۸ پاسخ

چون شیر شب نمیخورد واسش مهم نبود شبا
فقط روزا میگفت میخوام اونم وقتی میدید رژ زدم روش بدش میومد فقط دست میزد میخندید

بسیار اسون از شیر گرفتمش
الان دوهفته س از شیر گرفتمش
الانم دستش رو میمیه داره میماله😂

برای من سخت ترین شب های زندگیم بعد از مادرشدنم بود
وقتی پسرم گریه میکرد خودم بدتر بودم
خیلی گریه کردم خیلی برا عذاب آور بود

خودم بیشتر بی قراری میکردم 🥲
هنوزم پشیمونم که چرا بیشتر شیرش ندادم (خیلی بهم وابسته ایم)

دخترم شیر خشکیه یبار شب بیدار سد یکم نق زد همین

پسر من ۵ صبح بیدار شد تا ۵ و ۲۵ دقیقه گریه و جیغغغغ. دیشبم که شب ۱۲ ام بود باز بیدار شد ۵ دقیقه گریه کرد

برا من دخترم اصلا بیدار نشد تا ۸ صبح خوابیدیم تخخخخخت 😂😂😂😂

اره سخت بود
ساعت سه صبح دخترم بیدار شد تا یک ساعت گریه کرد اونم با صدای بلند و جیغ
بعدش سرشو گذاشت رو سینه ام خابش گرفت

بگم بچم شیر خشکیه

سوال های مرتبط