عزیزم فامیل مام شرایط شماروداشت دقیقا ی دختر بعد ۳تاپسر یه قلو ولی همه روپیش خودش نگه داشت اون بچه چ گناهی کرده تربیت ومحبت وتوجه شما براش بهتر از هر‌سی دیگه س اوایل سخته بزرگ میشن راحت میشی ولی بعدا پسرت نمیگه فقط برای من جانبود بمونم گناه داره قضاوت نمیکنم ولی چطور طاقتت میگیره پیشت نباشه هرچقدرم جاش خوب وراحت باشه.

عزیزم کاریه که شده اما نباید می‌زدی بچه ۶ساله راحت حرف پذیره مینشستی گفتی چی شده دلیل جبغ زدنات چیه بلکه باهات صحبت میکرد بغلش میکردی بلکه ب حرف میومد من پسرمو هفته ی پیش این موقع بخاطر تنگی مجرا عمل باز کردیم نمی‌دونم چطور برات بگم یک هفته تمام صبح ظهر شب چنان جیغ دادی میزنه مغزم داره ویزنه بیرون اصلا ی وضعی که قابل گفتن نیس هرچقدر بهش میگم جیع نزن بی فایدس

بنظرم دختر تو دیگه اصلا نفرست چون معلوم نیس چه اتفاقی بیفته جای دیگه
دختر تو ک بزرگه پیش خودت نگهدار و با همسرت هم حرف بزن شرایط الان جامعه رو بگو ک صلاح نیس بره جای دیگه باهاش دعوا هم نکن یکی دو روز دیگه کم کم ازش بپرس چرا ناراحته

وقتی تنها ولش میکنی اگه خدای نکرده یه از خدا بیخبر تجاوز کنه بهش میخوای چیکار کنی یه عمر چطوری میخوای درستش کنی

عزیزم
اول بگم اینده همین بچه طلبکارت میشه و میگه چرا بین منو بقیه فرق گذاشتی اگر میگن عادت کرده بگن تو بگو دیکه باید کم کم به خونه و خواهر برادراش عادت کنه
بابت دخترت وااااااقعا گناه داره نفرست بره اون زدنم برو ازش معذرت خواهی کن بگو کنترلم از دست دادم و دیگه تکرار نمیکنم
بعد به هوای جایزه و برچسبو قصه بگو دخترا باید با نامانشون راحت باشن از هر چیزی ناراحتن بگن و اینا
حتما چیزی شده لصلا سر سری رد نشو ...خیلی دلم سوخت واسه دخترت😔

برا چي پسرت پيش مادر شوهرته برو بيارش پس فردا ميگه واسم مادري نكردي تحملش رو داري؟ ميگه چرا اون دو تا قل رو نگه داشتي منو نگه نداشتي؟

اصلا کار درستی نیست بچه باید شب توی خونه خودش بخابه چه پسر باشه چه دختر کسی هم که توانایی نگهداری نداره بچه نیاره نه اینکه باآینده واعصاب بچه بخاد بازی کنه البته ببخشید معذرت میخام اعصابم یه لحظه خورد شد چون این روش رک اشتباه میدونم بااحترام ب نظرشما من فقط نظرخودم گفتم

با دختر هم جای زدن صحبت کن بگو چی شده که عصبی شدی
کسی اذیتت کرده

چنتا بچه داری؟

خب عزیزم بچه ۶ ساله صحبت میکنه درک داره ازش سوال کن خودش برات بگع

عزیزم شما ازدواج دوم تونه
چرا دخترت میره جای دیگه با پسرت

کسی به جز بچه هات بچه های دیگع میان

6 سالشه خوب باهاش صحبت کن بپرس چیکار کردین و چرا ناراحتی قصه بگو. بزرگه دیگه میتونه بیان کنه

یعنی پسرت رو مادرشوهرت بزرگ میکنه؟

سوال های مرتبط

مامان خانوم مامان خانوم ۳ سالگی
سلام قشنگای الی
چ خبر چیکار میکنین من ک حال دلم خوب نیست بگو چراااا
داشتم ظرف میشستم رو کردم ب بچها دیدم یکی از قل هام وای مدفوع کرده اسهال و بازش کرده داره میچکه روی فرش🤢😫😫😫😫😤
سریع رفتم وای من کل فرش رو گرفته ی دست خوب زدمش😔
بارها گفتم نکن پوشک رو باز نکن بگو جیش بدبختی ی چیزی بگو چرا حرف نمیزنی
بزدمش حموم با ی سیم نو افتادم ب جون فرش محکم سابیدم و با صدای بلند گریه کردم 💔 بلند ها بلند بعد اون یکی دخترم رو بردم حموم کارها اون رو انجام دادم لباسهای مدفوعی رو داخل حموم شستم حمومم شستم رفتم دستشویی رو شستم
کابینتها رو ماگ کردم با دربهای داخل چوبی ها همزمان اشکم بند نمی اومد با اهنگ فقط برو و خستم از بهنام بانی
الانم انگار هیچی نشده بعد اون همه گریه و کور شدنم
اب چایی گذاشتم برم دوش بگیرم چایی دم کشید بخورم
واقعا ما مادرا خعلی گناه داریم ولی چ خوب ک زن شدیم ها
دلمون ک بگیره انقدر محکم وسیله ها رو میسابیم خودمون رو خالی میکنینم روشون
شما چیکار میکنین