۶ پاسخ

هیچکس مادر خود آدم نمیشه

من بچم وانمیسته هی میگ برم مامان وگرنه بندهای خدا نگهشمیدارن
علیسان اگ بیدار باش میگ تونباید بخابی

مادرشوهر من تا ۱۲ و ۱ میخوابم حتی یواش حرف میزنه که من بیدار نشم🥹

همون ی ساعتم خیلیه

همشون همینن عزیزم

همه همینن 😂

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
پریشب شوهرم ساعت یک و دو شب امده از بیرون بعد شام میخورد دخترمم بیدار بود همش شبا دیر میاد شام میخوره یا هم بیرون میخوره یا کلا نمیاد خونه..بهد شروع کرده به غر زدن تو نمیتونی به بچه غذا بدی بچه گشنه میزاری و زورت میاد خودت غذا نمیخوری به بچه بدهو... دیگه خیلی غرزد فحش داداینا من هیچی نگفتم بعد من دخترم خوش خوراکه و مثل باباش پرخوره اما وزنش پایینه چون خیلی تحرک داره و پرانرژی.من با شوهرم قهرم ما جدا غذا میخوریم اونم جدا بعد شوهرم کلا خونه نیست نمیبینه من بچه غذا میدم بعد میگه بچه غذا نمیدی حالا بیا بهش بگو که نه اینطوری نیست دیگه خسته شدم توجیح کردن ادما من هرچی بگم نه اینطوریه اون حرف خودشو ثابت کنه من دخترم صبحانه کم میخوره ولی نهار ساعت یک بهش میدم باز خودم ساعت سه میخورم اونم میخوره عصرم میانوعده یا از نهار بهش میدم ساعت ۹ هم ساعت ۱۱ بعد شبم شوهرم میاد بااونم میخوره ولی کامل نمیخوره با من با بازی اینا اونقدری که باید بخوره نمیخوره..حالا شوهرم یا رفیقاشه یا سرکار یا خواب یا تو گوشی تو اتاق بعد اصلا نمیبینه من انگار نامادریشم
چیکار کنمم واقعا جلو بقیه هم بگه
مامان فندق و گردو مامان فندق و گردو ۳ سالگی
امشب رفتیم پارک جامون رو یه طوری انداختیم که روبروی سرسره باشیم و پسرم رو ببینیم اولش که شام خوردیم شلوغ بود یا من میرفتم سر میزدم یا شوهرم بعد خلوت شد فقط پسرم بود تو سرسره به بچه اومد یه عروسکم دستش بود پسره من کلا خیلی بچه ها رو دوس داره رفت سمتش برای بازی بچه هه ماشالله هاپاره بلند داد زد که نمیدم مال خودمه برو اونور میخاست قورت بده پسرمو من خیلی آتیش میگیرم کسی سر پسرم داد بزنه چون هنوز صحبت نمیکنه ونمیتونه منظورش رو بگه دیدم داره اشک میریزه میاد سمت ما بدو بدو رفتم سمت اون بچه رو سرسره داد زد که عروسکمو نمیدم بهش مال خودمو منم بهش گفتم خوب به جهنم که نمیدی بار آخرت باشه داد میزنی ها یهو مامان باباش از اونور اومدن که چکار به بچه ما داری گفتم ماشالله این بچس داره مارو قورت میده من پسرم رو آوردم اونام بچشونو بردن شوهرمم از جاش تکون نخورد بگذریم که چه دعوایی باهاش کردم چرا هر کی به پسرم چیزی میگی گریه میکنه میاد پیش من یعنی از این بچه های بی دست و پا قرار بشه که نمیتونه جلو کسی وایسه و خودش جواب بده