۱۰ پاسخ

عزیزم آدما حرف مفت زیاد میزنن
تو استرس به خودت وارد نکن.خانوادهذشوهز منم خیلی ناراحت بودن بخاطر شیرخشکی شدن پسرم،ولی الان بعد چند وقت هر کیو میبینن میگن عه رشد نکرده بچه بهش شیرخشک بده

کاش آدما یادبگیرن داخل مسائل خانوادگی وخصوصی مردم دخالت نکنن
بنظرم اصن ب حرفاشون اهمیت نده خودتو اذیت نکن بیخیال باش عزیزم

اصلاااا اهمیت نده فراموشش کن ناراحتیت بگو گذشت رفت حال خودت و بچت و شوهرت و ب خاطر ی سرب حرف مفت خراب نکن مادری کردنم فقط ب شیردادن و ندادن نیست

قدیمی ان دیگه بیخیال محل نده به این حرفا جوایشون رونده.مگه شیرخشک سمه؟خیلیم خوبه والامادرراحت میشه آخه ماکمرمون کجاست دائم سینه دهن بچه کنیم قدیمی هاقوی بودن چیزای ارگانیک میخوردن.بعدشم شیرخشک خیلی مقوی هست

منم دقیقا سر این حرف خیلی دلم شکسته هر بارم دلیلشو توضیح میدم بازم خودشونو میزنن به نفهمی دوباره دفعه بعد میگن چرا شیر خودتو ندادی
اخه یکی نیس بگه آدم گوه خور کی تو این اوضاع کشور و کمبود شیرخشک و گرونی راضیه شیر خشک بده به بچش شیرخودشو نده

عزیزم کاملا درکت میکنم منم شیر نداشتم و‌به هر دری زدم، تازه من خودم پرستارم و تو بیمارستان به مامانا آموزش شیردهی میدادم اما خودم اون موقع بچه نداشتم و خیلی مامانا رو درک نمیکردم، شاید کار خداس تا بعد که برگشتم سرکار بهتر بتونم درک کنمک و بهتر آموزش بدم

آدمای فوضول همه جا هستن عزیزم اصلا اهمیت نده بهشون، از مادر دلسوزتر نداریم پس توام بهترین کار رو واسه بچت انجام دادی🥰🌸🌺

اصلا بهش فکر نکن عزیزم

مادرا که از روی سنگدلی به بچشون شیر خودشونو نمیدن که

بچه خودش نمیخوره
خودش پس میزنه

اصلا اهمیت نده عزیزم اونا افکارشون قدیمیه و طبق اون افکار حرف زدن ب خودت سخت نگیر و دلگیر نشو بعضی ادما بلد نیستن حرف بزنن فکر میکنن خدان ول کن رها کن عزیزم

سوال های مرتبط

مامان قلبم🩷🐣 مامان قلبم🩷🐣 ۸ ماهگی
مامانم اومده خونمون بعد صبحونه من داشتم ظرف میشستم دخترم گریه کرد خوابش میومد مامانم گفت تو بیا بخوابون من می‌شورم خلاصه شیر درست کردم آوردم دخترم داشت میخورد مامانم برگشته میگه شیر خشک میدی نمیدونی که کی بچه گشنس گشنه نیس منم گفتم مگ سینه دادنی آدم می‌فهمه گفت اره دیگ سریع در میاری می‌ندازی دهنش میخوره گفتم چه ربطی داره آخه همش همینو میگین مگه فلانی به بچش شیر نداد بزرگ نشد گفت ن من چیزی نمیگم که گفتم تو داری به یه مادر اینجوری میگی حرفت اصلا درست نیست گفت مگه چی گفتم منم گفتم داری حس عذاب وجدان میدی به من که شیر خودمو نمیخوره بچه مگه شما شیرخودتو دادی چیشد من اصلا دوست دارم شیرخشک بدم گفتم اصلا جایزه واسه شما که شیرخودتو دادی من نمی‌خوام به هیچکس هم ربطی ندارد دوست دارم شیرخشک بدم بعدشم بدون هیچ حرفی بلند شد رفت واقعا خسته شدم من خودم مادرم میفهمم از خدامه بچم شیر خودمو بخوره ولی نخورد چون شیری نداشتم که بخوره این حرف یعنی چی اون همه تلاش کردم هیچکس ندید اون روزا و یادشون رفته با گریه به بچم سینمو میخواستم بدم زرتی میرفتن شیرخشک درست میکردن که گریه بچرو در نیار الآنم از من طلب کارن فکر میکنن واسه من مهم نیست مگه میشه
مامان باران💓 مامان باران💓 ۸ ماهگی