۱۹ پاسخ

منم دقیقا همین مشکل رو دارم از طرفی مامانم دنبالمه دوست ندارم پیش کسی دیگه جز مامانم بذارمش باید به شوهرم بگم خودش بمونه پیشش

من به پیشنهاد یکی از مامانای گهواره می‌خوام بگم همسرم شب بیمارستان بمونه دخترمو بغل کنه اونجا بخوابه
اگه اذیت کرد مامانم بره بهش سر بزنه
چون دخترم به شدت بهم وابسته اس
بعد ب مامانم
دیگ هیچ کس رو قبول نمیکنه ،حتی باباش

من پسرم هفت سالشه،میگه من مَردَم میخوام اونشب با بابا تو ماشین بخوابم🤭ولی میذارمش خونه ی مامانم،پدرم و خواهرم اینقدر باهاش بازی کنن پارک ببرنش خستش کنن شب بیهوش بشه نفهمه کی خوابیده🤭

خواهر منم دقیقا همین شرایط رو داشت شبی که بیمارستان بود پسر سه سالش به سختی شب رو کنار بابام که پدربزرگشه خوابید با کلی بازی کردن سرگرم کردنش برا بعدشم خواب دوتا پسراش مثل هم نیست اون میخابه اون بیداره و برعکس بچه ها که اوکی میشن فقط این وسط خواهرم الان سه ماهه درست نخوابیده حتی نشسته هم چرت میزنه از بی خوابی 🥲

هیچی گلم عادت میکنن زیاد سخت نگیر درست میشه 😘خدا انشالله سالم میده تو بغلت ❤️

سلام اگر اتاق وی ای پی بگیری میتونی بچرو ببری با خودت البته اذیت میشه ولی پیشته اگرم نمیتونی از الان سعی کن کم کم عادتش بدی پیش باباش بخوابه که ن اون روز نه روزایی که ممکنه نی نی کوچیکت اجازه نده بری پیشش اذیت نشه و حس نکنه که دیگه دوسش نداری!چون بچه ها خیلی حساسن ممکنه این نبودن هاتو بعدا بزار پای اینکه دیگه دوسش نداری

منممممم😭😭😭دخترم یه سال و نیمه اس
خیلی سخته

آره منم همینطور دخترم 4سالشه نمیدونم چی میشه برا خوابیدنشون

من دخترم از الان پیش باباش میخابه من رو تخت نوجوان دخترم. عادت کرده پیش باباش بمونه. سخت نیس ۱ روزه دیگه . اوو دخترمن تازه دوس داره پیش بچهای دیگه باشه🤣

همه چیز دست خداست بهم توکل کن

وای منم پسرم دوساله چهار ماهشه همش فکر میکنم بدون اون چطوری یه شب بگذرونم

وااای منم ا همین فکر دوسندارم روزا بگذره اصلا
ایهانم با کوجک ترین صدا بیدار میشه باید جوری خواباشونو با هم تنظیم کنم 🤦‍♀️

چند ساله که بچه ی اولی؟ من بچه ی اولم ۱۷ سالشه دغدغه ی اینارو ندارم 🤣 انگار از اول دارم بچه دارم میشمچون همه چیو فراموش کردم 🤭

خب من که اینقدر درد داشتم و بی خوابی کشیده بودم واقعا به بچه اولم فکر نمی‌کردم پیش بابا و عمه اش بود
الحمدلله بیدار نمیشه دخترم سه سالشه ولی اذیت می‌کنه تا بخوابه بعدشم بسپر دست خدا دیگه

ای خدا، منم همینطورم ، این فکرا ذوقمو کور کرده واسه زایمان🥺

منم دقیقا همین فکرو میکنم اصلا تحمل چند ساعت دوری پسرم ندارم چه برسه به یکی دوروز بعد پسرم ۴ سالشه تا پیش خودم نباشه نمی‌خوابه اصلاااا حتی پیش باباش

اون شب که هیچی عزیزم کاری نمیتونی بکنی باید تحمل کنی دیگه،بعدشم انقدر اون شب شلوغی که اصلا گذر زمان رو حس نمیکنی،برای دومی هم راه قطعی ای وجود نداره،باید پسرتو توی یه اتاق دیگه بخوابونی مثلا،یا پنبه ی بزرگ که نره تا آخر توی گوشش،بزاری تو گوشش،در ضمن شاید اصلا دخترت گریه ای و شب بیدار کن نباشه،نگران نباش بسپار به خدا زمان خودش همه چیز معلوم میشه

منم همین دغدغه ها رو دارم هر شب و روز فکرشو میکنم حالم بد میشه

منم‌ب این چیزا خیلی فک میکنم ولی مشاوره ک ررفتم گف اینده رو بهش فک نکن بزار بیاد وببین‌چی پیش میاد

سوال های مرتبط