خیلی ناراحتم.
دخترم ۶ سالشه از اول خیلی به من وابسته بود با اینکه ما خیلی اهل مهمونی هستیم از همه فراری بود و فقط به من میچسبید
برای جدا کردن جای خوابش هم همیشه مشکل داشتم همش میگه پیشم باش تا خوابم ببره وقتی هم که میخوابه. دو ساعت پا میشه میاد تو جای ما میخوابه
دیگه امشب قاطی کردم اخه وقتی یکی تو تختم باشه نمیتونم بخوابم پسرمم ۴ ماهشه اونم بخوام تو جام شیر بدم دیگه هیچی جا نیست اینم بگم اصلا به داداشش حسادت نمیکنه مثل پروانه دورش میچرخه
امشب قاطی کردم گفتم برو تو تخت خودت رفت تو تختش صدای گریه ش تا اینجا میومد اهمیت ندادم دیدم پاشد با گریه اثمد دیگه بردم تو تختش کلی سرش داد ردم چند تا هم زدم به پاش و کلی گریه کرد. دیگه خواب از سرم پریده بود و از این که دعواش کردم ناراحت شدم. رفتم حموم برگشتم دیدم هنوز داره گریه میکنه با این که زدمش میگفت میخوام پیش تو باشم. 😭😭😭
خیلی غصه میخورم دعواش میکنم. باز خودمو جمع کردم به روش نخندیدم لااقل دعوایی که کردم تاثیر داشته باشه روش گفتم دیگه نمیای تو تخت ما
گفت چشم
ولی میدونم فردا باز میاد
چی کار کنم باهاش ؟ انقدر هم خوشگل گریه میکنه ادم دلش کباب میشه
یه پسر ۸ ساله هم دارم با اون هیچ وقت این مشکلات رو نداشتم

۱۲ پاسخ

خدا برات نگهشون داره ولی خواهر کمتر میاوردی که بتونی درست محبتت رو تقسیم کنی اونم الان بچس با کتک چیزی درست نمیشع

عزیزم حتما در این مورد با روانشناس کودک مشورت کنید، مسئله ریشه دار تر از چیزی هست که به نظر میرسه

درسته ۶سالشه ولی بچست دوسه سال دیگه یادش میره
یه باهم تو پذیرایی بخوابین تخت جا نیست
یکی از دلایلشم کوچیکه بغلت میخوابه هست
شاید ب زبون نیاره ولی تو دلش میگه چرا اون بخوابه من نه
یاهم چند شب پایین تختش بخواب قصه بخون
میترسه تنها گ میاد پیشت چون خودم این سن میترسبدم شبا سرم زیر پتو میکردم چون مامانم به داداشم میرسید

مهمونی دوس نداره، طبیعیه، اذیتش نکن.
میخواد پیشش باشی تا بخوابه هم طبیعیه.
شاید از اول اون حس امنیت رو نگرفته ازت،
با مشاور صحبت کن دقیق بگه مشکل کجا بوده و حالا چیکار کنی

گناه داره بچه من تا ده سالگی می ترسیدم تنها بخوابم یعنی چی شاید بچه سکته کرد نمی ترسی

بنظرم پیشش بمون تا بخوابه بعد بیا جای خودت اگ بیدار شد اومد پیشت باز ببرش تو اتاق پیشش بمون تا بخوابه برگرد اولش خیلی سخت میشه ولی بعدش یاد میگیره ک اگ جدا هم بخوابه باز تو هستی پیشش
بهت حق میدم ک عصبانی شی داد بزنی دعوا کنی توام آدمی ربات ک نیستی سخته واقعا بچه داری الانم ک میگی معلومه پشیمونی الان ب خودت عذاب وجدان نده تمرکزتو بزار ک دیگ تکرارش نکنی اونم بچست ب تو احتیاج داره دنیاش الان تویی فقط تمرین کن ک اگ تکرار شد اینسری برا آروم شدن خودت باید چیکار میکنی

منم همین مشکل با دو تا پسرام دارم ،شوهرم همش غر میزنه ک برن تو جا خودشون میررن میبینی نصفه شب پهلوم میخابن دلم نمیاد چیزی بگم ولی همسرم خیلی غر میزنه
الان یماه تشک هاشو پهلو خودم میزارم ک راحت بخابن

خدایا چقد مامانا گناه دارن 😢 چقد سخته هم تربیتشون کنیم هم دلمون براشون نسوزه و دلسوزیمون به ضررشون تموم نشه

پسر منم 6سال و نیم تاتوبغل باباش نخوابه خوابش نمیبره تختشو. گذاشتم پیش باباش شبا خیلی باباشچ اذیت میکنه باباش اصلا نمیتونه راکت بخچابه

توروخدا نزنش،دلم ریش شد
منم امروز دخترمو دعوا کردم هنوزم عذاب وجدان دارم.
سعی کن کوچولو عه رو بزاری زمین بعد خواب
با دختري رو تخت بخوابی‌
من با دوقلوهام و دخترم که ۵ سالشه گاهی رو تخت میخوابیم چون دخترم دلش میخواد🫤🤕
من له ترینم.هنوز چله دارم و بیحال اما دخترم اولویت

چقدر شبیه منی تو

من خودم از اینایی بودم که بزور جدا شدم از مامانم😬😬
کم کم بزرگ بشه درست میشه

سوال های مرتبط

مامان هانا مامان هانا ۱۴ ماهگی
داستان زایمان
#قسمت_نهم

وقتی صدای گریه ش رو شنیدم هم خوشحال شدم هم ناراحت از آینده ای که نمی‌دونستم چی میشه کلی خواهش کردم بهم نشونش بدن ولی قبول نکرد دکتر و سریع دخترم رو به nicu منتقل کردن. اونجا بود که از صحبتهاشون فهمیدم از قبل واسش تخت رزرو کرده بودن و فقط من بودم که از همه جا بی خبر بودم و نمی‌دونستم قراره سزارین بشم. هرچی حرف میزدم انگار حرفهام گنگ بود هیچکس صدامو نمی‌شنید.
بعد دوختن شکمم همه رفتن جز یه آقا که تو ریکاوری پیشم موند. تمام فکرم پیش دخترم بود الان زنده س؟ صدا زدم آقا دخترم زنده س؟ گفت اره یه شیردختر مثل خودت آوردی. چند دقیقه گذشت دوباره گفتم آقا تو رو خدا دخترم زنده س؟ و منی که دیگه جوابی نشنیدم.
نمی‌دونم چقدر گذشت ولی دونفر اومدن جابجام کردن رو یه تخت دیگه و گفتن باید تو icu بستری بشی.

از در اتاق عمل بردنم بیرون، مامانم مادرشوهرم و پدرشوهرم پشت در بودن ولی همسرم نبود، نبود همسرم تو دلم رو خالی کرد وقتی بهشون نگاه کردم چشمای همه خیس بود فقط گریه کردم التماس کردم بگید که دخترم زنده س